تبشیر مسیحی در ایران؛ از مأموریت دینی تا پروژه نفوذ
تبشیر

واژه «تبشیر» در فضای دینی و سیاسی معاصر فراتر از یک اصطلاح ساده مذهبی، بیانگر یک جنبش جهانی با ابعاد پیچیده است. این مفهوم که در قلب هویت مسیحیت، به‌ویژه شاخه پروتستان، جای دارد که در طول تاریخ از یک دعوت معنوی ساده به یک ساختار سازمانی و الهیاتی گسترده تبدیل شده است.

ماهیت تبشیر

تبشیر در لغت به‌معنای «بشارت دادن» و «مژده آوردن» است و معادل انگلیسی آن mission به معنی فرستادن، روانه کردن یا اعزام کردن است. این لغت در کاربرد فعلی‌اش به‌معنای اعزام به مأموریت، اعطای ماموریت به فردی برای انجام آن و اداره هیأت مذهبی بین مردم می‌باشد.

معنای اصطلاحی این واژه، تبلیغ و ترویج مسیحیت و گسترش ایمان مسیحی و به‌عبارتی مسیحی‌سازی (تنصیر) است. اصطلاح تبشیر در قرون اخیر از نظر مفهوم و مصداق توسعه یافته و به هر نوع مأموریت یا خدمت برای اعتلای «کلمه مسیح» در داخل یا خارج جوامع مسیحی اطلاق می‌شود. این اصطلاح، احتمالا در قرن شانزدهم توسط ایگناتیوس لویولا برای اشاره به فعالیت‌های تبشیری به کار برده شد.

خاستگاه کتاب مقدسی تبشیر

تبشیر و مسیحی‌سازی ریشه در کتاب مقدس دارد. طبق کتاب مقدس، حضرت عیسی (ع) در آخرین سخنان خود با حواریون که بعضا از آن به ماموریت بزرگ تعبیر می‌کنند، به آنها فرمان می‌دهد که در میان همه امت‌ها رفته و آنها را شاگرد سازند و به نام پدر، پسر و روحالقدس تعمید دهند.

پس رفته همه امت‌ها را شاگرد سازید و ایشان را به اسم اب و ابن و روح‌القدس تعمید دهید. (متی ۲۸: ۱۹) بر اساس این سخنان وظیفه رسولان و حواریون نه دعوت به مسیحیت بلکه مسیحی‌سازی جمیع امت‌ها است. البته این وظیفه منحصر به رسولان و حواریون نبوده و کلیسا و مسیحیت در طول تاریخ موظف به ادامه این مسیر بوده و هستند.

خاستگاه الهیاتی تبشیر

از نظر مسیحیان، خاستگاه الهیاتی تبشیر برآمده از تثلیث مقدس است؛ یعنی منشا رسالت تبشیری ناشی از تدبیر پدر از رسالت پسر و روح‌القدس است؛ به این بیان که خدای پدر، پسرش را برای تبشیر فرستاد و بشارت از طریق پسر به کلیسا منتقل شد و روح‌القدس نیز ضامن استمرار آن در کلیسا شده است و این امر در نهایت بر عهده مسیحیان و کلیسا قرار گرفت.

بر اساس گزارش‌های عهد جدید، تبشیر از همان آغاز بخشی از رسالت عیسی مسیح بوده است. در متون یونانی عهد جدید، واژه evangelion به معنای «خبر خوش» یا «بشارت» برای توصیف این پیام به کار رفته است و واژه «انجیل» در زبان فارسی و عربی نیز در نهایت به همین ریشه یونانی بازمی‌گردد.

در عهد جدید محور اصلی دعوت عیسی، بشارت به ملکوت خدا است؛ حاکمیتی الهی که تحقق آن مستلزم توبه، فروتنی، دگرگونی اخلاقی و آمادگی برای ورود به نظمی جدید از حیات معنوی تلقی می‌شود. با این حال، در سیر تکوین الهیات مسیحی به ویژه در چارچوب الهیات پولسی و تحت تاثیر آن تأکید بر مرگ و رستاخیز عیسی مسیح جایگاه برجسته‌ای یافت و واقعه صلیب به کانون پیام نجات‌بخش مسیحیت تبدیل شد.

