در حالی که بخشی از مردم بهدلیل فشارهای اقتصادی و مشکلات معیشتی مطالبات مشخص و واقعی دارند، همان سناریوی تکراری دوباره در حال اجراست؛ سناریویی که طی آن، اعتراض اقتصادی مشروع با دخالت جریانهای سازمانیافته اغتشاشگر، به خشونت و آشوب کشیده میشود و رسانههای خارجی فارسیزبان، از جمله BBC فارسی و اینترنشنال، نقش اتاق عملیات رسانهای این انحراف را برعهده میگیرند.
تجربه اغتشاشات سالهای گذشته نشان داده است که هرگاه مطالبات اقتصادی مردم به نقطه بروز اجتماعی میرسد، شبکهای متشکل از رسانههای خارجی، فعالان بهائی، عناصر منافقین و جریانهای سلطنتطلب با تکیه بر اینستاگرام و تلگرام وارد میدان میشوند تا مسیر اعتراض را تغییر دهند.
در این فرآیند، با تحریف واقعیت، حذف نقش اغتشاشگران، تعویض جای قربانی و متهم و القای روایت «سرکوب اعتراض مسالمتآمیز»، افکار عمومی داخلی و سپس خارجی هدف قرار میگیرد.
این خط رسانهای در ماجرای جاری نیز با همان الگو در حال تکرار است.
رسانههای معاند و پروژه اغتشاش؛ از شبکههای فارسیزبان تا پیادهنظام مجازی
بررسی الگوی عملکرد رسانههای خارجی فارسیزبان نشان میدهد آنچه در مواجهه با اعتراضات اقتصادی اخیر دنبال میشود، «پوشش خبری» نیست، بلکه اجرای یک پروژه هدفمند رسانهای برای تغییر ماهیت اعتراض و سوقدادن آن به سمت اغتشاش است. [۱]
در این چارچوب، رسانههایی مانند BBC فارسی، ایراناینترنشنال و دیگر شبکههای همسو، با انتخاب گزینشی سوژهها و برجستهسازی تصاویر خاص، تلاش میکنند اعتراض اقتصادی را از بستر اجتماعی خود جدا کرده و آن را به نشانهای از بحران امنیتی و سیاسی تبدیل کنند.
این پروژه رسانهای صرفاً محدود به شبکههای خبری ماهوارهای نیست بلکه همزمان شبکههای اجتماعی بهویژه اینستاگرام و تلگرام بهعنوان بازوی میدانی رسانههای خارجی و سازمانهای اطلاعاتی غربی و یا گروهکهای انحرافی عمل میکنند.
محتوایی که در این فضاها منتشر میشود، شامل ویدئوهای تقطیعشده، تصاویر بدون زمینه، روایتهای احساسی و فراخوانهای تحریکآمیز است که بلافاصله توسط رسانههای خارجی بازنشر و در قالب «خبر» بازتولید میشود. این چرخه، عملاً مرز میان تولید محتوا و عملیات رسانهای را از بین میبرد.
نکته قابل توجه آن است که در این روند، نقش فعالان سازمانیافته مجازی پررنگ است. شبکههایی وابسته به جریانهای بهائی، عناصر منافقین و سلطنتطلبان در اینستاگرام و تلگرام بهعنوان پیادهنظام پروژه اغتشاش عمل میکنند.
این گروهها با ساخت و ارسال هدفمند محتوا برای رسانههای خارجی، تلاش میکنند روایت مطلوب خود را بهعنوان روایت غالب تثبیت کنند؛ روایتی که در آن، اعتراض اقتصادی «سرکوبشده» و اغتشاش «مطالبه مردمی» معرفی میشود.
