بعد از خشم شاه عباس صفوی بر صوفیه، نعمتاللهیها از ایران فرار کردند و به هند رفتند اما در زمان نادر افشار، علیرضا دکنی پادشاه هند و قطب نعمتاللهی هند، دو درویش از هندوستان به ایران فرستاد تا مردم را هدایت کنند. این مأموریت به عهده معصوم علیشاه و شاه طاهر دکنی بود.
بعد از آن، علیرضاشاه دکنی ۱۲ صوفی دیگر هم برای احیای تصوف به ایران فرستاد. در قرن سیزدهم حکومت قاجار تأسیس شد و برخی از مشایخ این سلسله به ایران آمدند تا بعد از هند، تصوف نعمتاللهی حالا در ایران هم رونق بگیرد.
در فرقه تصوف، اجازات بسیار مهم است. معصوم علیشاه دکنی مأمور و مجاز به احیای رسوم و تأسیس و ترویج این فرقه در ایران بود. این یک اجازهنامه محدود بود اگر کسی طبق اجازهنامه پیش نرود، اجازه نامه وی فسخ میشود و از جامعه تصوف طرد میشود. همچنین اگر مأمور طبق مأموریت پیش نرود، اغتشاش در فرقه پدید میآید.
معصوم علیشاه و طاهر علیشاه با همین محدودیت مأمور شدند که تابع محض علیرضا دکنی قطب وقت فرقه باشند، در حالی که هر دو بالاستقلال دستگیری میکردند.
دلایل فوق باعث شد از زمان معصوم علیشاه ارتباط این فرقه با مرکزیتش قطع شود. عجیبتر اینکه در زمان مرگ شاه طاهر دکنی و معصوم علی شاه دکنی هنوز قطب و مرشدشان علیرضا دکنی در قید حیات بود. صوفیه ادعا دارند دو قطب در یک زمان نمیتواند باشد. حال آنکه طاهر و معصوم علی شاه دکنی در زمان حیات علیرضا دکنی ادعای قطبیت کردند و اقطاب بعد از وی زمانی آمدند که همچنان علیرضا دکنی در رأس فرقه بود.
این وضعیت تنها در صورتی قابل توجیه است که بگوییم طاهر و معصوم علی شاه دکنی به عنوان قطب، علیرضا دکنی را قبول نداشتهاند که این فرض هم مردود است؛ زیرا در سلسله اقطاب این فرقه علیرضا دکنی را هم نام میبرند که نشان از اغتشاش و آشفتگی در افکار، عقاید و اعمال این فرقه حتی در سران و اقطاب آن است.
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
