تای چی یا یوگای چینی به معنی نهایت برتر، نحوه ی جاری کردن چی یا نیروی حیاتی در روان و جسم را به هنرجو آموزش می دهد. مروجان یوگای چینی معتقدند که تای چی حاصل ترکیب سه فلسفه ی بودیسم، تاتوییسم و کنفسیوس است. تای چی از یک سری حرکات موزون و مواج رقص گونه حرکات تنفسی، تمرکزی، تجسمی و مدیتیشن های خاص تشکیل شده و در آن چاکراها بخصوص چاکراهای اصلی از جمله چاکرای تاج و چشم سوم و… یا مراکز انرژی مورد بررسی قرار می گیرد.
به اعتقاد چینیان جریان چی از سه طریق دریافت می شود – آسمان هوا و … زمین غذا و انرژی جنسی که به طور مستمر در مسیرهای انرژی بدن انسان جاری است.
بسیاری از نقدهای ارائه شده درباره ی یوگا به تای چی هم وارد است؛ از جمله مبنای علمی نداشتن ادعاهایشان ادعای خیالی، وجود چاکراها آن هم با کیفیتی که بیان می کنند. بسیاری از آسیب های جسمی که بر برخی حرکات آنها مترتب است و اینکه ورزش تنها پوششی برای نوعی عبادت است و خلاصه اینکه این تنها نسخه ی چینی شده ی یوگاست.
مروجان یوگای چینی درباره ی تفاوت آن با یوگا می گویند: «تای چی هنر شفای کل نگری مانند یوگا، هومیوپاتی انرژی درمانی و… است که در برخی موارد مزایای بیشتری نسبت به هر کدام از آنها دارد. مثلاً در یوگا تنها به چاکراهای اصلی پرداخته می شود و توجه زیادی به چاکرای کف پا می شود و یا به جریان انرژی حیات پرانا و حس و تجربه ی آن نمی شود، ولی در تای چی هنرجو می تواند چی یا انرژی حیاتی را کاملاً لمس کند و با چاکراهای کف دست و کف یا آشنا شود و برای شفا و تخلیه ی انرژی و نامتعادلی ها به زمین استفاده کند.
یوگا و ادعای عرفان
عرفان یک تجربه و روش معنوی است که هدف آن رسیدن به شناخت حقیقی و باطنی از خداوند و حقیقت مطلق و یا واقعیت های ماوراء طبیعی است. عرفان در سایر ادیان بویژه در جهان اسلام نیز عرضه شده است ولی در هر فرهنگ و دینی ویژگی ها و مفاهیم خاص خود را دارد. در عرفان هدف عمده رسیدن به وحدت با خداوند و تجربه ی مستقیم حقیقت و ماوراء طبیعت است.
در اغلب موارد عرفان یک تجربه ی درونی است که با مراقبه، ذکر و مناجات با خدا همراه است. عرفا معمولاً خود را در مسیر شریعت قرار می دهند تا از طریق توبه عبادت و زهد به مقامات عالی دست یابند.
در عرفان آنچه اهمیت دارد، تجربه ی مستقیم حقیقت است که فرد باید از طریق پاکسازی نفس و دوری از تمایلات دنیوی به آن دست یابد، اما یوگا که بیشتر از فلسفه ها و آموزه های باستانی هندی و بویژه از هندوئیسم، بوداگرایی و جین دیسم سرچشمه می گیرد و به عنوان یک سیستم جسمی در این فرهنگ ها جایگاه ویژه ای دارد به دنبال توسعه ی توانایی های فردی و تعادل بدن و ذهن است.
یوگا و عرفان تفاوت هایی اساسی دارند؛ از جمله تفاوت در منابع فلسفی، روش ها، تمرینات و بخصوص هدف نهایی. اگر عرفان به معنی راهی برای جلب رضایت خداوند است که مبدا عالم هستی است و بازگشت همه چیز به اوست، با چه اطمینانی ادعا می شود که یوگا انسان ها را به این رضایت می رساند؟
اما اگر منظور از عرفان قدرت های غیر عادی ادعایی مرتاضان باشد، اولاً این قدرت ها مخصوص مرتاضان و یوگی ها نیست، ثانیاً این گونه قدرت ها به خودی خود دلیل بر هیچ مزیتی نیست، چه رسد به اینکه روشنگر راه حقیقت و عرفان ناب و معنویت راستین باشد!
