برخی از انحرافهای اعتقادی و عملی مدیتیشن به شرح ذیل است:
۱. انحرافهای اعتقادی
در ادامه به برخی از انحرافهای اعتقادی اشاره میکنیم:
الف. انحراف در جایگاه خدا
مدیتیشن از زیرشاخههای ادیان شرقی از قبیل بودیسم و هندوئیسم است و در این ادیان، روح یکتاپرستی و توحیدی وجود ندارد و بیشتر مسائل الحادی و بتپرستانه مطرح است؛ برای نمونه، در مکتب هندوییسم از موجود مشخصی به نام خدا یاد نمیشود و به آن باوری ندارند و اگر هم خدا مطرح میشود، خدایان موهومی هستند که اهمیت آنها بیشتر از انسان نیست؛ مانند کالی، شیوا، راما و دیگر خدایان هندو.
مترجم و برگردان کتاب آموزش مراقبه (مدیتیشن) در ایران بهجای نمادهای دینی، مجسمه خدایی به نام «شیوا» را تبلیغ میکند و میگوید: در اتاق مدیتیشن شخصی خود، تصویری از شیوا یا دیگر جلوههای خدایان را قرار دهید.
در نظام بودایی نیز جایی برای خدا و اعتقاد به آن وجود ندارد؛ البته فرقه «ماهایانا»، بعدها «بودا» را به مقام خدایی رساندند و او را پرستش کردند.
در بودیسم، اصل سیروسلوک عرفانی و شهود تهی بودن و پوچی و نیز رسیدن به نیروانا و رهایی از رنج دارما با مراقبه یا مدیتیشن امکانپذیر است.
هدف اصلی مدیتیشن متعالی تحصیل زندگی دنیوی آرام و راحت است. به همین دلیل به صراحت اعلام کردهاند میتوان بدون خدا و معاد، آرامش معنوی را تجربه کرد.
طرفداران این روش مدعیاند بدون اعتقاد به خدا و پیامبران میتوان درون خود مأوا گزید و نشاط و آرامش معنوی و درونی را تجربه کرد.
ب. تناسخباوری
بزرگان و متکلمان و فیلسوفان اسلامی دلایل متعدد عقلی و نقلی در ردّ و ابطال تناسخ آوردهاند. مکاتب هندو و بودا که مراقبه متعالی برگرفته از آنهاست به معاد اعتقاد ندارند و از نظر آنها، زندگی در سرای دیگر که چندان شناخته شده نیست، برای عدهای مخصوص و بسیار محدود محقق میشود. آنها یا کسانی هستند که به نیروانا رسیدهاند یا کسانی که به ورطه شقاوت سقوط کردهاند.
انسانها اگر نیکوکار بودند، پس از مرگ دوباره در خانوادهای برهمنی یا طبقات بالا ظهور خواهند یافت؛ در غیر این صورت در طبقات پایین و حتی به صورت حیوانات یا گیاهان به این جهان باز خواهند گشت.
در کاوشیتکی اوپانیشاد آمده است: «چه به شکل کرم یا میت یا ماهی یا مرغ یا مار یا ببر یا شخصی یا موجودی دیگر، تناسخ هر فرد بسته به علم و عمل اوست.»
به عقیده هندوان اگر کسی به صورت پاریا (نجس) درآمده، مجازات اعمال گذشته اوست و باید این وضع را تحمل کند تا در زندگیهای بعد به طبقات بالا دست یابد و راه یافتن به طبقه دیگر جز با مرگ صورت نمیگیرد.
بنیانگذار (TM) یا مدیتیشن متعالی در جواب سؤالی که درباره بدبختی کودکان از وی میپرسند:
ماهاراشی درباره بدبختی و مصائب کودکان چه میگویید؟
با تصریح به اعتقاد به تناسخ و زندگیهای گذشته پاسخ میدهد: «به هر حال رنج و تَعَبی که کودکی میکشد، بر اثر عواقب کارهایی است که در زندگیهای گذشته انجام داده است.»
ماهاراشی در فصل ششم از طرفی از آزادی اراده و انتخاب انسان داد سخن میدهد و از طرف دیگر نظام کاست یا جبر طبقاتی را میپذیرد. از این رو، نظام فکریاش به طور سرسامآوری متناقض است.
او در متن اصلی کتاب مدیتیشن به صورت مستقیم از نظام طبقاتی کاست دفاع میکند و اشکالها و اختلالهایی را که در شرایط کنونی در زمینه اشتغال و کسب انواع تخصصها و مهارتها پدیدار گشته است.
مولود عدم توجه به نظام طبقاتی کاست معرفی میکند. طبیعی است وقتی به معاد اعتقادی نباشد، خود انسان و ارضای نیازهایش در این دنیا مهم میشود و مراقبه متعالی نیز رسالتی جز این ندارد. چنین مراقبهای تنها برای فراموشی همه چیز و همه کس و رسیدن به آرامش شخصی و فرار از رنج انجام میشود.
