بررسی محتوای منتشر شده درباره یهودیت، در چهار شبکه اجتماعی ایتا، تلگرام، توییتر (ایکس) و اینستاگرام طی یک سال اخیر نشان میدهد که بازنمایی این موضوع در فضای مجازی فارسی، به طور غالب از چارچوب دینی و فرهنگی فاصله گرفته و درون یک گفتمان سیاسی و منازعهمحور قرار گرفته است.
در اغلب موارد یهودیت نه بهعنوان یک سنت دینی – تاریخی با تنوع درونی، بلکه در پیوند مستقیم با تحولات سیاسی منطقهای بهویژه مسئله فلسطین و عملکرد دولت رژیم صهیونیستی، مطرح شده است. این الگو در هر چهار سکو با شدت و شیوههای متفاوت قابل مشاهده است.
در پیام رسانهای داخلی مانند ایتا و تا حد زیادی تلگرام، محتوای مرتبط با یهودیت عمدتاً جهتدار و ایدئولوژیک است. در این فضاها مرز میان یهودیت بهعنوان یک دین، هویت یهودی و صهیونیسم سیاسی در بسیاری از پیامها کمرنگ یا حذف میشود.
یهودیت اغلب در قالبی یکنواخت و در نسبت مستقیم با سیاستهای دولت اسرائیل بازنمایی میگردد و کمتر نشانی از پرداخت مستقل به باورهای دینی آیینها، تاریخ اجتماعی یا وضعیت زندگی یهودیان در کشورهای مختلف از جمله ایران دیده میشود.
غیبت محتوای خنثی یا آموزشی در این زمینه نشان میدهد که هدف اصلی این جریان محتوایی، تبیین دینی یا فرهنگی نیست بلکه چارچوببندی سیاسی موضوعیت دارد.
یکی از محورهای پرتکرار در این دو سکو تمرکز بر گزارشها و روایتهایی درباره تخلفات یا رسواییهای اخلاقی برخی حاخامها و چهرههای دینی یهودی در کشورهای مختلف است. این موارد معمولاً با لحن افشاگرانه و تعمیمدهنده مطرح میشوند و از رفتار فردی یا پروندهای خاص نتیجهای کلی درباره یهودیت یا ساختار دینی آن گرفته میشود.
چنین رویکردی بیش از آنکه به روشن شدن ابعاد اجتماعی یا حقوقی این رخدادها کمک کند، در عمل به تضعیف تصویر کلی یک سنت دینی در ذهن مخاطب منجر میشود.
در کنار این موارد بخشی از محتوا در ایتا و تلگرام بهطور غیرمستقیم یهودیان به ویژه یهودیان ساکن ایران یا منطقه را در چارچوب سوءظن سیاسی بازنمایی میکند؛ اشاره به مراسم مذهبی، نمادهای فرهنگی یا ارتباطات خارجی یهودیان گاه با لحنی مطرح میشود که وفاداری یا نیت آنان را محل تردید نشان میدهد.
این نوع روایت، اگرچه در ظاهر در امتداد نقد سیاستهای رژیم اشغالگر قدس قرار میگیرد، اما در سطح اجتماعی میتواند به ایجاد ابهام و حساسیت نسبت به یک اقلیت دینی رسمی و شناختهشده در کشور منجر شود.
در شبکه اجتماعی توییتر وضعیت متفاوتتر و چند لایهتر است. به دلیل ماهیت باز و بینالمللی این سکو روایتهای متضاد درباره یهودیت به طور همزمان حضور دارند.
از یک سو، حسابهای رسمی یا حامی اسرائیل تلاش میکنند، یهودیت را بهعنوان یک هویت تاریخی دینی مشروع و قربانیمحور بازنمایی کرده و از نمادها و ارجاعات مذهبی برای مشروعیتبخشی به سیاستهای این دولت جعلی استفاده کنند.
از سوی دیگر، جریان پررنگی از پیامهای انتقادی و گاه تند وجود دارد که در آن مرز میان نقد سیاستهای اسرائیل خبیث و تعمیم آن به یهودیت یا هویت یهودی در برخی موارد مخدوش میشود. حاصل این وضعیت فضایی بهشدت قطبی و احساسی است که در آن خشم، نفرت، ترس، تحسین و همدلی بهطور همزمان بازتولید میشوند و مجال تحلیل عمیق کاهش مییابد.
اینستاگرام نیز اگرچه از نظر فرم رسانهای متفاوت است، اما از نظر محتوایی همان الگوی سیاسیسازی را دنبال میکند. بخش قابل توجهی از پستها توسط حسابهای پرمخاطب و رسانهای منتشر شده و یهودیت در قالب یک هویت سیاسی – تمدنی بازنمایی میشود.
استفاده گسترده از تصاویر نمادین، روایتهای کوتاه و هشتگمحور و ارجاع مستقیم به رویدادهای روز، نشان میدهد که هدف اصلی این محتوا اثرگذاری سریع و احساسی بر مخاطب است، نه ارائه شناخت دینی یا تاریخی.
دوگانهسازی شدید احساسات – همدلی یا تقابل -در این فضا نیز به وضوح دیده میشود.
در جمعبندی میتوان گفت که در هر چهار شبکه اجتماعی مورد بررسی، یهودیت بیش از آنکه موضوع شناخت دینی، فرهنگی یا جامعهشناختی باشد، به ابزاری برای پیشبرد گفتمانهای سیاسی و منازعهمحور تبدیل شده است.
تفاوت پلتفرمها، بیشتر در لحن و تکنیک روایت است تا در جهتگیری کلی. این وضعیت در صورت بیتوجهی به تمایز میان دین یهود، هویت یهودی و صهیونیسم سیاسی میتواند به بازتولید کلیسازیها و سوءبرداشتهای پایدار منجر شود. برای رسانههای داخلی توجه به این تمایزها و پرهیز از خلط مفاهیم شرط ضروری تحلیل دقیق و مسئولانه این حوزه است.
منبع: ماهنامه اینترنتی ادیان و فرق پندار، دی ماه ۱۴۰۴، شماره یازده
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
