نگارنده: محمد حسین پیشاهنگ
مطابق با گزارشهای میدانی از کنشهای فرقهای مهمترین جریان فرقهای که بالفعل و بالقوه یک تهدید فکری، فرهنگی و امنیتی محسوب میشود، مسیحیت تبشیری است. دلایل این اهمیت را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
۱. کمیت و عوامل جذب در مسیحیت تبشیری
مسیحیت تبشیری از نظر کمی، بیشترین جذب را نسبت به سایر فرقههای انحرافی دارند؛ زیرا بیشترین و متنوعترین ابزارها، روشها، تاکتیکها و کانالهای جذب را در اختیار دارند:
- از شبکههای متعدد تلویزیونی و رادیویی ۲۴ ساعته تا هزاران صفحه و کانال و گروه در فضای مجازی
- از شبکه انسانی معتادان گمنام (DD) تا کلینیکهای درمانی و روان درمانی وابسته
- از شبکه گسترده توزیع کتاب مقدس تا تبلیغ پنهان در هزاران عنوان کتاب، مجله یا فیلم و سریال
- از فعالیت صدها کلیسای فارسی زبان خارج از کشور تا رقمی نامعلوم از کلیساهای خانگی داخل کشور
- از حمایت مالی دولتهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا تا حمایتهای کنسولی برای اعطای پناهندگی به نوکیشان مسیحی
- از شعار محبت و جذب اقشار طرد شده اجتماعی، معتادان، فواحش تا ایجاد امید به شفای بیماران صعب العلاج یا مادرزاد (عطیه شفا)
- از شریعتگریزی و سهولت دینداری تا وجود جاذبههای ظاهری و غریزی در جلسات کلیسایی خصوصاً کلیساهای خانگی
- و همچنین وجود این تصور که مدرنیته و پیشرفتهای تمدن غرب همه برآمده از آموزههای مسیحیت است.
۲. پراکندگی مسیحیت تیشیری
مسیحیت تبشیری از نظر پراکندگی بیشترین پراکندگی را در میان فرقهها داشته و مسئلهای ملی بلکه فراملی است؛ زیرا نهتنها مانند برخی فرقهها یا برخی ادیان و مذاهب مسئلهای مرتبط با یک یا چند قومیت خاص نیست، بلکه از نظر جغرافیایی نیز محدود به یک یا چند استان خاص نبوده و حتی به عنوان یک تهدید جدی در میان ایرانیان خارج از کشور مطرح است.
دلیل این مسئله نیز استفاده از روشهای تبلیغی فراگیری چون شبکههای تلویزیونی ماهوارهای، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی و کلیساهای خانگی است.
البته در سالهای نخستین فعالیت، بهطور طبیعی در برخی استانها که زمینه اجتماعی بیشتری برای جذب داشت، حضور پررنگتری داشتند (مانند استان تهران، استان البرز و شهر کرج، شهر رشت و…) ولی اولا امروز آلودگی و درگیری در تمام استانها دیده میشود، اگرچه همچنان مراکز استانها، کلانشهرها و استانهای برخوردار از نظر امکانات از جمله پایتخت کشور، زنگ خطر همچنان از میزان آلودگی بیشتری رنج میبرند. دلیل آن نیز وجود زمینه اجتماعی بالاتر یعنی نزدیکی بیشتر به فرهنگ غربی و گسست بیشتر از فرهنگهای بومی، محلی، ملی و اسلامی است.
۳. ساختار غیرمتمرکز مسیحیت تبشیری
سازمان تبشیر مسیحی از نظر ساختاری و سازمانی غیرمتمرکز بوده و امکان پایش و رصد کانونی با شبکهای ندارد؛ به این معنا که مانند سایر فرقهها یک نقطه کانونی با سازمان ریاستی نداشته و تشکیلات هرمی ندارد که بتوان با رصد تشکیلات یا شبکه سازمانی، به آن اشراف داشت.
مهمترین دلیل این ویژگی نیز استفاده از کلیساهای خانگی است که طرح آن توسط آرمان رشدی از معلمین و رهبران برجسته مسیحیت تبشیری برای منطقه خاورمیانه تهیه و اجرا شد.
۴. بینام و نشان بودن مسیحیت تبشیری
از نظر ظاهری هیچ نشانه، نماد یا مشخصه خاصی در پوشش یا آرایش پیروان مسیحیت تبشیری دیده نمیشود که آنها را از زمینه اجتماعیشان جدا کند.
برخی از فرقهها برای ساختن هویت مشترک بین پیروان و نمایش حضور بیشتر از پوشش خاص یا حتی نوعی آرایش خاص (چه مردان و چه زنان) استفاده میکنند که موجب شناسایی و تفکیکشان از جامعه پیرامونی میشود، اما در مسیحیت تبشیری با هدف حفظ پیروان در جامعه نخستین و تبدیل آنها به مبلغ تبشیری تأکید میکنند.
پیروان مسیحیت تبشیری باید مطابق آداب و رسوم فرهنگی جامعه خود عمل کنند و حتی حق ندارند، اسم خود را از زمینه ملی یا حتی اسلامی تغییر بدهند؛ رضا صفا و هرمز شریعت از مهمترین تلونجلیستهای فارسی زبان هستند که با وجود زندگی در خارج کشور نام خود را عوض نکردند.
گرچه در مسیحیت نشان یا نماد صلیب وجود دارد، ولی مسیحیان تبشیری اصراری بر استفاده از آن جز در جلسات کلیسای خانگی ندارند و در صورتی که استفاده هم کنند، به دلیل رواج صلیب و نمادهای دیگر مسیحیت مانند تابلوی شام آخر و هضم و پذیرش آن در بستر فرهنگی بخشی از جامعه بهعنوان نماد فرهنگ غرب و نه نشان گرویدن به آیین مسیحیت کارکرد نمادشناسانه خود را ندارد.
ارتباط فکری و عملی مستقیم با صهیونیزم نیز یکی دیگر از عوامل تهدیدساز این فرقه است که شرح آن مجال مستقلی می طلبد.
اما شایان ذکر است که مسیحیت تبشیری با تمام این امکانات، ویژگیها و پیچیدگیها نقاط ضعفی نیز دارد که اگر به درستی مورد پایش و بهرهبرداری قرار گیرد، میتواند تمام این تهدیدها را بیاثر کرده و مورد ضربه قرار گیرد.
منبع: ماهنامه اینترنتی پندار، شماره ۱۶
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
