گفت‌وگوی اختصاصی با خانم محبوبه امینی؛ تجربه‌ای متفاوت از انجمن‌های ۱۲ قدمی
محبوبه امینی پس از ۱۴ سال حضور در انجمن‌های ۱۲ قدمی، امروز به منتقد این مدل تبدیل شده است. او با زیر سؤال بردن مبانی فکری و مفاهیم کلیدی این ساختار، معتقد است الگوی ۱۲ قدمی نیازمند بازنگری جدی و جایگزینی با مدلی بومی و مبتنی بر معارف اسلامی است.

مصاحبه کننده: سید ابوالقاسم ظریف

 محبوبه امینی، بازنشسته فراجا و پژوهشگر حوزه اعتیاد، نه از دور، که از قلبِ تپنده و پرماجرای انجمن‌های ۱۲ قدمی برخاسته است. او پس از ۱۴ سال تجربه میدانی و عضویت در این محافل، اکنون با کوله‌باری از  آموزش‌های روان‌شناسی و تدبر در متون اصیل دینی، به منتقدی جدی مبدل شده است که از «پای لنگِ ۱۲ قدم» در جاده‌ی فرهنگ و هویت ایرانی-اسلامی سخن می‌گوید.

امینی معتقد است ساختار این انجمن‌ها به دلیل ریشه‌های عمیق در جهان‌بینی مسیحی و تکیه بر مفاهیم مبهمی چون «نیروی برتر»، در نهایت فرد و خانواده را به بن‌بست می‌کشاند. او که راهِ نجات را در عبور از مدل‌های وارداتی و بازگشت به آینه‌ی قرآن و نهج‌البلاغه می‌بیند، با ارائه مدلی بومی، در پی بازسازی شخصیتِ آسیب‌دیدگان در پرتوی آموزه‌های علوی است. در این گفت‌وگو، روایتِ هجرتِ آگاهانه‌ی او از «گمنامیِ مدل‌های غربی» به سوی «روشنایِ هدایتِ وحیانی» را می‌خوانیم؛ مسیری که در آن قرار است خانواده‌ها به جای قربانی بودن، به قهرمانانِ بهبودی مبدل شوند.

 برای شروع، لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید در حال حاضر چه فعالیت‌هایی دارید.

بنده محبوبه امینی هستم، بازنشسته فراجا و پژوهشگر در حوزه اعتیاد و خانواده‌های آسیب‌دیده. حدود چهارده سال به‌صورت میدانی با افراد عضو انجمن‌های ۱۲ قدمی، از جمله معتادان گمنام، خانواده‌های آنان و گروه‌های مشابه، همراه بودم. این همراهی نه فقط از بیرون، بلکه از درون این انجمن‌ها بود، چون خودم نیز عضوی از آن‌ها بودم. در کنار این فعالیت، بیش از هزار ساعت دوره‌های روانشناسی گذراندم و اکنون بیشتر وقتم صرف پژوهش در حوزه روانشناسی با رویکرد اسلامی و تدبر در قرآن می‌شود.

تجربه شما از حضور در انجمن‌های ۱۲ قدمی چیست؟ آیا خودتان عضو بودید؟

بله، من سال‌ها در انجمن‌ها بودم و با خانواده معتادان مرتبط بودم. در ابتدا گمان می‌کردم این انجمن‌ها می‌توانند مسیر درستی برای کمک به خانواده‌ها باشند. اما با گذر زمان و مطالعه عمیق، متوجه شدم که محتوای این انجمن‌ها با آموزه‌های دینی ما فاصله دارد و حتی ریشه‌هایی در جهان‌بینی مسیحی دارد. همین باعث شد پس از ۱۴ سال حضور، به این نتیجه برسم که این مسیر برای من و بسیاری دیگر بی‌ثمر بوده است.

 چه شد که به فکر نقد این انجمن‌ها و ارائه جایگزین افتادید؟

تجربه شخصی‌ام، شکست در متقاعد کردن اعضای انجمن برای بازگشت به مسیر دینی، و آگاهی از تعارض‌های محتوایی این انجمن‌ها با اصول اسلامی، مرا به فکر انداخت. در جلسات درمانی با روانشناس، متوجه شدم بسیاری از افراد در این مسیر به بن‌بست رسیده‌اند. همین باعث شد ایده تدوین یک مدل جایگزین را با رویکرد اسلامی مطرح کنم.

