انجمن حجتیه یکی از سازمانیافتهترین تشکلهای مذهبی رسمی فعال در دوران پیش از انقلاب محسوب میشود. بنیانگذار این موسسه شیخ محمود ذاکرزاده تولایی (حلبی)، از خطبای مشهد بود. وی که از فعالان سیاسی قبل از سال ۱۳۳۲ ش بود، پس از شکست مصدق و پیروزی دولت کودتا از فعالیتهای سیاسی دست کشید و به فعالیتهای فرهنگی – تبلیغی روی آورد.
حلبی به دلیل گرایش یکی از دوستان روحانی خود به بهائیت، نسبت به گسترش این فرقه بهشدت احساس خطر نمود، به همین دلیل، تمرکز فعالیتهای تبلیغی خویش را بر موضوع بهائیت و راههای مقابله با آن گذاشت. او تصمیم گرفت بهصورت سازمانیافته و منظم، بنای یک تشکیلات تبلیغی بزرگ و گسترده با شعبههای متعدد را در تمام ایران بگذارد.
از همین روی، در سال ۱۳۳۲ ش انجمن ضد بهائیت را بنیان نهاد. سه سال بعد این انجمن به «انجمن حجتیه مهدویه» تغییر نام داد.
سه اصل راهبردی انجمن که همه اعضاء موظف به رعایت آن بودند، عبارت بود از:
- مبارزه منطقی و علمی با گروههای منحرفی که مذهب شیعه را هدف قرار دادهاند.
- پیروی از مرجعیت دینی
- خودداری از دخالت در سیاست و جلوگیری از زد و خورد بیمورد با دولت مستقر در کشور
اصل اخیر عامل اصلی بدبینی انقلابیون مسلمان نسبت به انجمن گردید. امام خمینی (ره) بهعنوان رهبر نهضت اسلامی، مشی غیر سیاسی انجمن حجتیه و تشویق جوانان به شرکت در مبارزات بیخطر با بهائیت بهجای مبارزه با شاه را مورد تأیید قرار نمیداد.
ایشان در بهمن ماه سال ۱۳۲۸ ش در پایان یکی از جلسات درس ولایت فقیه انتساب تهمت دوری علما از سیاست که در آموزههای انجمن حجتیه بیان میشد را محکوم و خاطرنشان نمود:
«اسلام را به مردم معرفی کنید تا نسل جوان تصور نکنند که آخوندها در گوشه نجف یا قم دارند احکام حیض و نفاس میخوانند و کاری به سیاست ندارند و باید سیاست از دیانت جدا باشد. این را که باید دیانت از سیاست جدا باشد و علمای اسلام در امور اجتماعی و سیاسی دخالت نکنند، استعمارگران گفته و شایع کردهاند.»[1]
مهمترین روشهای تبلیغی انجمن عبارت بود از:
- تشکیل هماندیشیهای علمی و دینی
- چاپ و پخش جزوات و نشریات
- تأسیس کلاسهای اخلاق و معارف
- ایجاد کتابخانه، سالن مطالعه و اماکن ورزشی
- امور خیریه عمومی
- تربیت افراد برای مناظرات و مباحثات
- تأسیس مؤسسههای فرهنگی – آموزشی (دبستان، دبیرستان، مراکز درمانی، بیمارستان و درمانگاه)
انجمن حجتیه از تشکیلات قوی و منسجمی برخوردار بود و بدلیل انگیزه بالای اعضاء به طور مداوم رشد کرد، بهگونهای که در ابتدای دهه ۱۳۵۰ ش، در سراسر ایران و تعدادی از کشورهای همسایه مانند پاکستان و هند شعبات خود را افتتاح کرده بود.
مدیریت این سازمان بهصورت شبکهای صورت میپذیرفت. مسئول هر شبکه عهددار مدیریت اعضای زیر دست و مأمور به اطاعت از اعضای بالادست بود. فعالیتهای انجمن از طریق کمیتههای مختلفی ساماندهی میشد. این کمیتهها عبارت بودند از: کمیته آموزش، کمیته تحقیق و پژوهش، کمیته ارتباط با خارج، کمیته ارشاد، کمیته بحث و مناظره.
انجمن حجتیه در تلاش برای مقابله با بهائیت برخی از ویژگیهای بهائیان مانند فعالیت محرمانه و نظم تشکیلاتی را به کار گرفت و با دستیابی به ادبیات اصلی بهائیت و استفاده از وسایل مدرن ارتباط جمعی و تکنیکهای تبلیغی جدید که در میان متدینین هنوز متداول نبود، به جذب نیروهای مسلمان و تربیت ایشان برای مقابله با بهائیت پرداخت.
برخی از مدارس مذهبی تهران نظیر مدرسه علوی از منابع تأمین نیروهای جوان برای انجمن به حساب میآمد. اغلب فارغ التحصیلان این مدرسه و مدارس مشابه جذب انجمن میشدند.
