عباسمنش؛ از قم تا آمریکا
سیدحسین عباسمنش در سال ۱۳۵۹ در قم متولد شد و در حدود ۲۰ سالگی با معصومه تیموری ازدواج کرد. او در قم یک کلوپ بازیهای کامپیوتری راه انداخت و بنا به گفتۀ خودش وضع زندگی خوبی داشت. سپس برای درآمد بیشتر به بندرعباس میرود؛ به کارگری در بندر و مسافرکشی مشغول میشود و در یک اتاق ده متری زندگی میکند. پس از ۸ سال کار، با دستخالی همراه همسر و دو فرزندش به تهران میآید و این بار به آموزش تکنیکهای موفقیت و ثروتمندشدن میپردازد.
پنج- شش سال به همراه همسرش دورههای مختلف آموزشی برگزار میکند. سپس از همسرش جدا شده و در حدود دو سال در کشورهای مختلف بهطور موقت اقامت میکند. در نهایت به آمریکا میرود و با همسرش مریم شایسته در آنجا زندگی میکند. عباسمنش مدعی است که میلیاردها دلار ثروت دارد و علت موفقیتهایش را تغییر افکار و باورهایش میداند.
عباسمنش در موارد مختلفی علت اصلی موفقیت خود را چنین بیان کرده است: هستۀ اصلی مباحث من این است که تمام اتفاقات زندگی ما توسط فرکانسهایی که ما به جهان هستی ارسال میکنیم، به وجود میآید. فرکانسها با باورها و افکار ایجاد میشود. ما دستگاهی هستیم که فرکانسها را تولید میکنیم و جهان هستی نتایجی را مطابق با این فرکانسها به ما میدهد.
نقش قدرت ذهن و افکار در خلق زندگی، در نظر عباسمنش رنگ و بوی دینی گرفته است. او میکوشد افکارش را بهعنوان رهنمودهای دینی و برگرفته از قرآن قلمداد نماید؛ ازاینرو میگوید: «توانستم فکر خداوند را در قرآن بخوانم. قرآن مفهومی جدید و صحیح از سیستمی را در ذهنم ساخت، که خدا نامیدهایم.» او احساس میکند منظور خداوند را از قرآن بهطوری فهمیده است که کسی تاکنون به این فهم نرسیده است. بر این اساس مفهومی از توحید بیان میکند که ابهامات زیادی دارد.
از دیدگاه او توحید عملی یعنی «تمام جهان بر اساس قوانین بدون تغییر خداوندی اداره میشود که کنترل زندگیات را دست باورهایت قرار داده است. این نیرو را به هر شکلی در ذهنت بسازی، به همان شکل وارد زندگیات میشود.» او بهصراحت میگوید: «خداوند یک انرژی است و به هر شکلی که بتوانی در ذهنت بسازی در زندگیات ظاهر میشود.» «در واقع خداوند نیروی خالق و هدایتگر جهان است که بر اساس قوانین عمل میکند. این نیرو در ذهن ماست.» ازاینرو «ما هر کداممان یک خداییم»، پس هر طور که بخواهیم میتوانیم جهان را بسازیم و هدایت کنیم.
اولین ابهامی که در این سخنان به نظر میآید، این است که خداوند، مجموعهای از قوانین، انرژی، یا سیستم است؟ دوم این که بالاخره خداوند یک اراده مستقل است که پیش از انسان بوده و خالق و هدایتکننده جهان است؟ یا وابسته به وجود انسان است؟ ابهام سوم اینکه اگر ما هر کدام یک خداییم و توانایی خلق جهان را مطابق با خواستههای خود داریم، در این صورت جهان به میدان جنگ خدایان تبدیل نمیشود؟
پاسخ عباسمنش به ابهام سوم را میتوانیم حدس بزنیم. واقعیت از نظر او با آنچه ما از واقعیت تصور میکنیم، متفاوت است. از نظر عباسمنش جهان واقعی در ذهن ماست. «واقعیت آن چیزی است که تو باور داری. برای همین است که افراد مختلف از جهان یکسان، نتایج مختلف میگیرند.» هر کدام از ما واقعیت جهان را برای خود خلق میکنیم؛ واقعیتی که در باورها و افکارمان میسازیم. جهان واقعی همین جهان ذهنی ماست؛ جهانی که برساختۀ ماست و با جهان دیگران تفاوت دارد، اما تعارض ندارد؛ زیرا هر کدام از این جهانها در افکار و باورهای سازندهاش قرار دارد و تعارضی بینشان نیست، اما تفاوت هست.
