تمایز میان وحی و خواب

مهم‌ترین دلیل حجیت بخشی گزاره‌‌های ادیان سنتی و بزرگ از وحی سرچشمه می‌گیرد که جنبه الهی دارد و مخصوص به اوست. در فرقه‌های نوظهور مفهوم حجیت‌بخشی به تجربه خواب که شامل مکاشفه و شهود هم می‌شود، تقلیل پیدا کرده است و به جای جنبه الهی، جنبه انسانی و ارتباطی مستقیم با تجربه انسانی دارد.

تأکید ادیان سنتی بر وحی و ادیان نوظهور بر خواب یا هر تجربه‌ای نزدیک به خواب، تمایز و چالش اصلی میان دو ماهیت مختلف را نشان می‌دهد. وحی عالی‌ترین اتفاق برای عقل فعال است و در بالاترین سطح آگاهی به‌وجود می‌آید و خواب عجیب‌ترین تجربه برای عقل جزئی است که در پایین‌ترین سطح آگاهی حرکت می‌کند

چیستی وحى

مهم‌ترین مسئله در بیان دین و گزاره‌های دینی شامل مجموعه گزاره‌های اخلاقی و دینی، مجموعه دین، وحی است. حجیت‌بخشی هر گزاره اخلاقی به سه دلیل معتبر نیاز دارد که بدون هر یک از آنها هیچ حجیتی برای عمل به آن و به‌وجود آمدن اخلاق و دین باقی نمی‌ماند این دلایل عبارت است از:

  • اول نظر و اراده خدا در مورد وحی و منشأ الهی آن
  • دوم نزول وحی از طریق اراده خدا
  • سوم نبی به عنوان دریافت‌کننده وحی و موضوعیت اعلام وحی از طریق او.

این سه دلیل، دلایل حجیت‌بخشی گزاره‌های اخلاقی و دینی در مجموعه دین است. وحی که از جمله اختصاصات ادیان توحیدی یا ابراهیمی به‌شمار می‌آید، نوع خاصی از تکلم خدا با پیامبرانی است که برای هدایت عالم از سوی خدا فرستاده شده‌اند و تجربه‌ای اختصاصی است که با موارد دیگر تفاوت های فراوانی دارد. خداوند در این رابطه می‌فرماید:

«إِنَّا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ کَمَا أَوْحَیْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَیْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَ عِیسَى وَ أیُّوبَ وَی ُونُسَ وَ هَارُونَ وَ سُلَیْمَانَ وَ آتَیْنَا دَاوُودَ زَبُورًا»

«به تو وحی کردیم؛ همان‌طور که به نوح و به پیامبران بعد از او وحی کردیم و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی کردیم و به داوود زبور بخشیدیم.» (نساء: ۱۶۳)

وحی مربوط به عالم بیداری است؛ حتی اگر در خواب نبی اتفاق افتد، با رخ دادن آن در بیداری تفاوتی ندارد. وحی همراه با آگاهی کامل است؛ حتی در جزئی‌ترین نقاط پنهانش اما مکافشه و شهود به دنیای خواب که در پایین‌ترین سطح آگاهی اتفاق می‌افتد تعلق دارد.

وحی فعل خداست؛ اما مکاشفه و شهود و خواب فعل بشر و احوال بشری در آن دخیل است؛ یعنی وحی از شئون واجب الوجود و خواب از شئون ممکن الوجود است؛ به همین دلیل در مکاشفه و شهود و خواب امکان خطا و نقص وجود دارد؛ اما در وحی چنین نیست.

وحی و تکلم خدا به دو صورت اتفاق می‌افتد:

۱. بی‌واسطه: به این نوع از وحی، «وحی صریح» هم گفته می‌شود که واسطه‌ای میان اراده و وحی خدا و نبی وجود ندارد.

۲. با واسطه: به این نوع از وحی، «وحی از ورای حجاب» هم گفته می‌شود که واسطه‌ای به نام ملک در انتقال اراده و وحی خدا به نبی وجود دارد.

خداوند در این رابطه می‌فرماید:

«وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیَا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حجاب»

«و هیچ بشری را نرسد که خدا با او سخن بگوید؛ جز از طریق وحی یا از فراسوی حجاب» (شوری ۵۱)

وحی در هر دو شیوه یک خصوصیت بسیار مهم با خود دارد و آن اینکه هنگام نزول وحی بر نبی تفسیر و تأویل آن به صورت کامل انتقال می‌یابد؛ یعنی نبی آن را همان طور که نازل شده است، دریافت می‌کند و به همان شکل کامل از طریق نبی به دیگران تعلیم داده می‌شود.