رهبران انجمن حجتیه ایجاد حکومت اسلامی را تنها با حضور امام زمان (عج) میسر میدانستند و به نظریه ولایت فقیه الله مرسوم در جمهوری اسلامی روی خوشی نشان ندادند. آنها معتقد بودند که ولایت سیاسی فقیه فقط به امام معصوم تعلق دارد به همین علت بین اعضاء انجمن و افرادی که به ولایت فقیه با قرائت امام خمینی (ره) معتقد بودند، اختلافهای زیادی وجود داشت. البته همان گونه که در اساسنامه انجمن آمده بود، انجمن به ولایت محدود فقیه اعتقاد و از مراجع تقلید تبعیت میکرد.
با پیروزی انقلاب اسلامی انتقادهای نیروهای انقلابی بر انجمن شدت بیشتری یافت و تشکیلات انجمن را که در آن زمان بیش از ۳۰ هزار نیروی آموزش دیده را در اختیار داشت در موضع انفعال قرار داد. اضمحلال تشکیلات بهائی و توقف تبلیغات آنان و شرایط خاص ماه های آغازین پس از انقلاب باعث شد تا فعالیت تبلیغی انجمن بر مبارزه با مارکسیسم تمرکز یابد.
با این حال این تغییر روش و دیگر فعالیتهایی که انجمن، جهت همسویی ظاهری با جریان انقلاب از خود نشان میداد، خاطرات بدی که انجمن در ذهن رهبران و نیروهای انقلابی از خود برجای گذاشته بودند را پاک نمیکرد.
امام خمینی در سخنرانی مورخ ۲۱/۲/۱۳۶۲ با اشاره غیر مستقیم انجمن را این گونه مورد خطاب قرار داد:
«یک دسته دیگر هم تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید، حضرت صاحب مگر برای چی میآید؟ حضرت صاحب میآید معصیت را بردارد. ما معصیت کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید. این دستهبندیها را برای خاطر خدا، اگر مسلمید و برای خاطر کشورتان اگر ملی هستید، این دستهبندیها را بردارید. در این موجی که الآن این ملت را به پیش میبرد، در این موج خودتان را وارد کنید و بر خلاف این موج حرکت نکنید.»
جو سیاسی کشور که متأثر از فرهنگ انقلاب بود، باعث اعمال فشار زیادی بر رهبری انجمن گردید. روحانیون، ائمه جماعات و جمعه، شخصیتهای سیاسی که اکثراً از فضای انقلاب متأثر بودند خواستار تعطیلی انجمن بودند.
این جو سنگین و انتقاداتی که مطرح میشد باعث شد تا پس از دو هفته دفتر مرکزی انجمن حجتیه طی اطلاعیه ای کلیه فعالیتهای خود را تعطیل نماید. اگرچه به صورت غیر رسمی و غیر تشکیلاتی در فعالیت های مذهبی و تبلیغی همچنان به کار خود ادامه داد.
در رویکرد جدید موضوعات دیگری غیر از مبارزه با بهائیت در فهرست فعالیت های اعضای سابق انجمن قرار گرفت. شیخ محمد حلبی سرانجام در سال ۱۳۷۶ دار فانی را وداع گفت. مرگ او فعالیتهای غیر رسمی انجمن را بیش از پیش فروکاست. اما اندیشه حجتیهای که منادی اسلام غیر حکومتی و غیر سیاسی بود همچنان به عنوان یکی از معارضین فرهنگی – عقیدتی نظام جمهوری اسلامی در ذهن برخی از متفکران حوزوی و غیر حوزوی باقی مانده است.
امام خمینی (ره) در مقاطع دیگری از انقلاب و به بهانههای دیگر عملکرد گروههای مذهبی غیر انقلابی را که با ساده اندیشی و پرداختن به امور فرعی باعث کندی سرعت انقلاب تلقی میشدند مورد انتقاد قرار داد. ایشان حجتیهایها را بخشی از جریان ولایتمآب متحجری میدانست که با هرگونه نواندیشی و اقدام جدی برای اصلاح جامعه و تغییرات سیاسی مخالفت میکردند.
«دیروز مقدس نماهای بیشعور میگفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است. امروز میگویند مسئولین نظام کمونیست شدهاند. تا دیروز مشروبفروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان را برای ظهور امام زمان مفید و راهگشا میدانستند و امروز از اینکه در گوشهای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ میدهد فریاد وا اسلاما سر میدهند.
دیروز حجتیهایها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شدهاند.»
منبع: حسین رهنمایی، جریان بهائیت، صص ۱۹۶- ۲۰۱
[1]. درسهای ولایت فقیه، ص ۹-۱ درس اول
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
