ترویج تساهل و تسامح افراطی در تصوف
جریان تصوف با سخنان ذوقی و ادبی برخی بایدها و نبایدها را نفی و یا حداقل بی‌تفاوتی نسبت به آن را القا می‌کند. به این جملات دقت کنید: «به نیاز می‌اندیشیم نه نماز» یا «شخصی که به حقیقت رسیده در مذهب نمی‌ماند.» همین القائات است که به مراعات نکردن محرم و نامحرم، رقص و آواز، سجده بر انسان و پابوسی و ترویج جایگاه ولایت برای قطب این جریان منتهی شده و می‌شود.
هر چند مقتضای دین در پذیرش، اصل تساهل و سهل‌گیری است اما پس از پذیرش، دین اصول و فروع ثابت و لایتغیری وجود دارد و به تعبیری، دین در این خصوص تساهل ناپذیر است و مؤمن پس از پذیرش آزادانه دین باید بدون کم وکاست، به این اصول و به طور کلی لوازم دین معتقد و مقید باشد و هرگز دین در این زمینه انعطاف‌پذیر و اهل مداهنه و مدارا نیست.

البته پس از پذیرش و اعتقاد به لوازم دین در نحوه اجرا و عمل متناسب با شرایط زمان و مکان و نیز توان و قدرت عمل مؤمنان از انعطاف لازم برخوردار است و اهل مدارا و مسامحه و سهل‌گیری است. این نوع سهل و آسان‌گیری و مدارا با مؤمنان با هدف نیل به سعادت و رستگاری و در جهت تحقق فلسفه آفرینش است.

بنابراین همان گونه که مقتضای دین در اصل پذیرش بر مدارا و آسان گیری است، پس از پذیرش آن در شیوه اجرا و عمل به فروع نیز دارای تساهل و مدار است؛ مثلا مؤمنی که توان گرفتن روزه را ندارد، از گرفتن روزه – با شرایطی – معاف می‌شود.

همچنین است در سایر اعمال و مناسک دینی اساساً اسلام دین رأفت و رحمت است. در عین حال در مواردی که جامعه اسلامی دچار انحراف شود و مصالح مردم و جامعه اسلامی و اخلاق و عفت عمومی به خطر افتد، بر همان اصل، اسلام، دین غلظت و شدت خواهد بود و اهل مدارا و مسامحه و معامله و سازش نیست.

پیشینه تساهل می‌تواند به دورانی بازگردد که جوامع ابتدایی تشکیل و قدرت‌ها ایجاد شدند و لزوماً برای ماندگاری نیازمند مدارا و کنار آمدن با عقاید و باورهای گوناگون بودند. در نتیجه هر چه جامعه بزرگتر و قدرت دامنه‌دارتر باشد، نیاز به تساهل در عرصه‌های سیاسی، مدنی و مذهبی بیشتر احساس می‌شود.

فرقه‌های صوفیه برای آنکه ماندگاری خود را حفظ کنند و دامنه طرفداران خود را وسعت بخشند از تساهل و تسامح در امور شرعی استفاده می‌کنند و به نفع خود بدان دامن می‌زنند. اعمال صوفیانی که به اسم دین معارف اسلامی را تحریف کرده و دچار تساهل و تسامح شده‌اند، از این دست محسوب می‌شود.

فساد اخلاقی حتی در میان اقطاب و مشایخ صوفیه نیز مشهود است. به عنوان نمونه می‌توان به فساد اخلاقی «ملاعلی گنابادی» (نور علی شاه) و «دکتر جواد نوربخش» در شاخه مونس علی شاهی و بی‌حجابی همسران و دختران بعضی از آنها اشاره کرد.

رابطه باز و غیر شرعی دراویش بارها به رسوایی آنان منجر شده که آخرین مورد آن واقعه سوم آذرماه ۱۳۸۸ است. در این واقعه یکی از دراویش نعمت اللهی پس از کشف رابطه نامشروع یکی از مشایخ با همسرش پس از بستن مواد منفجره به خود به قصد انجام عملیات انتحاری وارد خانقاه فرقه در جنوب تهران می‌شود که مأموران فراجا او را کنترل و وادار به تسلیم می‌کنند. این حادثه در رسانه‌های کشور انعکاس گسترده‌ای داشت.

 

منبع: مهدی قیاسی کارگر مقدم، آب و سراب؛ نقدی بر تصوف فرقه‌ای، صص ۳۵- ۳۷

ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.