ماهاراشی این روش را هوشیاری خلاق نامیده است و میگوید: منظور از خلاق توان ایجاد تغییر و منظور از هوشیاری توان جهت دادن به تغییر است. بنابراین اصطلاح هوشیاری خلاق ظرفیت ذاتی آدمی را در تحمل پیشرفت توجیه می کند.
در برخی از فرقههای نوظهور که از شیوههای مدیتیشن استفاده میکنند، آن شیوهها را روشی برای رسیدن به تناسخ معرفی میکنند؛ برای نمونه طبق ادعای کابالیستهای معاصر، انسان از طریق مدیتیشن میتواند به دانش تناسخ دست پیدا کند.
کابالا مدعی است، اگر نامهایی که در کتاب مقدس نوشته شده بر فرزندان گذاشته شود، فرد میتواند روی آیه مربوط به خود مدیتیشن کند و خاطرات تناسخهای قبلی را به خاطر آورد.
همچنین ادعا میکند با یافتن تناسخهای پیشین از طریق مدیتیشن میتوان به زندگی ایدئال رسید.
شاهد بطلان مشاهداتی که در کابالا ادعا میشود این است که مدیتورهای ادیان و مذاهب دیگر، نه تنها چنین چیزی را مشاهده نمیکنند بلکه عکس آن را شهود می کنند؛ یعنی میبینند روح انسان بعد از مرگ به عالم برزخ منتقل میشود، نه به بدن موجودی دیگر. اما اگر حقیقتاً از راه مدیتیشن بدون داشتن معیار سنجش میشود به حقیقت رسید، در آن صورت همه اهل باطن باید دین حقیق را مییافتند و به یک دین میگراییدند.
ج. پوچ گرایی
مهمترین فایده ذکر، تقرب به خداست که غایت همه عبادات است. ذکر، غذای روح است و روح انسان را صیقل میدهد. علت اصلی اضطرابها و آشفتگیهای روانی، خستگیها و افسردگیهای روحی انسان دوره صنعتی، غفلت از ذکر و یاد خداست.
برای آرامش دل باید به یاد خدا روی آورد؛ چنان که یاد خدا برای انسان آرامش به ارمغان میآورد: «آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش مییابد.
برخلاف ادعاهای مربیان مدیتیشن، مانند وین دایر که مدیتیشن را «گفت و گو با خداوند» تلقی میکند یوگاناندا به آن رشد معنوی نام میدهد و اشو آن را دارویی معنوی معرفی میکند. کلمه مقدسی که مربیان مدیتیشن برای تکرار و رسیدن به آرامش معرفی میکنند، واژگانی بیمعناست.
تجویز تکرار واژگان بیمعنا برای رسیدن به آرامش تحت عنوان معنویت، نشان دهنده عدم استفاده از امکانات شناختی برای رشد و کمال فردی در این عرفانواره و پوچگرایی است.
د. آمادگی برای سلطهپذیری
پیشرفت فناوری در غرب به ظاهر زندگی راحتتر و آسودهتری به ارمغان آورد، ولی نویدبخش آرامش نبود بلکه بیماری اضطراب را در آنجا افزایش داد. برای نمونه، سه درصد بودجه ملی آمریکا برای مسئله فشار روانی هزینه میشود.
مراکز علمی که در خدمت نظام لیبرال سرمایهداری هستند، برای حل این مشکل پژوهشهایی انجام دادند که حاصل آن طرح شیطانی عصر آکواریوس بود.
راه دیگر به کارگیری روشهای ملایمتر برای تخلیه اضطرابها و بازسازی توان جسمی و روانی بود. در این باره مطالعات شرقشناسی کانونهای استعماری به بودیسم و هندوییسم به عنوان روشهای معنوی خنثی معطوف شد.
نظارهگری محض که در مدیتیشن مطلوب است، آن را گزینهای مناسب برای ترویج در غرب جلوهگر ساخت. علاوه بر اینکه مدیتیشن هم در مکاتب هندوییسم و بودیسم ریشه دارد و هم با مبانی تمدن غرب یعنی اومانیسم و سکولاریسم به طور کامل همخوان و مرتبط است.
مدیتیشن با نشستن راحت یا خوابیدن بیتفاوت نگریستن به تصورات فشارآور ذهن و تسلیم در برابر فشارهای عصبی و پذیرش آن مردم را مقابل فشارهای نظام سرمایهداری مطیع میکند. در واقع، مهمترین کارکرد مدیتیشن، دادن آرامش به افراد در جوامع پر اضطراب امروزی نیست بلکه تحملپذیر کردن آنان در مقابل استیلا و استثمار سرمایهداران جهانی سلطهگر است.
