فرقه فرزندان با رهبری کمال الماسی جاف از شاخههای انشعابی جریان اکنکار در ایران و عراق بهشمار میرود.
این گروه طی سالهای اخیر با تکیه بر شعار معنویت بدون دین و مفاهیمی همچون «اک ویدیا»، «چرخههای اکاشیک» و «کارمای جمعی» تلاش کرده است تا پایگاهی تبلیغاتی برای جذب نیرو در میان جوانان و اقشار تحصیل کرده ایجاد کند. ادعاهای این جریان در پوشش آموزههای عرفانی و ماورایی، ماهیتی ضد دینی، ضد شیعی و بهویژه ضد جمهوری اسلامی دارد.
پس از حملات اخیر رژیم صهیونیستی به ایران، کمال الماسی جاف از این موقعیت بهرهبرداری تبلیغاتی کرده و با انتشار پستها و بیانیههایی در شبکههای اجتماعی هم به تحقیر ملت ایران پرداخته و هم ادعاهای شبهعرفانی خود را تکرار کرده است.
وی در اظهاراتش جنگ را نتیجه «کارمای تقدیری ملتها» معرفی میکند و مدعی است که سرنوشت جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیک است. این ادعاها با چاشنی پیشگویی و دانش یگانه بدون خطا مطرح میشوند تا برای پیروان او حالتی تقدسگونه بیابند.
از منظر تهدیدشناسی فعالیتهای فرقه «فرزندان» چند محور اصلی دارد:
- همصدایی با دشمنان ایران: مواضع الماسی جاف همسو با تبلیغات رژیم صهیونیستی و برخی سیاستمداران آمریکایی است. او آشکارا از حملات علیه ایران استقبال کرده و حتی تلفات و خسارات ادعایی را چند برابر واقعیت جلوه داده است. این خط تبلیغاتی در عمل مکمل جنگ روانی دشمن علیه جمهوری اسلامی محسوب میشود.
- ایجاد شبهه در جامعه ایران: طرح ادعاهایی نظیر نابودی سرمایههای ملی، کشته شدن فرماندهان ارشد یا از دست رفتن کنترل هوایی ایران، بدون هیچ سندی تلاشی برای تضعیف روحیه مقاومت و القای یأس و بیاعتمادی به حاکمیت است.
- ترویج معنویت انحرافی: الماسی با طرح مفاهیمی چون «کارمای جنگ» و «چرخههای اکاشیک»، جنگ و خونریزی را پدیدهای طبیعی و تقدیری معرفی میکند. چنین دیدگاهی در تضاد با آموزههای دینی اسلام درباره عدالت و دفاع مشروع است و میتواند در ذهن برخی مخاطبان سادهدل نوعی پذیرش منفعلانه نسبت به ظلم و تجاوز ایجاد کند.
- مهاجمسازی از جمهوری اسلامی: او مسئولیت حملات دشمن را متوجه جمهوری اسلامی دانسته و حتی وضعیت غزه را نیز به ایران نسبت میدهد. این رویکرد در واقع همسویی آشکار با ادبیات صهیونیستی و آمریکایی در سرزنش ایران بهجای رژیم اشغالگر قدس است.
در مجموع فرقه «فرزندان» و شخص کمال الماسی جاف، در کنار تهدید نرم و اعتقادی به تهدید امنیتی و تبلیغاتی علیه ایران بدل شدهاند. بهرهگیری از زبان عرفانی برای توجیه تجاوز دشمن، تلاش برای تضعیف روحیه ملی و پیوند خوردن با جنگ روانی صهیونیستی جایگاه این فرقه را در منظومه تهدیدات فرهنگی و امنیتی علیه جمهوری اسلامی روشن میسازد.
برخورد با چنین فرقههایی صرفاً به ابزار امنیتی محدود نمیشود، بلکه نیازمند کار فرهنگی، آگاهیبخشی اجتماعی و تقویت گفتمان معنویت اصیل اسلامی است تا جوانان در دام معنویت بدون دین گرفتار نشوند.
منبع: هفته نامه اینترنتی ادیان و فرق پندار مهرماه ۱۴۰۴ شماره شش
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
