در هند، مدیتیشن به طور گستردهای در متون و آیینهای هندوئیسم، بودیسم و دیگر مکتبهای فلسفی و معنوی استفاده شده است. بهطور خاص در هندوئیسم، مدیتیشن از ابزارهای اصلی برای رسیدن به آگاهی عمیقتر، تحقق روحانی و نهایتاً رسیدن به موکشا (رهایی از چرخه تولد و مرگ) است.
مدیتیشن در هند به قرون باستان برمیگردد؛ زمانی که متون و دایی (Vedic Texts) و فلسفههای هندی پایهگذاری شد. قدیمیترین اسناد موجود درباره مدیتیشن در هند در و داها و اوپانیشادها یافت میشود. این متون هندویی به تفصیل به اصول مراقبه آگاهی و معنویت پرداختهاند.
یکی از مراحل یوگا مانترا (ذکر) و مدیتیشن است که به آن دیانا هم گفته میشود. مانترا در زبان سانسکریت یعنی آنچه که ذهن را حفظ میکند و معمولاً به یک کلمه، عبارت یا صوت مقدس اشاره دارد («مان» به معنای فکر کردن و «ترا» به معنی محافظت کردن یا آزاد شدن از حلقه ی رنج تولد و مرگ است.)
مانترا کلمهای است که هنگام تمرکز در مدیتیشن مدام آن را تکرار میکنند و معادل فارسی آن «ذکر» است. مثلاً مدیتیشن جاپا یکی از انواع دیاناست. ادعا کردهاند با تکرار مانترا انسان از گناه مبرا و از حلقههای رنج تولد و مرگ نجات پیدا میکند.
در میان مدیتیشنهای یوگا، مراقبه جاپا جایگاه ویژهای دارد. جاپا یعنی تکرار هر مانترا (ذکر) یا نام مقدس که ممکن است، نام یک الهه یا بت باشد. آنچه در فرآیند مدیتیشن انجام میشود تخلیه ذهن است و آنچه باید دنبال میشود، راندن و دور کردن خطورات و وسوسههای ذهنی و در نتیجه مرخص کردن ذهن مثل خلسهای است که نتیجه سماع صوفیان است.
در فرآیند مدیتیشن مشکل از اساس حل نمیشود و ذهن همچنان منتظر افکار مخرب است و این گونه افکار همچنان به سمت ذهن هجوم میآورند. بهعبارت دقیقتر آنچه در حقیقت در این مراقبه اتفاق میافتد، رفع است نه دفع. توضیح اینکه «رفع» به معنای جلوگیری از استمرار یک مشکل است که گاهی این جلوگیری تأثیر موقت دارد، اما «دفع» به معنای حل اصل وجود مشکل است نه استمرار آن.
از آنجا که در این مراقبه ذهن از قوای مفید خالی میشود، عملاً توانمندی جدیدی در آن رخ نمینماید و حتی از تشویشها رهایی نمییابد و اگر زمینه آن پیش آید، دوباره ذهن درگیر تنشها و پراکندگیها خواهد بود. در نهایت این استرسهای ذهنی و تنشهای درونی همچنان باقیاند و قدمی ریشهای در مداوای آنها برداشته نشده است.
از این رو، در مدیتیشن فقط باید شاهد رفت و آمد افکار بود و به نظاره بسنده کرد و نظارهگر عملاً باید همه چیز را غیر واقعی ببیند و همه امور را با خود بیگانه فرض کند و به همه چیز با عینک وهم بنگرد؛ زیرا ناظر، قصد رویارویی با هیچ چیز را ندارد و خوب و بد میآیند و میروند.
این حالت را میتوان فرار از واقعیت و عالم واقع دانست و آرامشی که از آن به وجود میآید، در نتیجه فرار از واقعیت است که مشکل را باقی میگذارد و در عالم واقع هیچ اتفاقی نمیافتد، جز اینکه فرد به آرامشی خیالی میرسد.
نتیجه چنین تعاملی با واقعیات دنیای خارج دادن رأی ممتنع به همه چیز و کنار کشیدن از هرگونه رفتار اصلاحی در عرصه اجتماع است. آنچه در نهایت رقم میخورد، احساس مسئولیت نکردن و از بین رفتن روح همدردی با دیگران است.
