نگاهی به قانون جذب
پدیده قانون جذب و آموزه‌های مشابه مانند سابلیمینال و ارتعاشات مثبت با گسترش فضاهای مجازی به‌ویژه اینستاگرام در سال‌های اخیر فراگیری فراوانی داشته است. این پدیده‌ها که بیشتر بر پایه شبه‌علم تفکر نوین و سوءاستفاده از باورهای عامه بنا شده است، تأثیرات منفی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قابل تأملی بر جوامع مختلف از جمله ایران گذاشته است.

تحلیل علمی و جامعه‌شناختی این پدیده‌ها نشان می‌دهد که وعده‌های اغراق‌آمیز آن نه‌تنها فاقد پشتوانه علمی است، بلکه در بلندمدت می‌تواند منجر به بروز آسیب‌های جدی روانی، اقتصادی و اجتماعی شود.

در بعد علمی، قانون جذب مدعی است که افکار انسان می‌تواند مستقلاً واقعیت‌های خارجی را تحت تأثیر قرار دهد؛ ادعایی که نه در فیزیک کوانتوم و نه در علوم شناختی مستنداتی برای تأیید آن وجود ندارد.

مروجان این ایده می‌کوشند با سوء استفاده از مفاهیمی چون انرژی، ارتعاش و مکانیک کوانتومی آن را علمی جلوه دهند اما بررسی‌های دقیق نشان می‌دهد، این ادعاها در چارچوب قوانین فیزیک جا نمی‌گیرند.

تأثیرگذاری ذهن بر واقعیت تنها در سطح روان‌شناختی و از طریق فرآیندهای شناختی و رفتاری ممکن است نه به‌عنوان یک نیروی ماورایی که جهان خارج را مطابق خواسته‌های فرد تغییر دهد.

همچنین از منظر اجتماعی، گسترش این باورها موجب تقویت فرهنگ فردگرایی افراطی و انفعال اجتماعی می‌شود.

قانون جذب افراد را به‌جای تلاش واقعی برای تغییر شرایط زندگی، به توهم کنترل مطلق بر سرنوشت خود از طریق تفکر مثبت سوق می‌دهد، در نتیجه مسئولیت‌پذیری اجتماعی افراد کاهش می‌یابد و آنان از تحلیل واقعی شرایط و عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تأثیرگذار بر زندگی غافل می‌شوند.

در بعد اقتصادی نیز این باورها بستری برای سوء استفاده‌های مالی عده‌ای از مروجان قانون جذب فراهم کرده است که با فروش دوره‌های آموزشی، کتاب‌ها، بسته‌های انگیزشی و فایل‌های سابلیمینال درآمدهای کلانی به جیب بزنند.

این افراد با وعده‌هایی چون ثروتمند شدن بدون زحمت، جذب موفقیت با فکر و رسیدن به آرزوها از طریق تجسم، بخش بزرگی از مخاطبان خود را به خرید محصولاتشان ترغیب می‌کنند، اما در عمل مصرف کنندگان این محتواها را به چرخه‌ای از توهم و شکست می‌کشانند که زمینه‌ساز افسردگی احساس ناتوانی و سرخوردگی است.

فضای مجازی به‌ویژه اینستاگرام به‌دلیل ماهیت تصویرمحور خود به بستری مناسب برای تبلیغ این مفاهیم تبدیل شده است. مروجان قانون جذب با استفاده از جلوه‌های بصری، نمایش زندگی‌های لوکس و ارائه مثال‌های فردی از موفقیت می‌کوشند، این باور را در مخاطبان ایجاد کنند که تنها عامل تفاوت آنها با افراد موفق بهره نگرفتن آنان از قانون جذب است.

این تبلیغات گسترده همراه با نبود نظارت کافی موجب می‌شود، روز به روز افراد بیشتری جذب این جریان شوند و سرمایه‌های مادی و معنوی خود را در این مسیر از دست بدهند.

در مقابل، آموزه‌های اسلامی تصویری واقع‌بینانه و مسئولانه از موفقیت ارائه می‌دهد. در اسلام موفقیت محصول ایمان، عمل، برنامه‌ریزی تلاش و توکل به خداست.

برخلاف قانون جذب که با ایجاد توقعات غیر واقعی زمینه‌ساز سرخوردگی و یأس افراد می‌شود، اسلام با دعوت به قناعت، صبر، تلاش مداوم و امیدواری بر پایه اسباب واقعی بستری فراهم می‌کند که انسان بتواند در مسیر رشد و تعالی فردی و اجتماعی حرکت کند.

در این نگاه، توکل به خدا نه به معنای کنار گذاشتن تلاش بلکه به عنوان پشتوانه‌ای برای مقاومت در برابر مشکلات و کسب آرامش در مسیر دستیابی به اهداف است.

نکته آخر اینکه گسترش بی‌رویه این باورهای شبه‌علمی علاوه بر آسیب‌های فردی در سطح کلان اقتصادی و اجتماعی نیز مشکلات جدی ایجاد می‌کند.

کاهش بهره‌وری، افزایش بیکاری، ضعف در برنامه‌ریزی اقتصادی و گسترش افسردگی در جامعه از جمله پیامدهای این رویکرد است. مقابله با این روند نیازمند افزایش آگاهی عمومی، ترویج تفکر انتقادی، تقویت سواد رسانه‌ای و ارائه الگوهای واقعی موفقیت است.

با اتخاذ رویکردی آگاهانه و علمی می‌توان مانع گرفتار شدن در دام این باورهای غیر واقعی و خسارت‌بار شد و مسیر صحیحی برای رشد فردی و اجتماعی ترسیم کرد.

 

منبع: مهدی قیاسی کارگر مقدم، افسانه جذب، صص ۱‍۱۳- ۱۱۵

ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.