تجربه اغتشاشات سالهای گذشته نیز نشان داده است که رسانههای خارجی همواره از همین الگو استفاده کردهاند؛ ابتدا داغکردن فضا در شبکههای اجتماعی، سپس تبدیل محتوای مجازی به خوراک خبری و در نهایت القای روایت واحد به افکار عمومی داخلی و خارجی. [۲] در وضعیت فعلی نیز همین مسیر در حال طیشدن است، با این تفاوت که تمرکز ویژهای بر پیوند دادن بازار، معیشت و اعتراض اقتصادی با ناامنی و آشوب دیده میشود.
در چنین شرایطی، آنچه رسانههای معاند دنبال میکنند نه حل مشکلات اقتصادی مردم، بلکه بهرهبرداری حداکثری از نارضایتیها برای پیشبرد پروژه بیثباتسازی است.
شناخت این سازوکار رسانهای، شرط لازم برای تفکیک اعتراض مشروع از اغتشاش سازمانیافته و بازگرداندن مطالبات اقتصادی به مسیر واقعی خود است؛ مسیری که فهم دقیق آن نیازمند رجوع به روایتهای میدانی و گزارشهای مستند است.
BBC فارسی و اینترنشنال؛ ستونهای اصلی اتاق عملیات رسانهای اغتشاش
در میان طیف رسانههای معاند و رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، BBC فارسی و ایراناینترنشنال جایگاهی فراتر از یک رسانه خبری دارند. عملکرد این دو شبکه نشان میدهد که نقش آنها نه در بازتاب واقعیت، بلکه در طراحی و هدایت روایت اغتشاش تعریف شده است.
تعیین چارچوب خبر، انتخاب سوژههای خاص، حذف گزینشی واقعیتها و زمانبندی حسابشده انتشار محتوا، BBC فارسی و اینترنشنال را به ستونهای اصلی اتاق عملیات رسانهای اغتشاش تبدیل کرده است(3).
این دو رسانه، با بهرهگیری از حمایتهای آشکار و پنهان دولتهای غربی، بهویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، تلاش میکنند اعتراضات اقتصادی را بهعنوان نشانهای از «فروپاشی سیاسی» و «بحران امنیتی» بازنمایی کنند.
در این مسیر، هرگونه اغتشاش، تخریب و خشونت یا سانسور میشود یا در قالب «واکنش طبیعی مردم» به ظلم و خشونت نیروهای حکومتی توجیه میگردد. این همان نقطهای است که رسانه، از جایگاه اطلاعرسانی خارج شده و به ابزار عملیات روانی تبدیل میشود.
نقش BBC فارسی و اینترنشنال زمانی پررنگتر میشود که سایر رسانههای معاند و شبکههای همسو، عملاً در مدار آنها حرکت میکنند. رسانههای وابسته به جریانهای سلطنتطلب، شبکههای نزدیک به منافقین و رسانههای بهائی، عمدتاً همان روایت، کلیدواژهها و قاببندیای را بازتولید میکنند که ابتدا از آنتن این دو شبکه منتشر شده است. این هماهنگی، تصادفی نیست و از وجود یک خط واحد رسانهای حکایت دارد.
در سطح میدانی، این خط رسانهای با اتکا به شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام و تلگرام تکمیل میشود. محتوای تولیدشده توسط فعالان وابسته به بهائیت، منافقین و سلطنتطلبان، پس از وایرالشدن در فضای مجازی، بهسرعت توسط BBC فارسی و اینترنشنال بهعنوان «شاهد عینی» یا «گزارش مردمی» مورد استفاده قرار میگیرد. این چرخه، پیوند مستقیمی میان آشوب میدانی و فرماندهی رسانهای ایجاد میکند.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرجا این دو رسانه در خط مقدم روایتسازی قرار گرفتهاند، هدف نهایی نه حمایت از مطالبات مردم، بلکه تشدید شکاف اجتماعی و مشروعیتسازی فشارهای سیاسی و بینالمللی علیه ایران بوده است.