در حقیقت ممکن الوجودی که بخواهد محل نزول وحی قرار گیرد، نیاز به شرط عصمت دارد تا وحی را بدون نقص و خطا دریافت کند و بدون نقص و خطا تعلیم دهد. این از جمله خصوصیات عصمت به شمار می‌آید. خداوند در این رابطه می‌فرماید:

«وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِیرًا»

«و آن را به حق فرود آوردیم و به حق فرود آمد و تو را جز بشارت دهنده و انذار دهنده نفرستادیم.» (اسراء ۱۰۵)

در متون اسلامی وحی به معنای نزول شریعت است و اختصاص به انبیا دارد. در مورد اوصیای رسول خاتم به جای وحی از الهام یا تحدیث استفاده می‌شود که جنبه نزول شریعت ندارد. تکلم خدا با نبی از طریق وحی، به دو شکل است، اگر مربوط به نزول شریعت باشد، «وحی» و اگر مربوط به حقایق تکوینی عالم باشد، «حدیث قدسی» نامیده می‌شود.

پس نزول وحی نیازمند وجود عصمت در عقل فعال یا عقل کلی است. وحی از طریق واجب الوجود به عقل فعال می‌رسد و عقل فعال با توجه به برخورداری از عصمت و بدون دگرگونی آن را به عقول جزئی انتقال می‌دهد.

عقول جزئی از طریق اتحاد با عقل فعال می‌تواند به بخش نامتناهی از گزاره‌های اخلاقی و دینی دست یابد و از این طریق به کمال برسد. در اینجا این نکته مهم است که عالم خواب که مکاشفه و شهود از جمله آن است، هیچ گونه جنبه حجیت‌بخشی در شریعت ندارد و به‌واسطه آن نمی‌توان به اعتبار چیزی حکم دارد.

حجیت‌بخشی از طریق وحی یا از طریق اتصال و اتحاد عقل جزئی به عقل فعال حاصل می‌شود؛ اما عالم خواب عالم نفسانی جزئی است و به همین دلیل، امکان خطا و نقص در آن وجود دارد. بر فرض صحت خواب و مکاشفه، باز هم هیچ گونه دلیلی برای پذیرش و حجیت‌بخشی آن وجود ندارد.

در متون دینی ادیان ابراهیمی از وحی بسیار سخن رفته است؛ به عنوان نمونه در تورات چنین آمده است:

«و این برکتی است که موسی مرد خدا قبل از وفاتش به بنی اسرائیل برکت داده و گفته است: یهوه از سینا آمد و از سعیر بر ایشان طلوع کرد و از جبل فاران درخشان شد و با کرورهای مقدسان آمد و از دست او برایشان شریعت آتشین پدید آمد.»

این فراز در مناظرات امام رضا با بزرگان ادیان در حضور مأمون عباسی نیز مطرح شد. امام رضا در تفسیر این آیه فرمود:

«نور از کوه طور سینا آمد به وحی خداوند اشاره می‌کند که در طور سینا بر موسی بن عمران نازل شد. از کوه ساعیر بر ما درخشید؛ اشاره به کوهی است که خداوند در آن بر عیسی بن مریم وحی کرد. از کوه فاران بر ما آشکار شد به کوهی از کوه‌های مکه اشاره دارد که تا مکه یک روز فاصله دارد؛ این قسمت اشاره به وحی بر رسول خاتم دارد.»

چیستی خواب

خواب هیچ گاه به صورت کامل اتفاق نمی‌افتد. قوای عقلی همیشه بیدار است و هیچگاه مرحله نبود عقل را تجربه نمی‌کند. حتی هنگام مرگ هم اجزای اصلی قوای عقلی به حیات ادامه می‌دهد و در سیر فطری و تکوینی، به سمت روح در عالم برزخ حرکت می‌کند؛ اما در خواب، در پایین‌ترین سطح آگاهی خود قرار می‌گیرد.

در حقیقت در مراتب مختلف آگاهی که در عقل جزئی به وجود می‌آید، خواب مرحله ورود به آگاهی حیوانی یا غریزی است که همیشه بیدار است و به فعالیت خود ادامه می‌دهد دنیای آگاهی حیوانی، دنیایی است که هر چند در سطح پایه زندگی می‌کند، قدرت دست یابی به بخش‌هایی از عقل را که در آگاهی انسانی دسترسی به آن ممکن نیست، فراهم می‌نماید.

برای ادامه حیات، قوای عقلی اجازه دسترسی به همه بخش‌های خاطرات و حافظه و تصویرهای ساخته شده را به خود نمی‌دهد؛ به همین دلیل، مکاشفه و شهود نزدیک به چنین سطحی اتفاق می‌افتد. زمانی که قوای عقلی، خرد، خیال و احساس به پایین‌ترین سطح تسلط آگاهی خود در عقل می‌رسد، جنبه غریزی آن را بیدار می‌کند. در این حالت دیگر تفاوتی میان گذشته و حال و آینده نیست.

خواب دیدن روزمره‌ترین اتفاق دسترسی به چنین سطحی است که صرف نظر از آنکه به یاد بماند یا از خاطر برود، همیشه وجود دارد و همواره هم در حال فعالیت است و بخش حیوانی را به بخش انسانی پیوند می‌زند.

بر این اساس مکاشفه و شهود که بخشی از خواب به شمار می‌آید از جمله فعالیت‌های عقل جزئی است و همچون محدودیت‌های همیشگی‌اش مانند تدریجی بودن ادراکات و محدودیت زمان و مکان دچار نقص و خطا می‌شود و این توانایی را دارد که عقل را در حالت فریب خوردن مداوم ثابت نگه دارد.

