ضرورت تفکیک میان هویت دینی و پروژههای سیاسی
تحلیل فضای سیاسی-اجتماعی معاصر ایران بدون درک نسبت میان «هویت ملی»، «علایق باستانگرایانه» و تحرکات سیاسی ممکن نیست. با این حال، ورود به این حوزه مستلزم یک دقت روششناختی است؛ چرا که خلط مبحث میان «زرتشتیان» به عنوان یک اقلیت دینی رسمی و نجیب در تاریخ ایران با «جریانهای سیاسی باستانگرا» که از نمادهای این دین بهرهبرداری ابزاری میکنند، میتواند منجر به بروز سوءتفاهمهای اجتماعی و برچسب زنیهای ناعادلانه شود.
این نوشتار بر آن است تا با تفکیک این ساحتها، به بررسی واکنشهای این جریانها در بحرانهای اخیر و آیندهپژوهی آنها بپردازد.
تبارشناسی و نسبتسنجی سلطنتطلبی در برابر باستانگرایی
اگرچه در رسانهها این دو جریان اغلب در کنار هم دیده میشوند، اما از حیث مبانی تفاوتهای جدی دارند:
سلطنتطلبی؛ پروژهای قدرت محور: این جریان عمدتاً بهدنبال بازگشت به ساختار سیاسی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ است. مرجعیت این گروه نه «کوروش» یا «داریوش»، بلکه بهطور مشخص دوران پهلوی است. برای این جریان باستانگرایی تنها یک ابزار تزئینی برای مشروعیت بخشی به نهاد سلطنت در دنیای مدرن است.
باستانگرایی؛ پروژهای هویتمحور: این گرایش، طیف وسیعی را در بر میگیرد؛ از علاقهمندان به تاریخ و میراث فرهنگی تا جریانهای رادیکالی که بهدنبال جایگزینی هویت باستانی به جای «هویت اسلامی» هستند.
نقطه تلاقی: سلطنتطلبان از شکوه باستانی برای ایجاد نوستالژی استفاده میکنند و باستانگرایان رادیکال از نهاد سلطنت به عنوان نماد اقتدار ملی یاد میکنند. اما باید دقت کرد که بسیاری از باستانگرایان ممکن است لزوماً مدافع بازگشت نظام پادشاهی نباشند و برعکس.
واکنشسنجی در تلاطمهای سیاسی اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴و بحرانهای منطقهای
در رخدادهایی مانند اغتشاشات دی ماه و یا واکنش به جنگهای منطقهای مانند جنگ ۱۲ روزه، رفتار این جریانها را میتوان در چند سطح تحلیل کرد:
سلطنتطلبان و استراتژی موج سواری: این جریان با تکیه بر رسانههای برونمرزی تلاش کرد اعتراضات معیشتی یا اجتماعی را به سمت بحران مشروعیت کلان ببرد. شعارگرایی با محوریت ایران پیش از اسلام در این مقاطع تلاشی بود تا نوعی دو قطبی میان نظم کنونی و شکوه گذشته ایجاد شود.
باستان گرایان و تقابل هویتی در فضای مجازی: جریانهای رادیکال باستانگرا تلاش کردند، بحرانها را به بیگانگی ایدئولوژی رسمی با منافع ملی گره بزنند. آنها با برجستهسازی نمادهایی چون «فروهر» یا «منشور کوروش»، سعی در تعریف یک ملیگرایی سکولار و تهاجمی داشتند.
موضع جامعه زرتشتی (نجابت و مدارا): بر خلاف جریانهای سیاسی، جامعه زرتشتی داخل ایران انجمنها و موبدان همواره موضعی مسئولانه و ملی داشتهاند. آنها با درک حساسیتها اجازه ندادهاند که از شعائر دینیشان برای شعلهور کردن اغتشاشات استفاده شود. زرتشتیان ایران خود را بخشی تفکیکناپذیر از پیکره ملی میدانند و بر همزیستی مسالمت آمیز تأکید دارند.
