صحنه گردانندگان یوگا در ایران چه اهدافی را دنبال می کنند؟
ورود یوگا به ایران به عنوان ورزش کاملاً سیاسی بود. نخستین باشگاه یوگای ایرانی در سال ۱۳۴۵ توسط «مجید موقر» سیاستمدار فراماسون دوران پهلوی تأسیس شد.

حضور گسترده مقامات کشوری و لشکری به عنوان اولین کارآموزان این باشگاه، بسیار قابل تأمل است، چرا که اینها کسانی بودند که با عناصر دول غربی و استعمارگر ارتباط داشته و جایگاه و موقعیت را در این ارتباط تعرف کرده بودند و اکثر کسانی بودند که درکشورهای غربی بویژه انگلیس و آمریکا آموزش دیده و یا دوره هایی را گذرانده بودند.

موقر در شماره شهریور ۱۳۴۶ مجله مهر می‌نویسد:

«اینک آموزشگاه یوگا باز شده و تاکنون چندین نفر از وزیران، سپهبدان، سرلشکران و پزشکان و استادان دانشگاه و سایر دانشمندان و محققان و بزرگان علم و ادب نام نویسی کرده‌اند. مثلاً از جمله پیروان مکتب یوگا جناب آقای هویدا نخست وزیر، جناب مهندس شریف امامی نخست وزیر سابق و رئیس فعلی مجلس سنا، سرلشکر  گرزن و مهندس زنگنه وزیران سابق راه و… هستند.

موقر برای باشگاه یوگای خود یکی از مربیان معروف هندی یوگا، به نام «سوآمی بو آجی» را پنج سال به ایران آورد.

سایت خبری هافینگتون پست، محمدرضا پهلوی را به عنوان مدعو اصلی بوآجی معرفی کرد. در سال‌های بعد نیز فردی به نام «ریچارد فریمن» مربی آمریکایی یوگای خانواده سلطنتی ایران شد.

مجید موقر متولد سال ۱۲۷۷ در بوشهر بود که در سال ۱۳۴۶ در تهران درگذشت. او روزنامه‌نگار و نماینده مجلس شورای ملی بود.

موقر در اوائل سلطنت رضاشاه (دست نشانده انگلیس) امتیاز روزنامه مهر را گرفت که ابتدا به‌صورت هفتگی و سپس روزانه منتشر می‌شد. در سال ۱۳۱۴ که زین‌العابدین رهنما نماینده مجلس و مدیر روزنامه نیمه رسمی ایران مغضوب رضاشاه و از ایران تبعید شد، امتیاز و مدیریت این روزنامه به مجید موقر واگذار شد.

موقر چاپخانه و اداره روزنامه ایران را در دست گرفت و آن را کاملاً مطابق میل و علاقه شهربانی وقت مدیریت کرد.

موقر در سال ۱۳۱۶ به کرسی نمایندگی دزفول در دوره یازدهم مجلس شورای ملی نشست و پی در پی تا دوره سیزدهم در این صندلی باقی ماند. پس از شهریور ۱۳۲۰ و پایان سلطنت رضاشاه زین‌العابدین رهنما به ایران برگشت و روزنامه ایران را از موقر پس گرفت. موقر از آن پس روزنامه مهر ایران را به سردبیری هاشمی حائری منتشر کرد.

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی پس از یک دوره توقف فعالیت رسمی یوگا در کشور، در سال ۱۳۷۴ یوگا به عنوان یکی از انجمن‌های فدراسیون ورزش‌های همگانی مجوز فعالیت گرفت.

یوگا در دوران بعد از انقلاب اسلامی

روند گسترش یوگا با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ متوقف شد. مروجان این آئین هندوئیستی پس از ارزیابی دوران جدید حاکمیتی در کشور، از درِ خدمات درمانی به جانبازان دفاع مقدس وارد شدند و سپس مدعی به کارگیری یوگا برای بازپروری معتادان شدند تا از حساسیت‏‌های احتمالی در قبال این آئین هندوئیستی بکاهند و جایگاه آن را در نظر مردم و مسئولان ارتقا بخشند.