«تفاوت بین واقعیت جهانهای ما به فرکانس افکار ما مربوط میشود. بنابراین، دو انسان در کنار هم در دو جهان متفاوت زندگی میکنند؛ در جهانهایی که خودشان ساختهاند و هر طور بخواهند میتوانند آن را تغییر دهند. هرگز نگویید که جهان واقعی چه میشود؟ واقعیت همین افکار و باورهای شماست. باید تصور خود را از واقعیت تغییر دهید.» این اساس اعتقادات عباسمنش است: «واقعیت همین باورها و افکاری است که خودمان میسازیم.»
بدون تردید هر یک از ما درک متفاوتی از جهان واقعی دارد؛ اما جهان واقعی حذف نمیشود. پردهای که ذهن ما بر واقعیت میافکند، باعث از بین رفتن و بیاثر شدن آن نیست.
ممکن است ذهنیتی که ما از واقعیت جهان داریم نادرست باشد، آنگاه در رابطه با جهان واقعی به تعارض خواهیم رسید. این دقیقاً چیزی است که عباسمنش انکار میکند. «تعارضی در کار نیست. شما هر طور فکر کنی جهان برای تو همانطور است. خدا برای تو همانطور است. تو با ذهنت همه واقعیت را چه دربارۀ جهان و چه دربارۀ خدا میسازی.»
راهکار عباسمنش برای رسیدن به آرزوها بر اساس تعریفی است که از واقعیت در نظر دارد. او معتقد است «اگر باور کنی پولدار هستی و به آرزوهایت رسیدهای، این باورها و افکار به واقعیت زندگی تو تبدیل میشود. برای اینکه باور کنی پولدار و خوشبخت هستی، باید مثل پولدارها رفتار کنی؛ با آدمهای پولدار همنشین و همسخن شوی و هر کاری میتوانی انجام دهی تا مثل آنها احساس کنی، آنگاه فرکانس افکار به حرکت در میآید و پول و ثروت و هرچه آرزو داری بهسوی تو جذب میشود، بلکه بهتر است بگوییم خلق میشود.»
حالا یک سؤال بسیار دقیق و مهم پیش میآید: آیا عباسمنش بهراستی پولدار است یا تلاش میکند، مثل پولدارها رفتار کند و احساس رسیدن به آرزوها را برای خودش ایجاد نماید؟ آیا او در اظهارات و فیلمهایی که از خودش ارائه میدهد، در حال باور سازی است؟ آیا عباسمنش در حال بازی پولدارانه است تا قانون جذب را به کار گیرد و به آرزوهایش برسد؟ آیا املاک و ماشینها و شرایطی که او برای خود تصور میکند و برای ما به نمایش میگذارد، حقیقت دارد، یا فقط واقعیتی است که او در افکار و باورهایش برساخته است؟
توجه کنید، کسب و کار در بسیاری از کشورها از جمله آمریکا خیلی دشوار است. در آنجا قوانین سختِ شفافیت مالی حاکم است. قانون از کجا آوردی را بهدقت اجرا میکنند؟ حداقل برای اتباع خارجی بهخصوص ایرانیان این قوانین بهطورجدی اجرا میشود. حالا سؤال این است که او چه کسبوکاری پیدا کرده که توانسته در پنج شش سال این ثروت انبوه را جمع کند؟ با وجود مالیات زیاد در آمریکا که بر اساس داراییها بهصورت تصاعدی افزایش پیدا میکند، عباسمنش چقدر درآمد داشته که با پرداخت مالیات بسیار زیاد، طبق قوانین آمریکا، هنوز اینهمه دارایی برای او باقی مانده است؟
شاید کسی هر هفته وسط جنگلهای گیسوم برود و کلبهای چوبی را اجاره کند و بگوید در اینجا شصت هکتار ملک دارم و ده کیلومتر از عرض ساحل خزر برای من است. البته در ایران شما با یک تحقیق ساده حقیقت ماجرا را متوجه میشوید. یا ممکن است کسی برود و کارگر یک ملک بزرگ شود، ماشینهای صاحب ملک را به کارواش ببرد یا مسئولیت بنزین زدن و سرویس دروهای ماشینهای صاحب ملک را انجام دهد و یا رانندۀ اتوبوس مسافرتی او باشد و بعد در هر فرصتی که پیدا میکند بگوید که من با افکار و باورهایم صاحب این داراییها شدهام؛ با این گمان که برای خودش باورسازی کند و کائنات را برای رسیدن به آرزوهایش تحت تأثیر قرار دهد.
