قانون جذب؛ ادعای اثبات‌ناپذیر
یک سؤال: بررسی ادعای قانون جذب و راز کائنات به چه علمی مربوط می‌شود؟ فیزیک، روان‌شناسی یا فلسفه؟

طرفداران قانون جذب به سه روش می‌کوشند ادعای خود را اثبات کنند:

اول؛ ارائه شواهد تجربی مبنی بر اینکه برخی افراد با نصب خواسته خود در تابلوی کائنات به آن رسیده‌اند.

روش دوم؛ استفاده از شبه‌علم است که مدعی‌اند افراد با تکیه بر ضمیر ناخودآگاه به خواسته خود می‌رسند و می‌گویند همه روان‌شناسان ضمیر ناخودآگاه را قبول دارند. آن‌ها ادعا دارند با این روش‌ها به هدف خود می‌رسند. در حالت خوش‌بینانه ممکن است آن‌ها قصد فریب دیگران را نداشته باشند، اما عملشان فریبکارانه است.

روش سومی که از آن استفاده می‌کنند دلایل مذهبی است و آیات و روایاتی برای اثبات ادعای خود نمونه می‌آورند.

در قلمرو دانش جایگاه قانون جذب هنوز به طور کاملاً روشن تثبیت نشده و موضوعی بحث برانگیز باقی مانده است. در این زمینه لازم است، بررسی شود که تعاریف مطرح شده درباره قانون جذب از کجا نشئت می‌گیرد و در کدام رشته‌های علمی تولید شده است.

سؤال اصلی این است که آیا قانون جذب جایگاه علمی معتبر دارد یا تنها به‌عنوان یک شبه‌علم یا حتی خرافه مطرح می‌شود؟

به عقیده منتقدان، طرفداران قانون جذب هرگز دلیل تجربی و قانع‌کننده‌ای برای ادعای خود ارائه نکرده‌اند؛ زیرا دلایل تجربی باید به گونه‌ای باشد که بتوان آن را با آزمون‌های معمول آزمایشگاهی پذیرفت و در ترازوی عینیت به صحتشان دست یافت و نواقص و خطاهای آن را با روش‌های علمی اثبات کرد.

در مقابل، شواهد ارائه‌شده مدعیان فرضیه راز یا همان قانون جذب تنها شامل پاره‌ای از شواهد نارساست و آن‌ها از اثبات قطعی ادعاهایشان عاجز مانده‌اند.

همچنین از دلیل فلسفی و برهان قانع‌کننده در این ایده خبری نیست!

برخی مدعیان قانون جذب به فیزیک کوانتوم تمسک می‌جویند.

اگر اصل قدرت جذب را برای ذهن، مسلم تلقی کنیم باید بپرسیم این قوه تا کجا تأثیرگذار است؟

بسیار روشن است که موارد زیادی شامل این قدرت نمی‌شود و از دسترس آن خارج است، مانند مواردی که مستلزم تصرف تکوینی و عینی در پدیده‌ها و اشیاست.

آنچه ادعا می‌شود یافته‌های فیزیک کوانتوم است، فقط در حد پذیرش تأثیر و تأثر بین پدیده‌هاست نه رابطه علّی و معلولی که ادعای قانون جذب است. به عبارت دیگر این رابطه، حداکثر در حد علت ناقصه وجود دارد نه علت تامه. در واقع بسیاری از ادعاهای قانون جذب، مبنا و پایه علمی و تجربی ندارد.

اساساً برای نتیجه‌گیری از یک اتفاق باید شرایطی چون تکرارپذیری، داشتن گروه‌های هدف و گروه شاهد یا گواه و… وجود داشته باشد تا بتوان ادعاها را به‌صورت علمی ثابت کرد.

کسانی که اولین‌بار با راز آشنا می‌شوند معمولاً اولین سؤالشان از میزان تمرکز ذهنی و مقدار تجسم است. آنها می‌پرسند؛ برای رسیدن به اهداف چه میزان تجسم ذهنی نیاز است؟ آیا هر روز باید این کار انجام شود یا هفتگی و یا ماهانه؟ کارگری که هنوز سرپناه ندارد، آیا برای دستیابی به دو گزینه مسکن در شمال و جنوب تهران به یک میزان باید تجسم ذهنی داشته باشد؟

در حالی که آراستگی علمی هر نظریه‌ای به سنجش‌پذیری آن است. در فیلم راز به صراحت چنین عنوان می‌شود هیچ قانون ثابت و مستندی در این زمینه وجود ندارد که رسیدن به مطلوب چقدر طول می‌کشد. به راستی چرا هیچ راهی برای اثبات قطعی و دائمی این فرضیه وجود ندارد؟

در فرضیه راز از آن رو که زمانی برای تحقق رؤیاها مشخص نشده هیچ‌ٔگاه نمی‌توان این فرضیه را ابطال کرد؛ زیرا تا آخرین لحظه ی عمر، یک نفر باید منتظر تحقق فرضیه باشد.

بنابراین، هنگامی می‌توان این فرضیه را ابطال کرد که یک نفر با اندیشه و احساس مثبت نسبت به آرزویش ناکام بمیرد.

به این ترتیب، برای هیچ کس در این دنیا امکان سعی و خطا و تجربه کردن قانون جذب وجود ندارد؛ زیرا با سعی اول تا پایان عمر باید پیش برود و تنها با مرگش خطای آن کشف می‌شود.

بنابراین قانون جذب در طول زندگی خطاپذیر نیست. شاید بتوان گفت که با مرگ یک انسان آرزومند ناکام نیز قانون جذب ابطال نمی‌شود؛ چون شاید علت ناکامی او نادرستی قانون جذب نبوده بلکه او به اندازه کافی قدرت تجسم و یا احساس مثبت به خرج نداده است؛ زیرا در قانون جذب شاخص و معیاری برای حد نصاب ندارد.

 

منبع: مهدی قیاسی کارگر مقدم، افسانه جذب، صص ۳۶- ۳۸

ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.