کد راهبردی در پیشگیری از هویت یابی انحرافی و فرقه ای به‌ویژه در نوجوانان
 بهترین و مؤثرترین راهکار برای پیشگیری، بازگشت به اصول اساسی بهداشت روانی در فضای خانواده است؛ همان اصولی که روان‌شناسان و مشاوران بارها به والدین آموزش داده‌اند.

ضروری است بدانیم که کودک و نوجوان دارای نیازهای طبیعی روانی هستند، و این نیازها باید نه به‌صورت افراطی و نه در حالت تفریط، بلکه به‌طور متعادل و مناسب تأمین شوند.

در غیر این صورت، زمینه‌ساز شکل‌گیری آسیب‌های روانی و اختلال در رشد روان‌شناختی آن‌ها خواهد شد.

برای مثال، موردی وجود داشت که مادری نقل می‌کرد فرزند پسر ده‌ساله‌اش، علیرغم سنش، شب‌ها هنگام خواب به او می‌چسبد، درست مانند یک نوزاد. وقتی از او پرسیدم که در چنین موقعیتی چه واکنشی نشان می‌دهد، پاسخ داد: «با لگد پرتَش می‌کنم.» در ادامه گفت: «این بچه را نمی‌خواستم، بلکه اصلاً شوهرم را هم نمی‌خواستم. من را به اجبار به عقد این مرد درآوردند و این بچه ناخواسته به دنیا آمد.»

تأمل در این روایت نشان می‌دهد که این کودک از بدو تولد با طردشدگی مواجه بوده و تجربه‌های عاطفی نامطلوبی را از همان ابتدا تحمل کرده است.

نمونه‌های شدیدتر نیز در سطح جامعه مشاهده شده است. به‌عنوان مثال، فردی که چند سال پیش متهم به قتل ۲۵ کودک شده بود، در مصاحبه‌ای با روان‌شناسان اظهار کرده بود که در دوران کودکی، بارها توسط پدرش مورد شکنجه قرار گرفته، از سوی نامادری خود آزار دیده، و حتی شب‌ها در بیغوله‌ها می‌خوابیده است.

این فرد به‌وضوح تحت تأثیر تجربه‌های طرد و بی‌توجهی شدید از سوی خانواده قرار داشته و این تجربیات در شکل‌گیری شخصیت مجرمانه‌اش مؤثر بوده‌اند.

بنابراین، اصل بنیادین در پیشگیری این است که به «تأمین متعادل نیازهای روانی کودکان و نوجوانان» بازگردیم.

نه در تأمین آن‌ها افراط کنیم و نه با سخت‌گیری‌های بی‌جا آن‌ها را از حمایت‌های عاطفی و شناختی محروم نماییم. وقتی نوجوان احساس کند که در خانواده‌اش جایگاه محترمانه‌ای ندارد، به‌دنبال تأیید و هویت‌بخشی در محیط‌های دیگر، از جمله فرقه‌ها و جریان‌های انحرافی، خواهد رفت.

نکته دومی که در این زمینه مهم است، به‌ویژه از منظر منابع دینی، آن است که گاهی والدین اظهار می‌کنند دچار سردرگمی شده‌اند؛ چراکه از هر روان‌شناس یا مشاوری که کمک می‌گیرند، توصیه‌های متفاوتی می‌شنوند.

یکی می‌گوید باید با قاطعیت با فرزند رفتار کرد، دیگری توصیه به انعطاف می‌کند، و در نهایت والدین نمی‌دانند که کدام مسیر را باید انتخاب کنند.

در پاسخ به این دغدغه، اگر بخواهم فقط یک اصل طلایی و قابل اتکا از منابع اسلامی را معرفی کنم، آن اصل «حفظ کرامت فرزند» است؛ ولو بلغ ما بلغ، یعنی به هر قیمتی باید کرامت کودک و نوجوان حفظ شود.

فرزند شما اگر درس نمی‌خواند، اجازه دهید نخواند، اما کرامت او را حفظ کنید. نماز نمی‌خواند؟ تلاش کنید تا نماز بخواند، اما شخصیتش را تخریب نکنید. حجاب را رعایت نمی‌کند؟ بکوشید او را به مسیر درست سوق دهید، اما به‌هیچ‌وجه نباید به بهانه این کاستی‌ها، حرمت انسانی او زیر پا گذاشته شود.

در نهج‌البلاغه، از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام نقل شده است:

«الناس صنفان: إما أخٌ لکَ فی‌الدین، أو نظیرٌ لکَ فی‌الخَلق».

یعنی انسان‌ها یا برادر دینی تو هستند، یا همانند تو در آفرینش. بنابراین، حتی اگر فرزندتان مانند شما فکر نمی‌کند یا عمل نمی‌کند، دست‌کم انسان است، و به‌خاطر انسان بودنش باید مورد احترام قرار گیرد.

در نتیجه، مهم‌ترین «کد راهبردی» برای خانواده‌ها در مواجهه با فرزندان این است که در هر شرایطی، کرامت و حرمت فرزندشان را حفظ کنند. این اصل، زیربنای امنیت روانی و سلامت هیجانی کودک و نوجوان است، و خود مهم‌ترین سپر در برابر جذب در فرقه‌ها و جریان‌های مخرب محسوب می‌شود.

منبع

حجت الاسلام و المسلمین رفیعی‌هنر- سایت حوزه

ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.