از دیدگاه مروجان مدیتیشن لازم نیست به فکر تغییر معادله ظالمانه سلطهگران بر دنیای کنونی باشیم بلکه باید این فکرها را دور بریزیم و تنها به خواب غفلت مدیتیشن فرورویم.
ماهاراشی میگوید بامدادان و شامگاهان به مدیتیشن بپردازید و در بقیه ساعات درباره پدیدهها و مسائل زندگی سخت نگیرید.
هواداران مدیتیشن در اهمیت و ضرورت روش پیشنهادیشان چنین میگویند:
رشد سریع و پیشرفت نیازمند آن است که مردم نیز با سرعت، از استرسهای درونی خود رها گردند تا مشکل چند تکه شدن فزاینده اجتماع که به صورت بحرانی خارجی ظهور کرده است حل شود. مردم باید انعطاف پذیر شوند. مردم بدون آنکه به استرس زیادی گرفتار شوند، باید شیوه رویارویی با انواع مختلف نیازهای عاطفی و جسمی میان افراد را که به سرعت در حال تغییر است، بیاموزند. مردم باید با یافتن طریق رضامندی پایدار میان خود، و نه تنها با نگریستن به نقشهای اجتماعی خشن برای کامبخشی خودکفا شوند.
در حقیقت دستورات مدیتیشن منحصر به خود فرد و جسم اوست. در این عرفانواره، فردمحوری و بیتفاوتی به مسائل اجتماعی و ایجاد روحیه سازش و تسلیم در مقابل ظلم و ستم تبلیغ میشود.
۲. انحرافهای عملی
در ادامه به برخی از انحرافهای عملی مدیتیشن اشاره میکنیم.
الف. آسیبهای فیزیکی
با بررسی مختصر انواع مدیتیشن میتوان نتیجه گرفت آرامش موقتی مورد ادعا در مدیتیشن، در واقع تخلیه فشارهای ذهنی و فکری است که بر فرد وارد شده است و آثار مخرب بسیاری نیز دارد. به گفته متخصصان پزشکی کاهش ناگهانی ضربان قلب، فشارخون، افزایش اسید خون و کاهش یکباره لاکتات خون از آثار مخرب مدیتیشن است.
این دستاورد آرامش موقت در واقع مخصوص مدیتیشن متعالی نیست، بلکه واکنشی است که در نهاد هر انسان قرار دارد و روشهای دیگری از قبیل هیپنوتیزم ،بیوفیدبک بعضی از ورزشها، هنرها، داروها، مخدرها و قرصهای روانگردان نیز چنین نتیجهای بهدنبال دارند.
ب. تو هم زدگی
انسان به استفاده از حواس پنجگانه بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی نیازمند است تا زندگی متعادل و سالمی داشته باشد. زمانی که تحریکات حسی از نظر کیفیت و کمیت ناکافی باشند، به ادراک صدمه میزنند و محرومیت حسی ایجاد میشود.
مطالعه فیزیولوژی مدیتیشن نمایانگر وجود این مشکل است؛ چنان که دو رکن مدیتیشن یعنی مکان آرام و وضعیت راحت محرومیت حسی (sensory deprivation) به وجود میآورد.
برای مدیتیشن باید لباس راحت پوشید و در جایی راحت دراز کشید یا نشست؛ مثلاً روی مبل راحتی سپس تمام عضلات را به صورت شل و رها درآورد و چشمها را بست. مدت لازم برای این عمل تا رسیدن به حالت ریلکس حدود سی دقیقه است. پس از این مدت محرومیت حسی، مادهای توهم زا به نام سروتونین در بدن تولید میشود.
آزمایشهای «هب» در دانشگاه مک گیل نشان میدهد، افراد در این وضعیت دورههای خالی را تجربه کردند و طی آن نمیتوانستند به هیچ وجه درباره چیزی فکر کنند… در حدود هشتاد درصد از آزمودنیها نوعی توهم گزارش شده است.
با توجه به اینکه استفاده از مانترا موجب خستگی ذهنی میشود، رسیدن به آثار محرومیت حسی را تسریع میکند بنابراین جای تعجب نیست که چگونه بوداییها و هندوها که مدیتیشنهای طولانی همراه با ترک غذا و زندگی عادی دارند و ریاضتهای سختی میکشند، همه را رؤیا میدانند و کمال انسان را در تجربه خلا و تهی میپندارند.
از این رو در بودیسم تأکید میشود حتی آتمن هم وجود ندارد و توهمی بیش نیست.
روانشناسان محرومیت حسی حاصل از مدیتیشن را خطرناک میدانند و معتقدند ادراکات مدیتورها در حال مدیتیشن از اصالت و حقیقت برخوردار نیست و بسیار تحریف میشود. در حقیقت مدیتورها در دنیایی موهوم با آرزوها و لذتهای پندارین به سرمیبرند.
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