نامه‌‏نگاری‌‏ها و جلسات متعدد توجیهی با مسئولان توسط افرادی چون سیدعبدالحمید موحدی نائینی و مسعود مهدوی‌‏پور نهایتاً در سال ۱۳۷۴ به ثمر نشست و یوگا به‏‌عنوان ورزش در فدراسیون ورزش‏‌های همگانی رسمیت یافت.

اولین رئیس انجمن یوگا تیمسار گوران، از ارتشی‏های زمان پهلوی بود!!! حضور وابستگان نظامی حکومت پهلوی در گسترش یوگا، در دوران پس از انقلاب، موضوع قابل ‏توجهی است. تیمسار مجدآرا نیز در دوران ریاست بر فدراسیون ورزش‏‌های همگانی، حمایت فراوانی از این آئین هندوئیستی انجام داد.

طبق اعلام حسن تیمورتاش رئیس کنونی انجمن یوگا، در سال ۱۳۹۶ بالغ بر ۱۲۰۰۰ باشگاه در سراسر کشور، یوگا آموزش می‌‏دهند که در این میان ۳۰۰۰ باشگاه به صورت اختصاصی، فقط به آموزش این آئین هندوئیستی مشغولند.(1) این در حالی است که در سال ۱۳۹۱ تنها ۴۶ مرکز اختصاصی یوگا در تهران وجود داشت. در همایشی که در ۳۱ خرداد ماه ۱۳۹۷ به مناسبت روز جهانی یوگا در تهران برگزار شد، سفیر هند به نقل از مقامات رسمی ایران اعلام کرد که حدود سه میلیون نفر در ایران یوگا انجام می‏‌دهند.

از سال ۱۳۹۴ که سازمان ملل روز اول تیرماه را به عنوان روز جهانی یوگا برگزید، موج گسترده‌‏ای از تبلیغات این آئین هندوئیستی در ایران و شبکه‌‏های فارسی زبان ماهواره‏ای برخاسته است. رشد ۳۰۰درصدی انتشار کتاب‏‌های تبلیغی یوگا در ۵ سال اخیر و افزایش چشمگیر مراکز آموزشی این آئین هندوئیستی در ایران، نگرانی‏‌های بیشتری را در این حوزه برانگیخته است. گسترش فعالیت‌‏های تبلیغی یوگا در فضای مجازی و شبکه‏‌های اجتماعی ماجرای دیگری است که حد و مرزهای زیادی را پشت سر گذاشته است؛ به طوری که در فضای مجازی شاهد تبلیغات آشکار برای برخی سبک‏‌های غیراخلاقی در یوگا (مانند یوگا در حالت کاملاً برهنه) هستیم.

معمولاً این طور تصور می‌شود که این آئین هندوئیستی آن‌طور که در ایران آموزش داده می‏‌شود، با آنچه در هند و یا سایر کشورهای جهان وجود دارد، متفاوت است؛ در حالی که پایه‌‏گذاران یوگا در فدراسیون ورزش‌‏های همگانی (موحدی نائینی و مهدوی پور) در هند آموزش دیده و به درجۀ استادی رسیده‌‏اند. هم‌‏اکنون اساتید یوگا در ایران دوره‏‌های مربی‏گری مختلف و مکرر را در هندوستان می‏‌گذرانند و منابع آموزشی را از اساتید هندی به فارسی ترجمه می‏‌کنند.