در این چارچوب نجات انسان نه صرفا در انتظار تحقق ملکوت، بلکه در ایمان به مسیح مصلوب و مشارکت در مرگ و رستاخیز او معنا می‌یابد.

از این منظر، می‌توان از نوعی بازخوانی از بشارت به ملکوت خدا به بشارت به مسیح مصلوب و برخاسته سخن گفت. بخش مهمی از جریان‌های مسیحیت تبشیری معاصر به‌ویژه در سنت‌های انجیلی و پنطیکاستی بر همین قرائت تأکید دارند و مرگ کفاره‌ای و رستاخیز عیسی مسیح را محور اصلی پیام تبشیری، شرط نجات و مبنای دعوت دینی خود تلقی می‌کنند.

تاریخچه تبشیر در ایران
تبشیر در پیش از اسلام دوران اسلامی و دوره ایلخانی

سابقه حضور مسیحیت در ایران به قبل از اسلام بازمی‌گردد. مسیحی شدن اقلیت‌هایی مانند ارامنه و آشوری و کوچ اجباری ساکنان برخی از شهرهای فتح شده روم شرقی در جنگ‌های ایران و روم و حضور اسرای مسیحی – رومی در ایران، زمینه را برای حضور مسیحیت در ایران فراهم ساخت.

آیین مسیحیت در سال‌های آغازین ظهور و مقارن دوران حکومت اشکانیان به ایران راه یافت، اما علی‌رغم تسامح مذهبی حکومت اشکانی، به‌سبب اختلاف زبان، تفاوت‌های فرهنگی و همچنین رواج آیین زرتشتی در ایران، گسترش آن به کندی صورت گرفت. مسیحیت در این دوران، توسط بازرگانان و مبلغان وابسته به کلیساهای ادسا و آریل در گیلان، گرگان و بین‌النهرین رواج یافت.

با روی کار آمدن سلسله ساسانی، مختصات اجتماعی و سیاسی ایران دگرگون شد. ساسانیان با رسمیت بخشیدن به آیین زرتشت، پیوند عمیقی میان حکومت و نهاد روحانیت زرتشتی ایجاد کردند. با این حال، بزرگ‌ترین چالش برای مسیحیت در قرن چهارم میلادی و در زمان حکومت شاپور دوم (ذوالاکتاف) رخ داد؛ زمانی که امپراتوری روم، رقیب و دشمن سنتی ساسانیان، مسیحیت را به عنوان دین رسمی خود اعلام کرد.

این رخداد مسیحیان ایران را در یک بحران امنیتی شدید قرار داد. از این پس حاکمیت ساسانی، مسیحیان داخلی را به چشم هم‌پیمانان و جاسوسان روم و عامل تهدید امنیت ملی نگریست و بدین ترتیب، دوره آزار تعقیب و سرکوب جامعه مسیحی ایران آغاز شد.

پس از فتح ایران توسط اعراب و غلبه مسلمین، وضعیت مسیحیان در ایران بهبود یافت و برخی از آن‌ها مسلمان شدند و برخی دیگر از اقلیت‌های مسیحی ساکن ایران (مانند ارامنه و آشوریان) نیز آیین خود را حفظ کردند و قرن‌ها بدون ایجاد تنش مذهبی در ایران ساکن هستند. در قرون اولیه اسلامی، مسیحیت عمدتا در مقابل اسلام مواجهه انفعالی داشت و تبشیر مسیحی با رکود مواجه شد.

نخستین هجمه تبشیری مهم مسیحیت به ایران اسلامی، بعد از هجوم مغولان صورت گرفت. در سال‌های پایانی جنگ‌های صلیبی، جهان اسلام با تهدیدی جدی از سمت شرق مواجه شد و مغول‌ها بورش سهمگینی را به کشورهای اسلامی آغاز کردند.

