یوگا بهطور گسترده بهعنوان یک ورزش معرفی شده است، اما بسیاری از مربیان و منابع، آن را یک سیستم معنوی میدانند. حرکات یوگا (آساناها) که در ابتدا برای پرستش خدایان هندی طراحی شده بود، امروزه به عنوان حرکات ورزشی مطرح میشود. آیا این تغییر تحولی مثبت است یا انحراف از هدف اصلی؟
تقریباً در تمام کتابهای یوگا به عرفان بودن آن تأکید و در بسیاری از این کتابها مبانی این ادعا توضیح داده شده است و در پارهای از این کتب، خدایان باستانی هند و آیینهای شرکآلود آن سرزمین تقدیس شدهاند.
مروجان داخلی یوگا در مواجهه با متدینان و علما ادعا میکنند که یوگا تنها یک ورزش است، اما در حلقههای بالاتر یوگا، خصوصاً در کتابهایی که مبانی آن را توضیح داده است، بسیاری از مسلمات دینی و اسلامی نفی و از یوگا به عنوان جایگزین دین یاد میشود!
در کتاب «گنجینه اسرار یوگا» به قلم سید جلالالدین موسوینسب که به دلیل ترجمه و تألیف کتب متعدد یوگا در کشورمان به پدر یوگای ایران معروف شده است، به کرات از عرفان بودن یوگا یاد شده است. موسوینسب در صفحه ۴۰ کتاب گنجینه اسرار یوگا مینویسد: «یوگا و عرفان یکی است.» وی بهشدت با ورزش خواندن یوگا مخالف است و میگوید که یوگا باید بهعنوان یک آیین و عرفان مطرح شود: «معتقدم آنهایی که یوگا را ورزش مینامند به فرهنگ خیانت میکنند تا دشمنان ملی را شاد کنند.»
او معتقد است که ادیان الهی از جمله دین اسلام، ناقصند و یوگا آیین کامل است. تمام ادیان از جمله اسلام و مسیحیت متناسب با زمان و شعور انسان هر یک درک خاصی از عملکرد ذهن داشتهاند که اغلب نارسا بوده و موجب اختلاف شده است.
او به این حد اکتفا نمیکند و صریحاً اذکار شرکآلود هندوئیسم در تقدیس شیوا یکی از خدایان هندو را به کار میبرد و میگوید: ذکر «ام ناما شیوایا» (به معنی من در مقابل شیوا سر تعظیم فرود میآورم) دارای اثر خاص روحی است!
لیلی خردمند از پیشکسوتان و مربیان با سابقه یوگای کشور از مسئولان فدراسیون یوگای زنان ایران و مدرس انجمن یوگا میگوید: «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش. تمام داستان یوگا را مولانا در این بیت بیان کرده؛ وصل شویم به آگاهی بینهایت، به خداوند و با وصل به خداوند، صفات خداییمان پدیدار گردد.»
نرگس شاکری از دیگر مربیان با سابقه یوگای کشور و مدیر مؤسسه نیک راه و مدرس انجمن یوگا میگوید: «هیچ دینی کامل نیست، ولی یوگا کامل است.» «سعی کنید علاوه بر تمرینات بدنی، تمام مفاهیم نظری یوگا را هم بیاموزید.»
همچنین سید جلال الدین موسوی نسب فوقالذکر میگوید: «هر کس یوگا را ورزش بداند، کوتهنظر است؛ یوگا سیستم علمی – عملی خودشناسی است.» وی همچنین میگوید: «بارها گفتهام و باز هم میگویم یوگا هنر زیستن است. یوگا علم خودشناسی است. خودشناس خداشناس میشود.»
بدری ستایش (نانکلی) که دورههای مختلف یوگا را در آمریکا گذرانده و از مدرسان انجمن یوگاست میگوید: «با یوگا آموختم که روحم را تا بالاترین عالم روحانی گسترش دهم.»
