کوروش؛ نماد تاریخی یا پروژه سیاسی؟
نام کوروش در سال‌های اخیر از یک شخصیت تاریخی فراتر رفته و در برخی روایت‌ها به نمادی برای تقابل‌سازی میان ایران باستان و ایران اسلامی تبدیل شده است. کوروش در حافظه تاریخی ایرانیان جایگاهی شناخته شده دارد، اما استفاده سیاسی از این نام در سال‌های اخیر معنایی تازه پیدا کرده است.

برخی جریان‌ها تلاش می‌کنند کوروش را نه در امتداد تاریخ ایران بلکه در برابر هویت اسلامی و شیعی ایران قرار دهند. در این روایت کوروش سه کارکرد پیدا می‌کند:

نخست کارکرد مذهبی در نگاه برخی جریان‌های یهودی و مسیحی صهیونیستی

دوم، کارکرد هویتی برای تحریک احساسات ملی ایرانیان

و سوم کارکرد تقابلی برای ساختن دوگانه ایران کوروش در برابر ایران علی(علیه صلوات و سلام)

پروژه‌ای که با نام کوروش پیش می‌رود، اگر از علاقه تاریخی فراتر رود می‌تواند به ابزاری برای بازتعریف ایران بدون اسلام تبدیل شود. در چنین ،الگویی شاهنامه در برابر قرآن، پاسارگاد در برابر حرم امام رضا (علیه السلام) و ایرانشهری در برابر اسلام شهری قرار داده می‌شود. مسئله اصلی نفی تاریخ باستان نیست. مسئله مصادره تاریخ باستان برای شکستن پیوند تاریخی ایران و اسلام است؛ پیوندی که بخش مهمی از هویت ملی ایرانیان را ساخته است.

هویت ملی، یکی از عناصر هویتی ملت مسلمان ایران است که در کلام قائئ شهید  هم بارها به اشکال مختلف در مناسبت‌های گوناگون تکرار شده و ایشان همواره بر مولفه‌های هویت ایرانی اسلامی در هویت ملی تأکید داشته‌اند. حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای(رحمه‌الله علیه) قائد شهید در بیانات متعددی به موضوع «هویت ملی» تأکید کرده و اهمیت آن را برای مخاطبان یادآوری کرده‌اند. به عنوان مثال، بیانات ایشان در مراسم سی‌وچهارمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمه‌الله علیه) حاوی نکات کلیدی قابل توجهی در این زمینه است. می‌فرمایند:

«انقلاب را مردم انجام دادند امّا امام به وجود آورد. این انقلاب، یک ساخت سیاسی سلطنتی را در هم شکست و مردم‌سالاری را جایگزین آن کرد؛ این انقلاب، یک نظام دست‌نشانده و ذلیل در مقابل قدرتها را از میدان خارج کرد و یک نظام مستقل و متّکی به عزّت ملّی را جایگزین آن کرد؛ این انقلاب، یک حکومت ضدّ اسلام را از میدان خارج کرد، به جای آن یک حکومت اسلامی پایه‌گذاری کرد و بنا نهاد؛ این انقلاب، استبداد را به آزادی، بی‌هویّتی روزافزون این ملّت را به هویّت ملّی و به اعتماد به نفْس تبدیل کرد؛ این انقلاب، یک ملّت چشم‌دوخته‌ی به دست اجانب را به نیروی «ما میتوانیم» مجهّز کرد.

در ادبیات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای(مد ظله العالی)، ملیت در برابر دیانت قرار نمی‌گیرد بلکه دیانت، روح ملیت را تعالی می‌بخشد و ملیت، دیانت را در تاریخ مجسم می‌کند. برای مثال در پیام نوروزی، نوروز در نگاه ایشان  تنها آیینی باستانی نیست بلکه فرصتی برای تجدید اخلاق و همبستگی اجتماعی است و روز درختکاری، صرفاً یک حرکت زیست‌محیطی نیست بلکه تجلی مسئولیت الهی انسان در قبال طبیعت است و در مجموعه سنت‌های ملی در پرتو معنویت بازخوانی می‌شوند و معنویت در متن زندگی جمعی عینیت می‌یابد.

 

ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.