مسیحیان، چنگیزخان را برگزیده خدا می‌دانستند که برای نابودی اسلام انتخاب شده است و از این رو، اقدام به برقراری اتحاد سیاسی و نظامی با جنگجویان مغول کردند. در همین راستا، پاپ اینوسنت چهارم هیئت‌های تبلیغی را به دربار مغولان گسیل داشت تا اتحادی میان آنان و اروپای مسیحی علیه ممالک اسلامی برقرار کنند.

از سوی دیگر، برای تعمیق این نفوذ راهبرد فرستادن دختران مسیحی به دربار مغولان جهت ازدواج با شاهزادگان مغولی در دستور کار قرار گرفت؛ هدفی که به دنبال تربیت نسلی از شاهزادگان و مادران مسیحی بود.

نمونه برجسته این سیاست دقوز خاتون همسر هلاکوخان بود پس از هلاکو، «آباقا»، فرزند و جانشین او به مسیحیت گرایید و با دختر امپراتور بیزانس ازدواج کرد. پس از وی فرزند مسیحی او یعنی ارغون خان به حکومت رسید.

او به عنوان حاکمی مسیحی، سیاست‌هایی را در جهت آزار و اذیت مسلمانان برکناری آنان از مناصب حکومتی اتخاذ کرد. در این دوره کلیساهای زیادی در ایران ایجاد شد و انجیل دیانسارون به فارسی منتشر شد. با وجود فعالیت گسترده تبشیری در این دوران ایرانیان گرایش چندانی به مسیحیت پیدا نکردند و به اسلام پایبند ماندند.

تبشیر در صفویه تا قاجار

دوره صفویه نقطه عطفی در فعالیت مبشران مسیحی در ایران به شمار می‌رود. در این دوران، حکومت صفوی و کشورهای اروپایی برای تقویت روابط سیاسی و تجاری خود به‌ویژه جهت مقابله با تهدید مشترک امپراتوری عثمانی به برقراری ارتباط متقابل روی آوردند.

همین امر زمینه ورود مبلغان مسیحی را که تحت حمایت قدرت‌های استعماری غربی بودند به ایران فراهم کرد. مبلغان فرنگی مقیم ایران در بسیاری از موارد به‌عنوان مشاور سفیر و نماینده سیاسی حکومت‌های اروپایی در دربار صفوی شناخته می‌شدند.

مسیحیان در پرتو تسامح سیاسی و حمایت‌های دولت صفوی، آزادی عمل فراوانی به دست آوردند. اخذ تأییدیه و فرمان از شاهان صفوی برای فعالیت‌های تبشیری، احداث کلیساها و صومعه‌ها، تألیف و ترجمه کتاب در راستای ترویج مسیحیت و نقد اسلام و برگزاری جلسات مناظره از مهم‌ترین اقدامات این مبشران بود.

سر آغاز این حرکت تبشیری را می‌توان با ورود پرتغالی‌های کاتولیک به خلیج‌ فارس هم زمان دانست. مبلغان این دوره که عمدتاً از کشورهایی چون پرتغال، اسپانیا، فرانسه و ایتالیا اعزام می‌شدند و همگی متعلق به مذهب کاتولیک و وابسته به فرقه‌هایی نظیر کارملی‌ها، اگوستینی‌ها، فرانسیسکن‌ها، دومینیکن‌ها، کاپوچن‌ها و یسوعی‌ها (ژزوئیت‌ها) بودند.

در این دوره مناظرات شفاهی و نوشتاری زیادی بین مبلغان مسیحی و عالمان شیعه انجام شد که در نتیجه یکی از این منازعات کشیش اگوستینی پرتغالی‌الاصل به‌نام آنتونیو دو ژرو، در سال ۱۱۲۲ ق مسلمان شد و نام «علیقلی جدیدالاسلام» را بر خود نهاد و آثاری در رد آیین سابق خود نوشت.

