بررسی انتقادی “شیفتینگ ذهنی” (Reality Shifting) از منظر اصول اعتقادی اسلام

شادی ورشوچی

چکیده

پدیده «شیفتینگ ذهنی» که ادعا دارد امکان انتقال آگاهانه ذهن به واقعیت‌های جایگزین (Alternate Realities) را فراهم می‌آورد، در سال‌های اخیر به‌ویژه در میان جوانان رواج یافته است. این مقاله با رویکردی تحلیلی-انتقادی، این پدیده را در پرتو مبانی هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و اصول توحیدی اسلام مورد بررسی قرار می‌دهد. شیفتینگ ذهنی بر این باور استوار است که فرد می‌تواند با تکنیک‌های خاصی، آگاهی خود را به جهان‌هایی کاملاً متفاوت منتقل کند که اغلب ویژگی‌هایی فانتزی یا ایده‌آل دارند.

این بررسی نشان می‌دهد که این آموزه‌ها با مفاهیم بنیادین اسلامی نظیر حقیقتِ واحدِ وجود، سلسله‌مراتبی بودن عوالم خلقت، و ضرورت حفظ مرزهای ادراک صحیح، تعارض جدی دارند. از منظر فقهی و کلامی، ورود آگاهانه به این “تخیلات آگاهانه” و تلاش برای جایگزینی واقعیت عینی با واقعیت ذهنی، می‌تواند زمینه‌ساز انحرافات اعتقادی، تضعیف قوه تمییز عقلانی، و آسیب‌های روانی نظیر تجزیه هویت باشد. نتیجه‌گیری نهایی تأکید می‌کند که مسیر معرفت حقیقی در اسلام، از طریق فرار از واقعیت مکلف نیست، بلکه از طریق تزکیه نفس و ارتقای ادراک در چارچوب شریعت است.

۱. مقدمه

در عصر دیجیتال و گسترش سریع ایده‌های متافیزیکی نوظهور، پدیده‌ای به نام «شیفتینگ ذهنی» (Reality Shifting) توجه بخش قابل توجهی از نسل جوان را به خود جلب کرده است. این پدیده، که ریشه در مفاهیم کوانتومی تفسیرشده به صورت عامیانه و ایده‌های متافیزیکی غیرعلمی دارد، مدعی است که واقعیت ساختار چندلایه یا چندوجهی دارد و انسان می‌تواند با استفاده از قدرت ذهن و تمرکز عمیق، دروازه‌ای را به سوی واقعیت‌های موازی (Alternate Universes) بگشاید.

تعریف عملیاتی شیفتینگ

شیفتینگ معمولاً به عنوان فرآیندی تعریف می‌شود که در آن فرد، با استفاده از تکنیک‌هایی که هدفشان القای حالت بین خواب و بیداری (Hypnagogic State) یا هیپنوتیزم عمیق است، تلاش می‌کند تا “خود” آگاه خود را به یک واقعیت جایگزین منتقل سازد؛ واقعیتی که ممکن است مطلوب‌تر، امن‌تر، یا کاملاً فانتزی باشد (مثلاً تبدیل شدن به یک شخصیت داستانی).

تفکیک ابزار از ادعا

باید توجه داشت که تکنیک‌های مورد استفاده در شیفتینگ (مانند مدیتیشن، شمارش، تجسم قوی، یا روش‌هایی نظیر ریشه (Root Method) که بر ثبات فیزیکی و ذهنی تأکید دارد یا آینه (Mirror Method) که بر هم‌زمانی دو وضعیت ذهنی تمرکز دارد)، در اصل، روش‌هایی برای ورود به حالت‌های عمیق تمرکز و تلقین‌پذیری (Self-Hypnosis) هستند. مشکل اساسی مقاله در تمرینات مدیتیشن یا تمرکز نیست، بلکه در تفسیر متافیزیکی و ادعاهای هستی‌شناختی است که پیرامون این تمرینات مطرح می‌شود؛ یعنی ادعای خروج از واقعیت کنونی و ورود به یک “واقعیت دیگر”.

هدف این نوشتار، واکاوی این ادعاهای متافیزیکی در ترازوی اصول مسلم اسلامی است تا مرز میان تخیل هدایت‌شده و انحراف از حقیقت دین تبیین گردد.

۲. منظر هستی‌شناسی اسلامی: حقیقت واحد و نقد «واقعیت‌های موازی»

نظام هستی‌شناسی در اسلام بر اصل توحید و یگانگی مبدأ وجود استوار است. هر آنچه در عالم هست، مظهری از اراده و وجود الهی است و دارای یک رتبه از هستی است که به سوی خدا در حرکت است.

۲.۱. اصل توحید و سلسله‌مراتب وجود

در جهان‌بینی اسلامی، هستی دارای یک ساختار منسجم، منظم و سلسله‌مراتبی است که از واجب‌الوجود (خداوند) آغاز شده و به عالم محسوسات ختم می‌شود:

عالم ذات و اسماء (غیب مطلق): که دسترسی به آن تنها از طریق تجلیات خاص الهی میسر است.