 منظورتان از جایگزین چیست؟ آیا مدلی طراحی کرده‌اید؟

بله، من دو کتاب تألیف کرده‌ام که بر اساس تجربیات شخصی، آموزه‌های روانشناسی مثبت و تعالیم اسلامی تدوین شده‌اند. در این مدل، از واژگانی مانند «گام» و «قدم» که در ادبیات انجمن ۱۲ قدمی رایج‌اند فاصله گرفته‌ام، اما ساختار مشابهی را برای آموزش تدریجی طراحی کرده‌ام. این مدل بر محور مهارت‌های زندگی، خودشناسی، ارتباط آگاهانه با خدا، و تدبر در قرآن و نهج‌البلاغه استوار است.

 به نظر شما علت اثرگذاری انجمن‌های ۱۲ قدمی چیست؟

انجمن‌ها فضای حمایتی و همدلانه‌ای ایجاد می‌کنند، اما آموزه‌هایی که منتقل می‌شود، غالباً وارداتی و در برخی موارد ناسازگار با فرهنگ و دین ما هستند. افراد در این فضا احساس تعلق پیدا می‌کنند، اما وقتی محتوای جلسات را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که باورهایی مثل «نیروی برتر» به‌صورت مبهم و مطابق با آموزه‌های مسیحی مطرح می‌شود.

 در کتاب‌هایی که نوشتید، چه محتوایی ارائه داده‌اید؟

در کتاب اول، مبانی مهارت‌های زندگی با رویکرد دینی را ارائه داده‌ام. فصل اول به آموزش مهارت‌های پایه اختصاص دارد، فصل دوم به ارتباط آگاهانه با خدا، فصل سوم به خودشناسی از طریق ترازنامه شخصی (با بهره‌گیری از الگوهای مؤثر خارجی اما بومی‌سازی‌شده)، فصل چهارم به اصلاح باورها، و فصل پنجم به جبران خسارت با نگاه دینی می‌پردازد.

کتاب دوم بیشتر بر تحلیل روانشناسی تمرکز دارد، اما با نگاه نقادانه به روانشناسی غربی. هر بخش از این کتاب با حدیثی از امام علی (ع) آغاز می‌شود، سپس تجربه شخصی من و در پایان الگوی درمانی مطرح می‌شود. هدف این است که خواننده در مسیر بازسازی شخصیت، به‌تدریج با مفاهیم دینی آشنا شود.

 این الگو تا چه حد عملیاتی شده است؟ بازخوردی دریافت کرده‌اید؟

بله، با دو خانواده از معتادان کار کرده‌ام که نتایج قابل‌قبولی داشته است. یکی از بانوان که همسرش درگیر اعتیاد بود، پس از آشنایی با کتاب، به‌تدریج وارد مسیر معنوی شد و می‌گفت که مفاهیم دینی برایش معنادار شده‌اند. البته تغییر کامل نیاز به زمان دارد، اما همین نشانه‌ها امیدبخش‌اند.

 آیا معتقدید انجمن‌های موجود قابل اصلاح‌اند یا باید کاملاً جایگزین شوند؟

باور دارم که ساختار فعلی انجمن‌های ۱۲ قدمی اصلاح‌ناپذیر است، چون باورهای بنیادین آن با فرهنگ دینی ما ناسازگار است. تجربه من نشان داده که حتی نمی‌توان اعضای وفادار به این انجمن‌ها را به بازاندیشی وادار کرد، مگر اینکه خودشان به بن‌بست برسند. به همین دلیل، طراحی یک الگوی بومی و دینی، نه تقلیدی، ضرورت دارد.

 نقش خانواده در این مسیر چقدر مهم است؟

بسیار مهم. اعتیاد فقط فرد را درگیر نمی‌کند، بلکه خانواده را هم با خود می‌برد. در مدل من، آموزش خانواده بخشی اساسی است. حتی برخی خانواده‌ها به دلیل ناآگاهی، ناخواسته روند بهبودی را کند یا تخریب می‌کنند. پس هم‌زمان با درمان فرد معتاد، باید خانواده نیز توانمند شود.

 پیشنهاد شما برای نهادهای مسئول چیست؟

ما نیازمند مؤسساتی هستیم که بتوانند این مدل‌ها را اجرا کنند. من حاضرم تجربیاتم و کتاب‌هایم را در اختیار این مراکز قرار دهم، اما کار باید حرفه‌ای، علمی و بومی باشد. همچنین باید مراقب باشیم روانشناسی را تماماً نفی نکنیم، بلکه آن را با آموزه‌های اسلامی همسو کنیم.

 سخن پایانی؟

امیدوارم تلاش‌های رسانه‌ای‌تان منجر به راه‌حل‌هایی بومی و اسلامی برای ترک اعتیاد شود. به نظرم جامعه ما نیازمند مدل‌های فرهنگیِ برخاسته از قرآن و نهج‌البلاغه است. اگر جوان امروز ما جایگزین مناسبی نداشته باشد، به مدل‌های غربی یا حتی منحرف کشیده می‌شود.

منبع: فرقه نیوز

ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.