علی‌رغم تمام این فعالیت‌ها، در یک برآورد کلی، دست‌آورد تبشیر در عهد صفوی موفقیت‌آمیز نبود؛ این عدم موفقیت ناشی از عواملی چون مقابله علما و روحانیون با تبشیر مسیحی، دشمنی برخی شاهان صفوی با مسیحیت، تضعیف سیاست عثمانی‌ستیزی پس از شاه عباس اول، رقابت و دشمنی جنون‌آمیز مبشران مسیحی با یکدیگر و مسلمان شدن رهبران مسیحی بود.

یکی از نکات جالب‌توجه، عدم همراهی و مخالفت ارامنه ایران با مبشرین کاتولیک است. این مخالفت‌ها تا آنجا پیش رفت که در سال‌های آخر حکومت صفویه، ارامنه طی منازعه‌ای کشیشان کاتولیک را برای مدتی از جلفای نو اخراج کردند.

در دوره سلطه افاغنه بر اصفهان، علی‌رغم آشفتگی اوضاع کشور، مبلغان مسیحی تلاش کردند تا با انطباق خود با شرایط بحرانی جدید، موقعیت اجتماعی و سیاسی خود را حفظ کنند. بعد از فروپاشی حاکمیت افاغنه، نادرشاه افشار پس از ورود به اصفهان با مبلغان مسیحی و نمایندگان اروپایی دیدار کرد و بدین ترتیب، مبلغان توانستند. وضعیت و نحوه تعاملات خود را با ساختار سیاسی جدید مشخص کنند.

در عصر افشاریه، مسیحیان همچنان در امور اقتصادی و اجتماعی شرکت داشتند؛ نادر به مبشران اجازه داد که در تمام کشور آزادانه فعالیت کنند و هر فردی می‌توانست بدون ترس از آزار مردم آیین مسیحیت را بپذیرد.

با این حال، با وجود صدور فرمان‌های افشاریان مبنی بر آزادی مسیحیان، بروز جنگ‌های داخلی و ناامنی، مشکلات معیشتی و امنیتی برای مسیحیان ایجاد کرد و موجب مهاجرت برخی از آنان و کاهش تعداد مبشران مسیحی مقیم ایران شد.

سرانجام با قدرت گرفتن کریم خان زند و برقراری آرامش نسبی در کشور، فضای مناسبی برای بازگشت بخشی از مسیحیان مهاجر فراهم شد و گروهی از آنان در شیراز پایتخت زندیه مستقر شده و به حیات اجتماعی خود ادامه دادند.

تبشیر در قاجار و پهلوی

دوران حکومت قاجار، سرآغاز گسترش مجدد فعالیت‌های تبشیری مسیحی و ورود موج نوین پروتستانتیم به ایران است. در این دوره ایران به کانونی برای فعالیت مبلغان کاتولیک و پروتستان و انجمن‌های تبشیری وابسته به کلیساها و دولت‌های استعماری غربی تبدیل شد.

با کاهش فعالیت‌های کلیسای کاتولیک، مبلغان پروتستان اروپایی و آمریکایی از رقیب کاتولیک خود پیشی گرفتند. در این دوره، مبلغان پروتستان انگلیسی، آمریکایی و آلمانی، کاتولیک‌های فرانسوی و ایتالیایی و ارتدوکس‌های روسی به طور همزمان در جغرافیای ایران مشغول به فعالیت شدند. اقدامات تبشیری هم از طریق انجمن‌های تبشیری (مانند انجمن تبشیری کلیسا) و هم توسط مبلغان منفرد (مانند هنری مارتین) صورت می‌گرفت.

یکی از ابعاد کلیدی این دوره، روی آوردن مبلغان به تبشیر غیر مستقیم از طریق ارائه خدمات رفاهی، آموزشی و بهداشتی در کنار روش‌های سنتی تبلیغ مستقیم کلامی بود.