نسبت باستانگرایان با جامعه زرتشتی و پدیده نو زرتشتیگری
یکی از پیچیدهترین بخشها نسبت میان باستانگرایان سیاسی و جامعه رسمی زرتشتی است. در اینجا با دو پدیده روبرو هستیم:
زرتشتیان اصیل (بهدینان): این افراد دارای ساختار تشکیلاتی موبدان و سنتهای کهن هستند. آنها به شدت از سیاسی شدن دینشان پرهیز دارند و تمایلی ندارند که دین زرتشتی به ابزاری برای مبارزه سیاسی تبدیل شود.
جریانهای خارج نشین و پارسیان هند: در حالی که پارسیان هند عمدتاً نگاهی مذهبی و فرهنگی دارند، برخی گروههای زرتشتی در اروپا و آمریکا تمایلات سیاسی تندتری نشان میدهند.
پدیده نوزرتشتیگری: بسیاری از کسانی که در باستانگرایی رادیکال فعال هستند، لزوماً زرتشتی نیستند. آنها از نمادهای این دین مانند گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک به عنوان یک مانیفست سیاسی ضد دین استفاده میکنند، نه بهعنوان یک سلوک معنوی. این امر باعث شده است که بار سنگینی بر دوش جامعه رسمی زرتشتی ایران بیفتد تا میان دین خود و بهرهبرداری سیاسی دیگران مرزکشی کنند.
آیندهپژوهی و سناریوهای پیش رو
آیندهپژوهی و سناریوهای پیش رو برای این جریانات در فضای اجتماعی ایران سه آینده متصور است:
- سناریوی رادیکال شدن هویتی: باستانگرایی ممکن است از یک علاقه فرهنگی به یک نفرتپراکنی مذهبی تغییر شکل دهد که هدف آن نه احیای تاریخ، بلکه تخریب انسجام ملی است.
- سناریوی استحاله: در فرهنگ عمومی باستانگرایی در لایههای سطحی (نمادها، نام گذاریها و جشنها) باقی بماند و بدون داشتن قدرت سیاسی به عنوان بخشی از هویت ملی ایرانیان در کنار اسلامیت همزیستی کند.
- سناریوی انزوای سیاسی: با روشن شدن ماهیت رسانهای و برونمرزی جریان سلطنتطلب پیوند میان باستانگرایی و این پروژه سیاسی ضعیف شده و باستانگرایی دوباره به دامن پژوهشهای تاریخی و باستانشناسی بازگردد.
راهبردها و تجویزهای تبیینی
برای مقابله با سوء استفادههای سیاسی از علایق ملی و دینی راهبردهای زیر پیشنهاد میشود:
- صیانت از جامعه زرتشتی: دستگاههای فرهنگی و رسانهای باید آگاهانه میان هموطن زرتشتی و باستانگرای سیاسی تفکیک قائل شوند. نباید اجازه داد، اقدامات یک جریانسیاسی هزینهای برای یک اقلیت دینی رسمی ایجاد کند.
- روایت صحیح از تاریخ: خلا آگاهی تاریخی باعث میشود، جریانهای سیاسی، تاریخ باستان را «اسطورهسازی» و «تحریف» کنند. تبیین علمی تاریخ ایران پیش از اسلام توسط اساتید تاریخ شناس و حرفه ای بهترین پادزهر برای افراطگرایی است.
- تقویت ملیگرایی فراگیر: باید الگویی از هویت ملی ترویج شود که در آن «ایرانی بودن» و «مسلمان بودن» در تضاد نباشند. تأکید بر این که مفاخر ایران باستان متعلق به همه ایرانیان است، نه یک جناح سیاسی خاص و مانع از مصادره این سرمایهها شد.
- گفتگوی ادیان: تقویت تعامل میان نخبگان حوزه و دانشگاه با موبدان و نخبگان زرتشتی، میتواند راه را بر نفوذ جریانهای تفرقهافکن ببندد.
نتیجهگیری
باستانگرایی و سلطنتطلبی اگرچه در برخی نمادها مشترکاند، اما اهداف متفاوتی را دنبال میکنند. جامعه زرتشتی ایران به عنوان پاسداران واقعی این میراث، همواره نشان دادهاند که مرز خود را با تندرویهای سیاسی حفظ میکنند.
گفتگو با استاد حامد شادفر
منبع: ماهنامه ادیان و فرق، شماره سیزدهم
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