عالم ارواح (عالم امر): قلمرو فرشتگان و حقایق محض.

عالم مثال (برزخ): عالم صور غیرمادی که واسط میان غیب و شهود است.

عالم ماده (عالم خلق و شهود): که محل ابتلاء، تکلیف و ظهور ظواهر است.

این ساختار، یکپارچگی و نظم الهی را تضمین می‌کند. واقعیت (حقیقت) همان چیزی است که خداوند آن را خلق کرده و در آن نظام خاصی قرار داده است.

۲.۲. نقد مفهوم “واقعیت‌های موازی” از منظر شیفتینگ

شیفتینگ ذهنی، با ادعای خلق یا ورود به واقعیت‌های جایگزین، در حقیقت در صدد نادیده گرفتن یا درهم شکستن این سلسله‌مراتب است.

تعارض با غایت آفرینش

عالم ماده، که ما در آن زیست می‌کنیم، «دارالعمل» و «محل تکلیف» است (دارالجزاء نیست). انتقال آگاهانه به یک واقعیت خیالی (که اغلب برای فرار از سختی‌های این دارالعمل طراحی شده)، در تضاد با هدف اساسی خلقت انسان یعنی عبودیت و سلوک در مسیر شریعت است. این پدیده به نوعی تلاش برای دور زدن مرحله تکلیف و تقاضای دسترسی مستقیم به پاداش یا محتوای دلخواه بدون طی مسیر تزکیه است.

دیدگاه عرفانی در باب کشف:

در عرفان اسلامی، مسیر کشف حقایق عالی و درک عوالم غیرمادی، با دستکاری مستقیم ذهن و استفاده از تلقین‌های بیرونی نیست، بلکه از طریق تطهیر قلب (تزکیه نفس) و پیروی دقیق از ضوابط شریعت میسر است. عارف حقیقی به مقام کشف می‌رسد که یک اعطای الهی است، نه یک دستاورد تکنیکی ذهنی. همان‌طور که ابن‌عربی (در فصوص الحکم) تأکید می‌کند، ادراک حقایق وابسته به مرتبه وجودی سالک است، نه صرفاً قدرت تخیل او. شیفتینگ این مسیر متعالی را با یک تکنیک سطحی جایگزین می‌کند.[1]

۳. جنبه معرفت‌شناختی: مرز میان ادراک صحیح و توهم

معرفت‌شناسی اسلامی منابع کسب دانش و اطمینان را محدود و مشخص کرده است. حصول معرفت یقینی در اسلام از سه منبع اصلی تبعیت می‌کند:

حواس ظاهری (تجربه حسی): که اگرچه محدود است، اما پایه ادراک مادی ماست.

عقل (برهان): که ابزار تحلیل و استنتاج در امور عقلی و فلسفی است و باید مطابق با قواعد شریعت باشد.

اخبار صادق (وحی و عقل تأیید شده توسط وحی): که حاوی حقایقی ماوراء حسی است.

۳.۱. اتکاء شیفتینگ بر قوه خیال (وهم)

شیفتینگ ذهنی، در اصل، نوعی فعال‌سازی مفرط و غیرقابل کنترل قوه خیال (وهم) است. فرد تلاش می‌کند تا با تمرکز شدید، یک سناریوی ذهنی را چنان واقعی جلوه دهد که مغز آن را به عنوان یک تجربه واقعی ثبت کند.

نظر علامه طباطبایی:

علامه طباطبایی در اصول فلسفه و روش رئالیسم به تبیین دقیق جایگاه قوه خیال می‌پردازد. ایشان قوه خیال را قوه‌ای می‌داند که صور محسوسات را به صورت کلی و غیرمادی حفظ می‌کند و می‌تواند با ترکیب این صور، تصاویر جدیدی بسازد (تخیل). اما این قوه تحت سلطه عقل است. زمانی که تخیل، خود را به جای عقل بنشاند و ادعای ادراک واقعیت کند، فرد دچار توهم می‌شود.

[توضیح کلامی]: واقعیت موجود در شیفتینگ، در حد اعلای خود، چیزی جز یک “وهم جمعی متمرکز” نیست که فاقد هرگونه مبنای عینیت مستقل از ذهن فرد باشد. از نظر اسلام، حقیقت باید دارای ثباتی باشد که با توقف اراده فرد از بین نرود. واقعیت‌های شیفتینگ، به محض گسستن تمرکز، فرو می‌پاشند.[2]

۳.۲. زوال تکلیف شرعی در پرتو توهم

تأکید اسلام بر حفظ عقل و تمییز، برای حفظ تکلیف شرعی است. اگر فردی آگاهانه خود را در حالتی قرار دهد که مرز میان خیال و واقعیت (که محل انجام واجبات و ترک محرمات است) مخدوش شود، در حقیقت دروازه ورود به سال مسئولیت از خود را گشوده است. فقه اسلامی بر این باور است که حفظ عقل (حفظ نفس) یکی از ضروریات دین است و هر عملی که قویاً این مرز را تهدید کند، مردود است.