جریان‌های تبشیری با درک خلاءهای ساختاری دولت قاجار، اقدام به تأسیس شبکه‌ای از مدارس مدرن، بیمارستان‌ها و چاپخانه‌ها کردند.

این نهادها فراتر از کار کرد رفاهی و خدماتی به عنوان ابزارهای کلیدی قدرت نرم غرب برای کادرسازی فکری، جذب نخبگان و تضعیف مرجعیت فرهنگی نهادهای دینی جامعه عمل می‌کردند و عملا هموار کننده نفوذ سیاسی و استعماری دولت‌های متبوع خود در ایران بودند.

علاوه بر این، احداث کلیساهای جدید و بازسازی کلیساهای قدیمی نیز بخش دیگری از کارنامه فعالیت مبلغان در این عصر به شمار می رفت.

فعالیت گروه‌ها و سازمان‌های تبشیری در دوران حکومت پهلوی با شدت ادامه یافت. عواملی چون رویکرد ضداسلامی حکومت پهلوی و در دسترس قرار گرفتن وسایل و ابزارهای تبلیغاتی جدید، مانند رادیو و تلویزیون سبب تمایز تبشیر در دوره پهلوی از ادوار قبل شده است.

عمده فرقه‌ها و گروه‌های تبشیری که در عصر قاجار در ایران فعالیت می‌کردند، در دوران پهلوی به کار خود ادامه دادند. علاوه بر اینکه گروه‌های جدیدی چون جماعت ربانی نیز به آن‌ها اضافه شدند.

مبشرین انگلیسی (مانند انجمن تبشیری کلیسا)، آمریکایی (کلیسای انجیلی، ادونتیست‌های روز هفتم، جماعت ربانی، شاهدان یهوه و مورمون‌ها) و کلیسای کاتولیک عمده فعالیت تبشیری در ایران را بر عهده داشتند.

فعالیت پزشکی (مانند ساخت بیمارستان، ساخت مدرسه)، انتشاراتی و… از جمله فعالیت مسیحیت تبشیری در این دوره است.

نکته بسیار مهم این عصر بومی‌سازی جریان تبشیر از طریق تربیت مبلغان و شبانان ایرانی بود؛ اقدامی که با هدف زدودن برچسب غربی بودن از این آیین و تثبیت نفوذ آن در جامعه انجام شد.

اگرچه فعالیت‌های جریان تبشیر در دوران قاجار و پهلوی در میان اقلیت‌های مسیحی بومی ارامنه و آشوریان با موفقیت‌های نسبی همراه بود و به شکل‌گیری کلیساهای پروتستان و کاتولیک در میان آن دها انجامید؛ اما این تلاش ها در میان جامعه مسلمانان توفیق چندانی به دست نیاورد.

در واقع تلاش مبلغان برای جذب مسلمانان، علی‌رغم به کارگیری گسترده امکانات و بهره‌گیری از بستر حمایتی یا تسامح‌آمیز حکومت‌های قاجار و پهلوی در نهایت با ناکامی مواجه شد و دستاورد ملموسی به همراه نداشت.

تبشیر در پس از انقلاب اسلامی

پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ نقطه عطفی در تاریخ تبشیر مسیحی در ایران بود. با برچیده شدن نهادهای رسمی میسیوتری، فعالیت‌های فیزیکی و آشکار این جریان بسیار محدود شد. البته از اواسط دهه ۸۰ با فراهم شدن بستر مناسب جهت فعالیت تبشیری گروه‌های مسیحی بیش از پیش در کشور فعال شدند.

این رویداد، سازمان‌ها و جریان‌های تبشیری را وادار به بازنگری اساسی در راهبردهای خود کرد؛ فرآیندی که منجر به خروج تبشیر از قالب‌های سنتی و ساختارهای رسمی گذشته و ورود آن به فاز پنهان، شبکه‌ای و مجازی شد.

