شکلگیری فرقه ها و نحل، معلول علتهای متنوع و متکثری است که در حوزههای فردی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی قابلیت تبیین پیدا میکند. در روند تغییرات حاصل از فعالیت این فرقهها، آنچه از همه بیشتر مورد ستیز و عناد قرار میگیرد، سنت و هنجارهای رایج و پذیرفته شده است.
این آثار نخستین، هرگز متوقف در این مقدمات نگردیده و نهایتا هویتهای خرد و هنجارهای نوپدید در تعارض با هویت کلان و هنجارهای مقبول، آن هویتخواهی را به عرصههای اجتماعی تحمیل مینماید که مورد طمع غرب و جریانات ضداسلامی قرار میگیرد.
این فرصت ساخته شده، بهتدریج بر شکافهای دینی دامن زده و جایگاه دین را به عنوان ستون خیمه هویت و امنیت ملی در ایران مخدوش میسازد و بستر وضعیتی را فراهم میسازد که حمایت سیاسی را جهت حفظ انتظام اجتماعی به پذیرش حداقلهای حکومت سکولارستی مجبور سازد.
یکی از مولفههای امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران، مذهب و دین است و به همین دلیل، یکی از راههای ضربه زدن به امنیت ملی، تضعیف دین و مذهب و اعتقادات مردم است و در این خصوص یکی از راههای تضعیف اعتفادات و گرایش دین و مذهب در مردم، ایجاد فرقههای نوظهور و جذاب جلوه دادن آنها است.
این نکته که زمانی که جامعهای دچار آسیبدیدگی فرقهای گردد، بستری خوبی برای دخالت بیگانگان و پیاده کردن اهداف سوءشان میگردد، کاملا قابل پیشبینی است. از جمله آسیبها میتوان به این موارد اشاره نمود:
۱. ایجاد تعارض بین مراجع دینی و متدین با حاکمیت سیاسی به بهانه عدم برخورد حکومت با فرقهها
۲. بسترسازی برای تهاجمات نرم بیگانگان
۳. مخدوش کردن هویت ملی
۴. بسترسازی برای بهره برداری سرویسها اطلاعاتی
۵. خلق بهانه برای دخالتهای بیگانگان بهویژه در بعد مباحث به اصطلاح حقوق بشری
6- ایجاد شک و تردید در بین قشر خاکستری و کمتر دین دار جامعه نسبت به هنجارهای دینی پذیرفته شده در جامعه
7- افزایش هزینه های فرهنگی جامعه و حاکمیت در ابعاد مختلف مثل طرح های مقابله ای