۴. خطرات فقهی و روانی شیفتینگ

ورود آگاهانه به تجربه‌هایی مانند شیفتینگ، صرف نظر از بحث‌های متافیزیکی، دارای پیامدهای عملی و عملیاتی برای فرد در دنیای تکلیف و سلامت روان است.

۴.۱. خطرات فقهی و اعتقادی

تضعیف مفهوم واقعیت تکلیف‌آور: همان‌طور که ذکر شد، این پدیده موجب می‌شود که فرد، واقعیت کنونی خود را صرفاً یک “انتخاب بد” یا “دنیای موقت قابل رهاسازی” ببیند. این دیدگاه می‌تواند پایه‌های صبر، قناعت، و مبارزه با سختی‌های زندگی (که زمینه‌ساز کمال است) را سست کند.

خطر شرک خفی در باب خالقیت: اگرچه شیفترها ادعای خلق ندارند، اما تلاش برای “تغییر واقعیت” با تکیه مطلق بر اراده فردی، نوعی توهم از قدرت نامحدود در نفس ایجاد می‌کند که در طول تاریخ، در تمدن‌های مختلف منجر به گرایش‌های صوفی‌نما و شرک خفی شده است (ادعای هم‌سویی با خالقیت از طریق قدرت اراده).

باب شدن خرافات و عرفان‌های کاذب: این روش‌ها معمولاً در بستری از آموزه‌های “نیو ایج” یا عرفان‌های سطحی که مفاهیم عرفان اصیل اسلامی را تحریف کرده‌اند، تبلیغ می‌شوند. این امر موجب می‌شود جوانان به جای جستجوی حقیقت در منابع اصیل (قرآن و سنت)، به سوی روش‌های گمراه‌کننده کشیده شوند.[3]

۴.۲. خطرات روانی و تأثیر بر سلامت عقل

از منظر سلامت روان، تکرار شدید تلقینات برای تغییر حالت ادراکی، ریسک بالایی دارد.

تجزیه (Dissociation):

تکنیک‌های شیفتینگ، فرد را به سمت حالتی می‌برند که در آن مرز بین “منِ ناظر” و “محیط” محو می‌شود. در ادبیات روان‌پزشکی، این حالت می‌تواند در صورت افراط و تکرار، به اختلال تجزیه‌ای (Dissociative Disorder) منجر شود. فرد به تدریج کنترل کمتری بر روی درک پیوسته زمان، مکان و هویت خود پیدا می‌کند. از آنجا که حفظ سلامت عقل (یکی از مقاصد شریعت) برای انجام اعمال عبادی ضروری است، هرگونه اقدامی که این سلامت را به طور سیستماتیک به خطر اندازد، حرام است.

آسیب به ابزارهای ادراکی

عقل، به عنوان عالی‌ترین ابزار شناخت انسان، باید پرورش یابد. تکیه بر خیال به جای برهان و تجربه مستند، باعث تنبلی عقلی و تضعیف توانایی فرد در مواجهه با چالش‌های پیچیده واقعی می‌شود.

۵. نتیجه‌گیری

پدیده «شیفتینگ ذهنی»، با جذابیت‌های فانتزی و وعده‌های فرار از واقعیت، از منظر مبانی هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و فقهی اسلام، فاقد هرگونه اعتبار است و عمیقاً با اصول دین در تعارض قرار دارد.

هستی‌شناختی: این پدیده، سلسله‌مراتب منظم هستی را نادیده گرفته و به جای پذیرش واقعیت مکلف بودن در عالم ماده، به دنبال دسترسی به واقعیت‌های غیرقابل اثبات از طریق مداخله صرفاً ذهنی است.

معرفت‌شناختی: شیفتینگ بر پایه اغراق در قدرت خیال و تلقین استوار است، نه عقل برهانی و وحیانی، و این امر فرد را به سوی توهم سوق می‌دهد.

عملی: این روش، سلامت روان را در معرض خطر تجزیه قرار داده و زمینه‌ساز انحراف اعتقادی از طریق ترجیح فرار به تکلیف می‌شود.

مسیر هدایت و ادراک حقایق متعالی در اسلام، مسیری است مبتنی بر انضباط، تعهد به شریعت و تزکیه عقلانی که در نهایت منجر به کشف حقیقت در پرتو نور الهی می‌شود، نه از طریق تکنیک‌های ذهنی مبتنی بر فرضیات متافیزیکی غیرمستند.

منابع

ابن‌عربی، محیی‌الدین، فصوص الحکم، به تصحیح عفیفی، انتشارات دارالکتب العربی.

طباطبایی، سید محمدحسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، مجموعه مقالات، ج ۳، انتشارات صدرا.

فقه و اصول معاصر: دیدگاه‌های فقهی پیرامون پدیده‌های نوظهور و عرفان‌های کاذب (نظرات علمای معاصر در خصوص حفظ عقل و سلامت نفس).

 

ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.