از این منظر، BBC فارسی و اینترنشنال را باید نه رسانه، بلکه بازوی رسانهای پروژهای دانست که طراحی آن بیرون از مرزها و در همسویی با منافع آمریکا و اسرائیل انجام میشود.(4)
روایت واحد، منابع مشترک؛ چرا همه رسانههای معاند یک داستان را تکرار میکنند؟
همزمانی و شباهت آشکار روایتها، تیترها و حتی واژگان بهکاررفته در رسانههای معاند و رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، پدیدهای تصادفی یا صرفاً حرفهای نیست. این همصدایی نشاندهنده اتکا به منابع خبری مشترک و گردش یک خوراک رسانهای واحد است؛ خوراکی که پیش از انتشار در آنتن ماهواره، در شبکههای اجتماعی بهویژه اینستاگرام و تلگرام آماده و پالایش میشود(5).
در این چرخه، نقش شبکههای سازمانیافته بهائی، عناصر منافقین و فعالان سلطنتطلب تعیینکننده است. این جریانها با تولید محتوا، ارسال ویدئوهای هدفمند، انتخاب زوایای خاص تصویری و ارائه روایتهای احساسی، مواد خام خبری را در اختیار رسانههای معاند قرار میدهند.
رسانهها نیز بدون راستیآزمایی مستقل، این محتوا را در قالب گزارش، تحلیل یا «شهادت عینی» بازتولید میکنند. نتیجه، شکلگیری یک روایت واحد و تکرارشونده است که در آن، اغتشاش همواره «اعتراض مسالمتآمیز» نامیده میشود.
نکته قابل توجه آن است که در این روایت واحد، عناصر کلیدی واقعیت بهطور سیستماتیک حذف یا تحریف میشوند. نقش آشوبطلبان، تخریب اموال عمومی، تهدید امنیت بازار و معیشت مردم و حضور جریانهای سازمانیافته، یا نادیده گرفته میشود یا به حاشیه میرود. در مقابل، برخورد با اغتشاش بهعنوان «سرکوب» و ناامنی بهعنوان «مطالبه اجتماعی» بازنمایی میشود. این الگو، دقیقاً همان الگویی است که در اغتشاشات سالهای گذشته نیز بارها تکرار شده است.
تداوم این روایت واحد، کارکردی فراتر از مخاطب داخلی دارد. رسانههای معاند با تثبیت این داستان در افکار عمومی، زمینه را برای فشارهای سیاسی، رسانهای و حقوقی در سطح بینالمللی نیز فراهم میکنند؛ فشاری که همراستا با منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی تعریف میشود. در این چارچوب، رسانه نه بازتابدهنده واقعیت، بلکه حلقهای از زنجیره یک پروژه هماهنگ است؛ پروژهای که بدون شبکههای بهائی، منافقین و سلطنتطلبان، امکان بازتولید و تداوم ندارد. (6)
رسانههای بهائی؛ بازوی پنهان تولید روایت و ارسال هدفمند محتوا
پس از شکلگیری «روایت واحد» در رسانههای معاند و رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، پرسش اساسی این است که خوراک این روایت چگونه و از کجا تأمین میشود. بررسی دقیق چرخه تولید محتوا نشان میدهد بهائیت در این پروژه، صرفاً یک جریان اعتقادی یا حاشیهای نیست، بلکه بهعنوان یک شبکه فعال رسانهای و میدانی، نقشی مؤثر در تأمین مواد خام خبری ایفا میکند(7).
رسانههای بهائی و فعالان وابسته به این جریان، در اینستاگرام و تلگرام بهصورت سازمانیافته اقدام به تولید و ارسال محتوا میکنند. انتخاب زاویه تصویر، زمان انتشار و حتی ادبیات روایت، بهگونهای طراحی میشود که با خط رسانههای معاند همخوانی کامل داشته باشد.
