نگاهی به تفاوت‌های مسیحیت تبشیری با جریان میسیونری
یکی از مسائل پیش روی جمهوری اسلامی ایران، پیدایش، گسترش و مواجهه با مسیحیت تبشیری است. این پدیده که ابتدا به ساکن، یک مسئله اعتقادی به‌نظر می‌رسد، دارای تبعات گوناگون در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، حقوقی و حتی امنیتی است.

هر چند تبیین این پیامدهای ترکیبی پیچیده و چند وجهی مجالی دیگر می‌طلبد اما لازم است، ابتدا با شناخت بهتری نسبت به مسیحیت تبشیری حضور و پدیداری آن را مورد بررسی قرار دهیم.

ممکن است این تصور وجود داشته باشد که تبشیر مسیحیت همان مسیونری مسیحی است و این دو مفهوم یکی قلمداد شوند. از آنجایی که این خطای شناختی ممکن است، در مواجهه ما با این پدیده خدشه وارد کند، لازم است، تفاوت این دو را نیز برشمریم:

مسیحیت تبشیری در واقع ترجمه فارسی مسیحیت انجیلی یا اوانجلیکال (Evangelical Christianity) است که فرقه‌ای از مذهب پروتستان و شاخه‌ای از مکتب مسیحیت صهیونیستی است و غیر از جریان میسیونری سنتی در مسیحیت است.

مهمترین تفاوت عملی این دو در رابطه بین دینداری مسیحی و میسیونری یا تبلیغ مسیحیت است. در مسیحیت سنتی، مسیحیان موظف به حفظ ایمان خویش بوده و حتی کشیشان نیز موظف به حفظ و تقویت ایمان ایمان‌داران هستند و تنها گروهی از کشیشان با مأموریت میسیونری موظف به ترویج مسیحیت و گسترش این آیین در جوامع غیر مسیحی هستند.

اما در مسیحیت تبشیری تبلیغ و ترویج مسیحیت یا به تعبیر خودشان تبشیر لاهوت انجیل به تمام امت‌ها از وظایف مهم و آخرالزمانی همه مسیحیان است.

از این رو، تمام ایمان‌داران موظف به تبلیغ این آیین جدید بوده و حتی مسیحیان نیز در فرایندی به نام تولد دوباره باید دوباره تعمید گرفته و در کسوت مسیحی انجیلی درآمده و به یک ایماندار مبلغ کلیسای انجیلی تبدیل شده تا رستگار شوند.

در واقع مسیحیت انجیلی از هر ایمان‌دار مسیحی قدیمی یا نوکیش مسیحی یک میسیونر یا مبلغ انجیلی می‌سازد.

تفاوت مهم دیگر بین این دو جریان مشابه، رابطه با صهیونیزم جهانی است. میسیونرهای مسیحی به دلیل وابستگی فکری به کلیسای کاتولیک یا حتی دیگر کلیساهای سنتی، اولا وابستگی فکری و عملیاتی به سازمان کلیسا دارند، دوماً به جهت تاریخی نقش یهود در تصلیب عیسی نگاه مثبتی به یهود و صهیونیزم ندارند.

اما مسیحیان انجیلی هم به دلیل زیربنای پروتستانی و لوتری و گرایش خاص به عهد عتیق با یهود رابطه بهتری دارند و هم به دلیل اشتراکات زیاد در آموزه‌های آخرالزمانی با صهیونیزم، عملاً شاخه‌ای از مسیحیت صهیونیستی بوده و با صهیونیست‌ها پیوند فکری و عملی برقرار می‌کنند.

از این‌ رو، بیش از خود یهودیان دغدغه تشکیل دولت یهودی در بیت‌المقدس را داشته و منتظر جنگ آرماگدون یا تشکیل یک دولت مسیحی در ایران هستند.

همچنین، عدم تمرکزگرایی کلیسایی پروتستان‌ها موجب شده است، کلیساهای اونجلیکال بیش از آن‌که به سازمان کلیسا، جامعه مسیحی و دغدغه‌های ایمانی و معنوی آن تعهد داشته باشند، از نظر فکری وابسته به نظام آموزه‌های تبشیری و آخرالزمانی کلیسای انجیلی بوده و از جهات عملی، وابسته به اسپانسرهای مالی خود یعنی دولت ایالات متحده آمریکا باشند.

به همین جهت است که کلیسای انجیلی یا مسیحیان تبشیری خود را مکلف به پشتیبانی از سیاست‌های ایالات متحده به‌ویژه سیاست‌های جنگ‌طلبانه و توسعه‌طلبانه آخرالزمانی در حمایت از رژیم غاصب و جنایتکار صهیونی می‌دانند.

 

منبع: ماهنامه اینترنتی پندار، شماره ۱۶

ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.