در حقیقت به همین دلیل است که خواب و مکاشفه و شهود در متون اسلامی فاقد حجیت است و برعکس در ادیان و فرقه‌های نوظهور یکی از اساسی‌ترین مبانی معرفت و شناخت به حساب می‌آید.

ادیان و فرقه‌های نوظهور از مکاشفه و شهود و خصوصاً خواب، به عنوان یک منبع اصلی نام می‌برد. از آنجا که در حال حاضر هیچ عقل جزئی وجود ندارد که بتواند معادله فریب خود را که بی‌نهایت به توان بی‌نهایت است محاسبه کند، عملاً کسی قادر به نقض گزاره‌های معرفتی و شناختی خواب نیست؛ هر چند که امکان اثبات آن هم وجود ندارد.

عقل جزئی از طریق مکاشفه و شهود و خواب به سطوحی از حافظه می‌رسد که در تسلط قوای عقلی و در سطح آگاهی انسانی دسترسی به آن ممکن نیست؛ همچنین حجم بی‌نهایتی از تصویر را در مقابل خود می‌بیند که البته امکان تحلیل همه آن‌ها را ندارد و فقط دست به گزینش می‌زند.

مفهوم گذشته و آینده در اینجا کاملاً بی‌معناست؛ چون پارادوکس حافظه که تمییز میان گذشته و آینده را فراهم می‌کند وجود ندارد.

از نظر تجربه کسانی که به ضعف قوای عقلی یا حافظه دچار می‌شوند چنین حالتی را در حالت بی‌خوابی هم تجربه می‌کنند. کم شدن قوای عقلی و ضعفی که عقل را دربرمی‌گیرد و حافظه که رو به زوال است، برای مدتی دسترسی آنها را به دورترین تصاویر زندگیشان و حتی تصاویری که هنوز اتفاق نیفتاده ممکن می‌سازد؛ به طوری که مفهوم گذشته و آینده را در یک جا از میان می‌برد و دیگر شخص توانایی تشخیص زمان و حتی مکان را ندارد.

همین تجربه در استفاده از مواد روان‌گردان هم تکرار می‌شود. این مواد تسلط قوای عقلی را در سطح آگاهی‌شان پایین می‌برد و باعث کشف و شهودی می‌شود که فرقه‌های نوظهور برای تجربه خواب در بیداری از آن استفاده می‌کنند.

مواد روان‌گردان یکی از شاخصه‌های فرقه‌های دهه شصت و هفتاد میلادی بود و استفاده از آن تا به امروز هم ادامه دارد. نتیجه استفاده از این مواد یک جهان خودساخته حیوانی در پایین‌ترین سطح آگاهی عقلی است که همه چیز در آن وجود دارد.

هر قدر ادیان سنتی و بزرگ که جنبه توحیدی و الهی دارند بر وحی تکیه می‌کنند، ادیان و فرقه‌های نوظهور اساس خود را بر مکاشفه و شهود و خواب بنا کرده و آن را به عنوان منبع آغاز یا فرمان آغاز خود اعلام می‌کنند؛ در حالی که وحی مکانیسم قابلیت راستی آزمایی از نظر فرم و محتوا دارد، مکاشفه و شهود و خواب قابلیت راستی‌آزمایی خود را نابود می‌کند تا هیچگاه در معرض آن قرار نگیرد.

در حالت آگاهی نرمال، خرد که نقش کنترل‌کنندگی قوای ذهنی را ایفا می‌کند، اجازه سرک کشیدن به دالان‌های ذهنی را نمی‌دهد. تصور اینکه کسی بتواند همه حس‌ها و خیال‌ها و دردها و تجربه‌های خوب و بدش را در یک لحظه در ذهن بازآفرینی کند، به معنای ممکن نبودن ادامه حیات است؛ به همین دلیل خرد اجازه این دسترسی را نمی‌دهد. اما در خواب و با رسیدن به سطح آگاهی حیوانی و غریزی و کم شدن تسلط خرد بر قوای عقلی، حس و خیال به دالان‌های ذهن سرک می‌کشد و از همین طریق امکان دسترسی به گذشته و آینده را پیدا می‌کند.

این سرک کشیدن هر چند اتفاقی به نظر می‌رسد، از یک مکانیسم بسیار عجیب استفاده می‌کند که هنوز هیچ ذهنی نتوانسته معادله آن را حل نماید. معادله دالان‌های ذهنی بی‌نهایت در بی‌نهایت و به توان بی‌نهایت است.

به همین دلیل است که ادیان جدید و فرقه‌های نوظهور با دور کردن سطح آگاهی قوای عقلی از تسلط خرد و سوق دادن آن به سمت احساس و خیال به خواب توجه بیشتری می‌کند؛ اما ادیان الهی با حرکت به سمت استدلال مدام بر خرد و خردورزی و وحی تأکید دارد.

 

منبع: محمدرضا عبادی شاهرودی، فرقه‌های معنویت‌گرا، صص۱۵۴- ۱۶۰

ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.