بههرحال موفقیت در جهان پیچیده کسبوکار، آن هم زمانی که هیچ دانش و هنر و صنعتی نداری، بهراستی دشوار است. دور زدن قوانین مالیاتی و قوانین مربوط به شفافیت داراییها در کشوری مثل آمریکا ساده نیست. در پایان این سؤالی است که عباسمنش باید پاسخ قانعکنندهای به آن بدهد، آیا او در واقعیت ذهنی خود به آرزوهایش رسیده است یا در حقیقت به آنها دست یافته است؟ آیا هرچه او میگوید و نشان میدهد، باورها و افکار اوست یا داراییهای حقیقیاش؟
این آقا ادعا داره که یه چیزایی از سمت خدا بهش الهام میشه و تنها تفسیر کننده قرآن هست که حقیقت رو می گه و بقیه مفسران قرآن دروغ و ساختگی هستن. تعدادی از نظرات و عقایدش که مغایر با قران هست رو براتون میذارم خودتون قضاوت کنید:
۱- عباسمنش اعتقاد داره که ظلم به دیگری در قران نیامده و امکان نداره . در صورتی که ایات قران داریم که ظلم به دیگری چه مجازاتی داره و بارها اسمش در قران اومده.
۲- توی صحبتاش میگه امام حسین خودش خواسته که رفته کربلا اون بلا سرش اومده میتونست نره. در صورتی که امام حسین برای نگه داشتن فرمان خدا قیام کرد و نمیتونست زیر حرف خدا بزنه .. تمام اهداف دین و ائمه و پیامبران رو زیر سوال میبره
۳- میگه تمرکزتون روی زیبایی ها باشه تا جذبشون کنید و اصلا و ابدا به منفی فکر نکنید و این دیدگاه رو ربط میده به مسائل روز که به جای فکر کردن و برنامه ریزی برای توطئه هایی که بر علیه عقاید و فرهنگتون میشه تمرکزتون رو بزارید روی زیبایی ها ینی سرتونو بکنید مثه کبک زیر برف زندگیتونو بکنید کاری نداشته باشید کی چکار میکنه در صورتی که توی قران بارها و بارها به هوشیاری در مقابل توطئه چینی ها و معرفی فتنه گرها تاکید شده و در کنار اهل سعادت و بهشت و توصیف بهشت اهل جهنم و ادمای بد رو هم معرفی می کنه و جهنم رو توصیف میکنه. هیچ وقت نمیگه بیخیال زشتی فقط به خوبی فکر کنید تا سعادتمند بشید
۴- به امر به معروف و نهی از منکر اعتقادی نداره و میگه کاری به کسی نداشته باشید که چی فکر میکنه و چکار میکنه- در صورتی که توی قران ذکر شده اگه در مقابل ظلم و کار زشت دیگری سکوت کنید عذاب خدا شامل حال شما هم خواهد شد و دلیل اینکه این مطلب رو وقت میذارم مینویسم با وجود اینکه خیلی کار دارم استناد به همین ایه قران و ترس از خدا در مقابل سکوته هر کدوم از ما وظیفه داریم سکوت نکنیم وگرنه با امثال اینها یکی حساب میشیم طبق تعریف قران.
۵- ازدواج سفید- میگه توی قران از ازدواج نگفته و من هرگز ازدواج نمیکنم و دختری به نام مریم شایسته رو دوست خودش گرفته و بدون توجه به اینده اون دختر داره از همه نظر ازش کار میکشه و خدمات میگیره ولی به عنوان زن زندگی حسابش نمیکنه و میگه هر موقع خواست می تونه بره و این جز ظلم به زن حساب نمیشه که خدا زن رو عزیر دونسته و برای داشتنش مهریه قرار داده و خیلی حرفای دیگه که جاش نیست.