می‌‏توان گفت تمام سبک‏‌های رایج یوگا در جهان، امروز در ایران مربی فعال دارد. از این‌ها گذشته، مربیان یوگای ایران آشکارا خدایان هندی نظیر شیوا، گانش و کریشنا را می‏‌پرستند و برخی از مراکز آموزشی یوگا به معابد هندویی تبدیل شده است و در آن‌ها تندیس‌‏ها و تصاویری از خدایان هندی وجود دارد؛ تا جایی‏‌که یوگاکارها در برابر آن به خواندن نیایش‏‌های مخصوص به زبان سانسکریت می‏‌پردازند. در برخی جزوه‌‏های مربی‏گری این آئین هندوئیستی که در ایران منتشر شده، متن و ترجمه سرودها و نیایش‏‌های خدایان هندی وارد شده و یوگاکاران کاملاً آگاهانه به پرستش بت‌‏ها و خدایان گوناگون می‏‌پردازند.

در موارد متعدد، افرادی که در این باشگاه‌‏ها با این آئین هندوئیستی آشنا می‏‌شوند، پس از طی برخی دوره‌‏های مقدماتی و با تشویق مربیان خود، برای تکمیل آموزش‏‌های خود، به مراکز آموزش یوگا در هند می‌‏روند. دوره‏‌های آموزشی موجود در هند، در مراکزی با عنوان آشرام برگزار می‌‏شود. آشرام‏‌ها مراکزی معنوی، معادل خانقاه در ادبیات صوفیانه است. در این دوره‏‌ها افراد کاملاً با این آئین هندوئیستی به عنوان دین و عرفان آشنا می‌‏شوند و حتی آئین‏‌های مخصوص پرستش خدایان هندو به آنان آموزش داده می‏‌شود.

از جمله مهم‌‏ترین آشرام‌‏هایی که ایرانیان برای تکمیل دوره‏‌های خود در آن اقامت می‏‌کنند، مرکز آموزش یوگای شیواناندا در جنوب هند و مرکز یوگای بیهار در شمال هند است. البته در سال‏‌های اخیر «سینا صمیمی» از مربیان یوگای ایران، در بیابان‌‏های بین کرمان و یزد آشرامی را به نام خانۀ آرام بنا کرده که دوره‏‌های مختلفی از عزلت‏‌گزینی و انجام آیین‌‏های معنوی در آن برگزار می‌‏شود.

التقاط میان مفاهیم این آئین هندوئیستی و برخی باورهای اسلامی، موجب شده که در مواردی، یوگا تمامی فیلترهای حاکمیتی را پشت سر گذاشته و از تریبون‌‏های دینی و ملی کشور برای ترویج خود سوءاستفاده نماید. آموزش این آئین هندوئیستی برای افزایش حضور قلب در نماز در طی چندین برنامه، توسط محمد عیوضی، از پیشکسوتان یوگای ایران و در شبکۀ قرآن سیما، نمونه‏‌ای از این دست است. او در این برنامۀ تلویزیونی با تفسیری کاملاً مادی و تحت عنوان جریان انرژی در ستون فقرات که به بیداری کندالینی مربوط می‏‌شود، حضور قلب را تعریف کرده و گفتن اذکار مربوط به خدایان هندی را موجب حضور قلب در نماز معرفی می‏‌کند.

به طور خلاصه می توان گفت عناصر اصلی و پشت صحنه یوگا در ایران دنبال جایگزینی معنویت شرقی به جای معنویت اسلامی بودند، چرا که به این مسئله واقف بودند و  هستند که این روح و معنویت اسلامی و شیعی بوده که جلوی بسیاری از انحرافات و سوء استفاده دشمنان و استعمار گران در ایران را گرفته است، لذا در صدد از بین بردن و جایگزین بدلی برای هویت و معنویت اسلامی برآمدند، همچنانکه در موضوع ساخت و انتشار بهائیت در ایران این موضوع کاملا صدق می کند.

پی نوشت

  • سومین سمینار علمی و تخصصی یوگا در کرج برگزار شد»، (۲۴ آذر ۱۳۹۶)، <‪http://qudsonline.ir/news/578879/سومین-سمینار-علمی-و-تخصصی-یوگا-در-کرج-برگزار-شد‎‏ ‏(۱ خرداد ۱۳۹۸).

منبع: مهدی قیاسی کارگر مقدم، یوگا و مدیتیشن، صص ۲۳- ۲۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.