با گسترش فناوری‌های ارتباطی تبشیر رسانه‌ای به یکی از بازوان اصلی این جریان تبدیل شد. مسیحیت تبشیری با راه‌اندازی شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان و توسعه فعالیت در بستر فضای مجازی و شبکه های اجتماعی در پی بی اثر ساختن مرزهای جغرافیایی است.

این رسانه‌ها با اتکا به شیوه‌های روان‌شناختی تولیدات پویای رسانه‌ای تمرکز بر پیام‌های عمدتا عاطفی و بهره‌برداری از چالش‌های اجتماعی، مخاطبان فارسی‌زبان را هدف قرار می‌دهند.

یکی دیگر از نمودهای عینی این تغییر راهبرد پیش گرفتن استراتژی «جنبش کاشت کلیسا» (CPM) بود که به شکل‌گیری پدیده کلیساهای خانگی با ساختاری تکثیرشونده، مخفی، انعطاف‌پذیر و غیر متمرکز زیرزمینی انجامید.

این شبکه‌ها به جای مباحث کلامی عمیق، بر تجربیات هیجانی روش‌های غیرمستقیم و جذب فردبه‌فرد تمرکز دارند. باید گفت که این شکل پست مدرن از تبشیر به دلیل تمرکز بر استحاله هویتی و بهره‌گیری از روش‌های غیر مستقیم و روان‌شناختی، از روش‌های سنتی بسیار خطرناک تر ارزیابی می‌شود.

نشر و توزیع کتب از جمله کتاب مقدس، همکاری با نهادهای بین‌المللی، فعالیت در امور خیریه و … از جمله اقدامات دیگر این جریان جهت دستیابی به مقاصد تبشیری است.

جریان مسیحیت تبشیری با برخورداری از حمایت‌های مالی و سیاسی برخی دولت‌ها و سازمان‌های غربی به‌عنوان ابزاری در خدمت جنگ نرم و تامین منافع قدرت‌های جهانی عمل می‌کند.

رصد و تحلیل فعالیت این جریان‌ها نشان می‌دهد که هدف آن‌ها فراتر از صرف تغییر دین، تمرکز بر استحاله هویتی، تضعیف پیوندهای ملی و مذهبی و در نهایت براندازی نظام اسلامی است.

رصد و پایش فعالیت‌های جریان مسیحیت تبشیری در تحولات سیاسی و امنیتی سال‌های اخیر نشان می‌دهد که این جریان فراتر از فعالیت‌های صرفاً دینی و تبلیغی در عرصه کنشگری سیاسی و اجتماعی نیز حضوری فعال داشته است.

بررسی عملکرد شبکه‌های رسانه‌ای رهبران و کنشگران وابسته به این جریان در اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی ماه و همچنین در جریان جنگ رمضان، بیانگر حمایت آشکار از اغتشاشگران، حضور میدانی برخی عناصر وابسته به این جریان در صحنه اعتراضات و مشارکت در سازمان‌دهی، روایت‌سازی و مشروعیت‌بخشی به این رخدادها است.

همچنین مسیحیت تبشیری در این مقاطع همراهی و هم‌سویی خود را با جریان سلطنت‌طلب و به‌ویژه رضا پهلوی آشکارا نشان داده و از پروژه‌های سیاسی این جریان حمایت کرده است.

در حوزه رسانه‌ای نیز شبکه‌ها و رسانه‌های تبشیری با تثبیت روایت‌های معارض با روایت رسمی جمهوری اسلامی در جهت بازنمایی اغتشاشات به‌عنوان جنبشی آزادی‌خواهانه تلاش کرده و همزمان با حمایت از سیاست‌های قشار حداکثری تحریم‌ها و حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران به ارائه تفسیرها و توجیهات الهیاتی برای این اقدامات پرداخته‌اند.

مجموعه این کنش‌ها نشان می‌دهد که مسیحیت تبشیری علاوه بر پیگیری اهداف دینی و هویتی در امتداد پروژه براندازی نظام اسلامی و در چارچوب راهبردهای جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران نیز قابل ارزیابی است.

 

 

ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.