۶- خود ارضایی- عقیدش اینه که خود ارضایی گناه نیست و ضرری هم نداره. در صورتی که ایه قران نوشته برطرف کردن نیاز بدون همسر و کنیزی که مالکش هستید تجاوز از حدود خداست و خداوند متجاوزان را دوست ندارد و همینطور طبق مطالعاتی که داشتم خودارضایی ضرر روحی و جسمی هم داره که اینجا جای بحثش نیست.
۷- حجاب – در قران به صراحت قید شده در مورد حجاب . ولی نظر ایشان اینه که تاکید نشده و عذابی براش نیست. و توی سواحل آمریکا فیلم زنان برهنه با لباس زیر رو منتشر می کنه و جاهایی دخترانی که رقص عربی داشتن با لباس زیر رو منتشر می کنه. و نظرش اینه زنهایی با بیرون انداختن اندام زیبا دنیا رو قشنگتر می کنند.
۸- نگاه به نامحرم- توی فیلم هایی که سفر به امریکا میره به دخترای برهنه نگاه می کنه میگه این دخترای خوش اندام اینجا رو زیباتر کردن در صورتی که توی قران به صراحت نگاه نکردن به نامحرم قید شده
۹- به ایات جهاد در راه خدا و سکوت نکردن در مقابل اونهایی که قصد دارند برای دنیا خدایی کنند اصلا و ابدا نه اشاره می کنه نه اعتقاد داره .و مدام امریکا رو پررنگ می کنه و خوب نشون میده در صورتی که اگه مطالعه کرده باشید و اطلاعات داشته باشید امریکا قصد حکومت به کل جهان رو داره و دلیل دشمنیش با ایران هم همینه که ایران حکومت خدا رو بر جهان میخاد طبق ایات صریح قران.
۱۰- به نظر میرسه دلیل اقامت گرفتنش هم در امریکا همینه که امریکا رو برای ماها زیبا نشون بده و ماها رو ترغیب کنه که حکومت امریکا رو طلب کنیم و از زیر حکومت جمهوری اسلامی بیرون بیاییم کاری که سالهاست توی برنامه غربه برای حکومت به کل دنیا و همیشه درتلاشند که از ادمها گوسفندهای بی غیرتی بسازن که فقط به فکر خوراک و تفریحن و هواسشون به هیچی نیست تا سوارشون بشن و ازشون بردگی بگیرن. اگه تحقیق کنید متوجه برنامه های صهیونیست و امریکا در این زمینه خواهید شد و این حرف حقیقت محضه .
فریب تبلیغا و حرفا و زرق و برقای اونورو نخورید.
۱۱- یکی از ماموریتهای عباسمنش در این راستا اینه که دور امریکا رو بگرده و معرفیش کنه. البته جاهای ناب و خیلی زیبای امریکا رو میگرده و نشون میده که ملت جذب بشن و توقعشون بالا بره وبماند تاثیر مخربی که با این کار میزاره چیه و چیه.
۱۲- یکی از چیزهایی که خیلی یقینم رو در مورد ادعای حمایت امریکا از حسین عباسمنش بیشتر کرده اینه که وقتی توی شهر به شهر امریکا که سفر می کرد و فیلم میذاشت به قول خودش برای ترویج زیبایی ها.
زمانی که به شهر واشنگتن دی سی وارد شد دقیقا کنار کنگره امریکا نزدیک کاخ سفید فیلمبرداری کرد و گفت اینجا سرشار از امنیته مردم دارن این اطراف بازی می کنن و خوش میگذرونن هیچ دوربین و پلیسی نیست و از این حرفای معنی دار. گفت این شهر شلوغیه و ما خیلی دوست نداریم اینجا باشیم منتهی چند روزی کار اداری داریم اینجا.
کار اداری توی شهر کنگره امریکا چی میتونه باشه؟؟ به جز شرکت در جلسات حضوری ماموریتی که بهش محول شده؟ وگرنه هر کار اداری توی شهری که هستی قابل انجامه اونم توی امریکا با اون همه امکانات صد در صد نیاز نیست تا یه استان دیگه بری برای کار اداری.
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
