فرقهها با ایجاد بسترهای لازم با استفاده از شگردهای تبلیغاتی (اساساً حیات فرقهها در تبلیغ است) به دنبال تحمیل فرقه بر افراد جامعه هستند و از گسستهای اجتماعی و بحرانهای هویت در جوامع مدرن و پسامدرن سوءاستفاده نموده و خودشان را در ظاهر زیبا و جذاب و بهعنوان منجی معرفی مینمایند که در این راستا بهرهبرداری فرقهها از بسترها و باورهای اعتقادی افراد جامعه برجستهتر است.
از این رو برخی از بسترهای جذب به فرقهها عبارتند از:
۱- توهم ناکارآمدی اسلام
۲- اشتیاق به معنویت و دینداری
٣- عدم شناخت مناسب احکام و معارف اسلامی
۴- تأثیر تبلیغات و القائات دوستان، آشنایان بستگان و…
۵- جاذبههای کاذب فرقهها
۶- ایجاد رابطه عاطفی مبلغ با فرد جذب شده
۷- جاذبه پر رمز و راز بودن فعالیتهای نیمهپنهان، کنجکاوی و ماجراجویی
۸- مشکلات روح، روانی و جسمی فرد جذب شده و دوری از خانواده یا تنهایی فرد
۹- شائبه آزادی بیقید و شرط در فرقهها
۱۰- برخی مشکلات اقتصادی و گرفتاریهای مالی و بیکاری فرد جذبشده
۱۱- در برخی موارد اخذ پناهندگی از کشورهای خارجی
۱۲- داشتن گرایش فرقهها در خانواده، دوستان، مرتبطین و معاشرین
۱۳- حضور عناصر فرقهای با پوشش در محل کار
۱۴- تأثیرپذیری برخی از افراد جامعه (افراد دارای ضعف اعتقادی، تعصب مذهبی، مشکلات خانوادگی، مشکلات روحی – روانی و عاطفی و…) از اقدامهای تبلیغی فرقهها و جریانهای افراطی مذهبی
۱۵- افراد دارای بیماری صعب العلاج و… که در معرض تبلیغات فرقههایی با ادعاهای انرژی درمانی قرار دارند.
۱۶- ضعف بینش و شناخت در متولیان فرهنگی، آموزشی، تربیتی و رسانهای از فرقهها بهویژه فرقههای نوظهور
۱۷- ضعف اطلاعرسانی و آگاهسازی از خطرات و آسیبهای فرقهها برای مردم توسط متولیان فرهنگی جامعه
۱۸- گسترش استفاده مردم از فضای مجازی، شبکههای اجتماعی، شبکههای ماهوارهای و حضور فعال فرقهها در این محیطها
۱۹- ضعف در آگاهی و بصیرت سیاسی – امنیتی برخی از مردم مذهبی، بهویژه افرادی که تا حدودی در اجرای احکام و اعمال دینی و اعتقادی افراط دارند.
منبع: هادی امدادی فرد، فرقهها از عرفان تا تهدید، ص۳۳۳
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
