مقایسه اوراد یوگا با اذکار در اسلام
در کتاب‌های یوگا صریحاً ادعا شده که ذکرها در اسلام به عنوان مدیتیشن توصیه شده و حتی ذکر و ورد به عنوان یکی از راهکارها برای ریلکس زبانی تفسیر شده است.

از آنجا که ذکرها در یوگا فقط با هدف سامان دادن به پراکندگی‌‌های ذهنی و آرامش روانی مورد توجه قرار گرفته‌اند، واقع بینانه نیست که انتظار داشته باشیم، این ذکرها پشتوانه معرفتی عمیق داشته باشد و به انسان تعالی روحی بدهد؛ چرا که در یوگا تنها تکرار الفاظ و عبارات مهم است، نه معانی و مصادیق آنها. به همین علت مهم نیست ذکر معنادار است یا نه و ذکر خداست یا شیوا! چرا که ذکر با هدف متعادل کردن هیجانات ذهنی و ساختار ذهن به کار گرفته می‌شود نه با انگیزه پیوند با عالم معنا.

در یوگا، ذکرها یا مانتراها عمدتاً به عنوان ابزاری برای تمرکز ذهن (focus) و آرامش روانی طراحی شده‌اند. در این رویکرد تکرار الفاظ، عبارات یا صداهایی مانند «اوم» (Om) بدون توجه به مفهوم و محتوای آنها، تنها به دلیل اثرات روانی یا متوازن‌سازی ذهنی توصیه می‌شود.

این رویه، کانون توجه خود را به ذهن و روان معطوف می‌کند، نه معرفت و ارتباط با حقیقتی متعالی. در یوگا مهم نیست ذکر چه معنایی دارد یا به چه مفهومی اشاره می‌کند، بلکه عبارات یا کلمات غالباً بر اساس ارتعاشات صوتی و اثر متقابل آن با ذهن استفاده می‌شود و در پس آنها محتوای معنوی یا هدایت‌گری قرار ندارد؛ چه این ذکر عبارت «شیوا» باشد یا حتی صدایی بدون معنا در سنت یوگا، ذکر عملاً به یک ابزار تکنیکی بدل شده که هیچ رابطه شخصی یا زنده‌ای با حقیقت متعالی خداوند یا هدف خلقت ندارد.

این بدان معناست که ذکر اساساً جنبه‌ای درونی و انسانی پیدا کرده و از عالم معنا و ارتباط با منبع لایتناهی جدا شده است.

این در حالی است که در اسلام ذکر جایگاهی بسیار عمیق و مبنای معرفت توحیدی دارد و صرفاً مجموعه‌ای از الفاظ یا تکرار کلمات با مقاصد روان‌شناختی نیست، بلکه به عنوان رابطه حیاتی انسان با خداوند تعریف می‌شود.

ذکر در اسلام به معنای روی آوردن قلب و زبان به خداوند و هدف از آن پیوند قلب و ذهن با خالق یکتا و حضور مداوم او در زندگی انسان است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا» (احزاب، ۴۱) در این آیه خداوند متعال مؤمنان را به ذکر بسیار تشویق می‌کند؛ چرا که این ذکر فصل جدایی معنویت از روزمرگی است.

بر خلاف ذکرهای یوگا که محتوای آن‌ها اهمیتی ندارد، در اسلام معنا و مصداق ذکر بسیار کلیدی است. آنچه که بر زبان جاری می‌شود باید به حقیقتی متعالی و واقعی ارجاع داشته باشد، که همان خداوند است. تکرار الفاظی مانند «یا الله»، «سبحان الله»، «الحمد الله»، یا «لا اله الا الله» همزمان حامل عمق معرفتی و هدف معنوی است.

ذکر در اسلام نه تنها وسیله‌ای برای آرامش روان، بلکه دروازه‌ای به شهود الهی، تزکیه و تعالی روحانی است. در واقع، ذکر راهی برای توجه به غایت هستی و آمادگی برای عبور از نفس و رسیدن به قرب الهی است، نه صرفاً متعادل‌سازی ذهن یا کاهش تنش‌های عصبی، البته قرب الهی متعادل‌سازی ذهن یا کاهش تنش‌های عصبی را هم در پی دارد.

ذکر در یوگا، هر چند ممکن است، آرامشی لحظه‌ای یا تمرکزی نسبی ایجاد کند، اما به دلیل بی‌توجهی به معنا، مصداق و رابطه با خالق متعال، فاقد ابعاد معرفتی و تعالی بخش روحانی است. به همین دلیل ذکرهای یوگا نمی‌تواند جایگاه ذکر در اسلام را برای معنویت‌جویی و عرفان حقیقی پر کند؛ چرا که تفاوتی اساسی در جهت گیری هدف و ارتباط زنده با حقیقت متعالی دارند.

به عبارت دیگر، اوراد یوگا بیشتر ابزاری مکانیکی درون‌محور است، در حالی که اذکار اسلام، پله‌ای به سوی معرفت خداوند و نورانیت قلب و درون محور عمیق است.

 

ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.