ویدئوها و تصاویر ارسالی، اغلب بدون زمینه و پیشینه، اما با بار احساسی بالا منتشر میشوند تا قابلیت وایرالشدن داشته باشند و در کوتاهترین زمان به آنتن رسانههای فارسیزبان خارج از کشور راه پیدا کنند.
نقش بهائیت در این میان، صرفاً تولید محتوا نیست، بلکه «جهتدهی روایت» است. روایتهایی که توسط شبکههای بهائی تولید میشود، معمولاً بر حذف نقش اغتشاشگران، تطهیر آشوب و القای تقابل دوگانه «مردم–حاکمیت» متمرکز است.
این روایتها، پس از بازنشر توسط رسانههای معاند، بهعنوان واقعیت میدانی تثبیت میشوند و سپس توسط سایر جریانها، از جمله منافقین و سلطنتطلبان، تقویت و تکثیر میگردند.
همپوشانی بهائیت با منافقین و سلطنتطلبان در این پروژه، یک همسویی مقطعی نیست، بلکه نتیجه اشتراک منافع در چارچوب پروژههای کلانتر است. این جریانها، با وجود اختلافهای ظاهری، در میدان رسانهای و در همراهی با منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی، به یکدیگر متصل میشوند. بهائیت در این معادله، نقش حلقه واسط و تأمینکننده مستمر خوراک رسانهای را برعهده دارد؛ نقشی که بدون آن، استمرار روایت واحد در رسانههای معاند با چالش جدی مواجه میشود.
تجربه اغتشاشات سالهای گذشته نیز نشان داده است که هرجا شبکههای بهائی فعالتر بودهاند، سرعت و حجم روایتسازی رسانهای افزایش یافته است. از این منظر، بهائیت را باید یکی از بازوهای پنهان اما کارآمد اتاق عملیات رسانهای اغتشاش دانست؛ بازویی که کارکرد آن، نه در خیابان، بلکه در قاب تصویر، روایت و جنگ شناختی تعریف میشود. (8)
از منافقین تا سلطنتطلبان؛ بازیگران میدانی پروژه رسانهای اغتشاش
در مرحلهای که روایتسازی رسانهای توسط رسانههای معاند و شبکههای بهائی تثبیت میشود، نوبت به فعالسازی بازیگران میدانی پروژه اغتشاش میرسد؛ جریانی که منافقین و سلطنتطلبان در آن نقش محوری دارند. این دو جریان، هرچند از نظر پیشینه و گفتمان متفاوتاند، اما در میدان اغتشاش بهعنوان بازوهای مکمل یک پروژه واحد عمل میکنند(9).
منافقین با سابقه طولانی در خشونت سازمانیافته، آموزش میدانی و عملیات روانی، نقش محرک و هدایتگر صحنه را برعهده دارند. حضور این جریان در اغتشاشات، بیشتر در قالب تحریک مستقیم، ایجاد تنش، هدایت به سمت درگیری و تلاش برای رادیکالسازی اعتراضات اقتصادی دیده میشود.
منافقین تلاش میکنند با ایجاد صحنههای خشن و پرتنش، خوراک تصویری لازم برای رسانههای معاند را فراهم کنند؛ تصاویری که بلافاصله در اینستاگرام و تلگرام منتشر و سپس به آنتن رسانههای فارسیزبان خارج از کشور منتقل میشود.
در مقابل، سلطنتطلبان نقش متفاوت اما مکملی ایفا میکنند. تمرکز اصلی این جریان بر «چهرهسازی سیاسی» و مصادره رسانهای اغتشاش است. سلطنتطلبان تلاش میکنند آشوبهای خیابانی را بهعنوان نشانهای از «خواست عمومی برای تغییر نظام» معرفی کرده و آن را به پروژه بدیلسازی سیاسی گره بزنند. این جریان، بهویژه در شبکههای اجتماعی، با تولید محتوا، ادیت فیلم و صداگذاری، هشتگسازی و برجستهکردن چهرههایی خاص، میکوشد اغتشاش را به سرمایه سیاسی برای آینده سلطنت! تبدیل کند.