سید عبدالحمید موحدی از پیشکسوتان یوگا نیز میگوید: «یوگا صداقت است یوگا عدم خشونت است. یوگا ندیدن است. یوگا پرهیز از شهوت است. یوگا نداشتن حرص و آز است. یوگا فضیلت است. یوگا استقامت است. یوگا وحدت است. یوگا نرمش است. یوگا ورزش است. یوگا همراهی است. یوگا رهایی است. و یوگا خدایی است.»
وی در در جای دیگر میگوید: «با تمرینات جسمی و ذهنی و دیگر آموزههای یوگا میتوان به خویشتن خویش رسید و در نهایت به سعادت ابدی دست یافت.»
اگر عرفان به معنی راهی است که به رضایت خداوند ختم می شود که مبدأ عالم هستی است و بازگشت همه چیز به اوست با چه اطمینانی ادعا میشود که یوگا انسانها را به این رضایت میرساند؟ اما اگر تصور از عرفان، همان قدرتهای غیر عادی ادعایی مرتاضان باشد؛ اولاً این قدرتها مخصوص مرتاضان و یوگیها نیست، ثانیاً این گونه قدرتها به خودی خود دلیل بر هیچ مزیتی نیست، چه رسد به اینکه روشنگر راه حقیقت و عرفان ناب و معنویت راستین باشد.»
وضعیتهای بدنی یوگا با عنوان «آسانا» در زبان هندی که به عنوان ورزش معرفی میشود و معمولاً ثابت و بیتحرک است به عنوان «پوجا» یعنی اعمالی برای پرستش خدایان هندویی معرفی شده است؛ به عنوان مثال واژه «سوریانا ماسکار»، که یکی از معروفترین آساناها و اولین آسانایی است که در مراکز آموزش یوگا تعلیم داده میشود، به معنای پرستش الهه خورشید (سوریا) است. این آسانا در زبان فارسی به صورت «سلام بر خورشید» ترجمه شده تا واکنشی را برنینگیزد!
یوگا از منظر مطالعات ادیان به عنوان یکی از شش دستگاه فلسفی هندوییسم و طریقت عملی عرفان در این آیین محسوب میشود. این در حالی است که امروزه یوگا در دنیا بیشتر به عنوان یک رشته ورزشی شناخته میشود.
نتایج دادههای یک پژوهش مشتمل بر مصاحبههای ۲۶ نفر از پیشکسوتان یوگای ایران در نشریه دانش یوگا که به روش تحلیل و توصیف و از لحاظ کمی و کیفی مورد تحلیل زبان شناختی قرار گرفت و الگوی تحلیل آن مشتمل بر پنج متغیر موجود در معنویتگرایی جدید بود، نشان داد که ۹۶ درصد این افراد در توصیف و تبیین یوگا از مفهوم خودشناسی و خودسازی، ۸۴ درصد از مفهوم درونگرایی و ۴۲ درصد به زندگی در لحظه حال اشاره کردهاند.
همچنین ۶۱ درصد از آنها یوگا را عاملی برای ارتباط با امر معنوی و ۷۷ درصد آن را معنابخش زندگی دانستهاند.
نتایج این تحقیق میتواند در تبیین و نقد ماهیت یوگا بهعنوان یکی از معنویتهای نوظهور راهنمای خوبی باشد. رهبران و مربیان یوگا در کشور ما و صاحبنظران یوگا در دنیا، هیچ کدام قبول ندارند که یوگا صرفاً یک ورزش است و آن را به عنوان «معنویت» و یک «آیین نجاتبخش معرفی میکنند و میگویند یوگا نوعی عرفان است.»
در حقیقت یوگا یکی از عرفان های نوظهورسده اخیر که اصول اثباتی نداشته و به عنوان یک عرفان فاقد منابع مستند برای اثبات است که حرفهای بدون سند و مدرک اثباتی رهبران هندوی آن پشتوانه آن می باشد.
منبع: مهدی قیاسی کارگر مقدم، یوگا و مدیتیشن، صص ۲۵- ۲۸
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