از سوی دیگر، بسیاری از افراد زمانی که به مدیتیشن میپردازند، انتظار دارند که بهسرعت به آرامش و رهایی دست یابند. این توقعات غیر واقعی میتواند منجر به ناامیدی و سردرگمی شود. در واقع مدیتیشن یک فرآیند طولانی مدت است. از طرفی، مدیتیشن برای همه افراد مناسب نیست؛ برای برخی از افراد، بهویژه کسانی که مشکلات روانی خاصی چون اختلالات اضطرابی شدید یا اختلالات روانی دارند، مدیتیشن ممکن است، باعث تشدید اضطراب، افسردگی یا افکار منفی شود. در این افراد، مدیتیشن ممکن است، به جای آرامش احساس اضطراب یا سردرگمی بیشتر ایجاد کند.
در برخی از سیستمهای مدیتیشن بهویژه در سبکهای عمیقتر یا پیشرفتهتر، خطراتی وجود دارد که ممکن است، به دلیل تمرکز شدید بر روی ذهن و آگاهی به مشکلات روانی یا بحرانهای شناختی منجر شود. برخی از افراد ممکن است در این حالتها احساس از خود بیگانگی، گمگشتگی یا حتی ترس از دنیا و روابط اجتماعی پیدا کنند.
برخی از محققان و منتقدان هم به تأثیرات بلندمدت مدیتیشن شک دارند و معتقدند این روش ممکن است، نتایج کوتاه مدتی داشته باشد که شاید در طولانی مدت ادامه پیدا نکند. به عبارت دیگر، بعضی از افراد ممکن است پس از گذشت مدتی از تمرینات مدیتیشن، نتایج اولیه را از دست بدهند یا دیگر احساس آرامش نکنند.
یکی از جنبههای چالش برانگیز مدیتیشن تلاش برای «توقف فکر» یا «خاموش کردن ذهن» است. بسیاری از افراد بهویژه در مراحل ابتدایی تمرین مدیتیشن با این مسئله روبه رو میشوند که چگونه ذهن را از افکار روزمره و نگرانیها آزاد کنند. بسیاری از افراد هم در تلاشند که افکار خود را کاملاً متوقف کنند که این دغدغه ممکن است به جای آرامش، اضطراب و تنش بیشتری ایجاد کند.
یوگا بیشتر بر روی تکنیکهای جسمی و ذهنی برای رسیدن به آگاهی مطلق تأکید دارد، در حالی که مراقبه اسلامی بیشتر بر توجه به خداوند و تقویت ایمان و ارتباط با او متمرکز است.
در یوگا، هدف نهایی رهایی از چرخه ی تولد و مرگ (سامسارا) و رسیدن به آگاهی مطلق است؛ در حالی که در اسلام هدف اصلی نزدیکتر شدن به خداوند و تقویت ایمان است که آرامش و نشاط معنوی واقعی را در پی دارد.
یوگا بر اساس متون هندویی و فلسفههای شرق آسیایی استوار است، در حالی که مراقبه اسلامی در چارچوب قرآن و سنت پیامبر اسلام قرار دارد. لذا نمیتوان به مراقبه در اسلام واژه مدیتیشن را که ماهیتاً متفاوت با آن است اطلاق کرد.
در مدیتیشن اثری از تفکر درباره خداوند و نامهای نیکوی او نیست. آنچه امروزه در جهان به عنوان مانترا آموزش داده میشود، تکرار آواها و کلماتی است که فقط و فقط به منظور انصراف ذهن از مشغولیتهای عادی استرسزا ارائه شده است.
لوییس پروتو، کارکرد مانترا را این گونه توصیف میکند: راه درست آرام کردن ذهن، جنگیدن و نهیب زدن به آن نیست، بلکه باید یک اسباببازی در اختیار او قرار دهید تا خود را با آن مشغول کند. درست همانند زمانی که شما عروسکی را به یک کودک بدخلق میدهید تا او را آرام کنید. اگر ذهن با نظاره غیر فعال به نحوه انجام تنفس مشغول شود و در ضمن یک مانترا یا ذکر را تکرار کند، آنگاه این موقعیت و امکان برای ذهن فراهم میشود تا به یک نقطه توجه پیدا کند. این مسئله یعنی پرداختن به هیچ و پوچ.
منبع: مهدی قیاسی کارگر مقدم، یوگا و مدیتیشن، صص ۵۸-۶۱