نکته مهم آن است که این دو جریان، در هماهنگی کامل با رسانههای معاند و با حمایت غیرمستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی عمل میکنند. منافقین میدان را ملتهب میکنند و سلطنتطلبان در کنار آن روایت سیاسی آن را میسازند؛ هر دو نیز از بستر اینستاگرام و تلگرام بهعنوان ابزار اتصال میدان و رسانه بهره میبرند. نتیجه این همافزایی، شکلگیری زنجیرهای است که از خیابان آغاز میشود و به فشار رسانهای و سیاسی ختم میگردد.(10)
اینستاگرام و تلگرام؛ میدان اصلی عملیات روانی و موجسواری بر اعتراضات اقتصادی
در پروژه رسانهای اغتشاش، اینستاگرام و تلگرام صرفاً ابزار ارتباطی یا شبکه اجتماعی نیستند، بلکه بهعنوان میدان اصلی عملیات روانی عمل میکنند. در این فضاها، اعتراض اقتصادی واقعی بهصورت هدفمند بازتعریف میشود و از مسیر مطالبهگری اجتماعی به سمت آشوب و بیثباتسازی سوق داده میشود. محتوای تولیدشده در این شبکهها، نه تصادفی، بلکه حاصل طراحی و هدایت جریانهای سازمانیافته است.(11)
ویدئوهای کوتاه و برشخورده، تصاویر احساسی بدون زمینه، نمادسازیها، روایتهای یکطرفه و هشتگسازی هماهنگ، مهمترین ابزارهای این عملیات هستند. این محتواها با تمرکز بر تحریک احساسات، حذف علتها و برجستهسازی پیامدها، مخاطب را از درک واقعیت دور میکنند.
در چنین فضایی، اغتشاش بهعنوان «اعتراض مردمی» و خشونت بهعنوان «واکنش طبیعی» بازنمایی میشود. این همان نقطهای است که عملیات روانی جای تحلیل را میگیرد.
نقش شبکههای سازمانیافته، بهویژه فعالان وابسته به بهائیت، منافقین و سلطنتطلبان، در این فضا تعیینکننده است. این جریانها با در اختیار داشتن شبکههای گسترده کانالها و صفحات هماهنگ، محتوای خاص ساخته شده را در زمان مشخص منتشر میکنند تا بهسرعت وایرال شود. پس از ایجاد موج اولیه در اینستاگرام و تلگرام، همین محتوا بهعنوان «گزارش میدانی» یا «ویدئوی ارسالی مخاطبان» به آنتن BBC فارسی و ایراناینترنشنال منتقل میشود و اعتبار رسانهای پیدا میکند.
این چرخه، پیوند مستقیمی میان فضای مجازی و رسانههای معاند ایجاد کرده است؛ پیوندی که در آن، شبکههای اجتماعی نقش خط مقدم و رسانههای فارسیزبان خارج از کشور نقش اتاق فرمان را ایفا میکنند. حمایت سیاسی و رسانهای آمریکا و رژیم صهیونیستی از این فضا نیز باعث شده است که اینستاگرام و تلگرام به بستری امن برای تداوم عملیات روانی علیه جامعه ایرانی تبدیل شوند.
در چنین شرایطی، موجسواری بر اعتراض اقتصادی، نه برای حل مشکلات مردم، بلکه برای تشدید نارضایتی و ایجاد شکاف اجتماعی دنبال میشود. شناخت کارکرد اینستاگرام و تلگرام بهعنوان میدان عملیات روانی، شرط لازم برای تفکیک مطالبه واقعی از پروژه آشوب و مقابله مؤثر با جنگ شناختی است. (12)
تحریف، دروغ و جابهجایی واقعیت؛ وقتی اغتشاش «اعتراض مسالمتآمیز» میشود
یکی از کارآمدترین ابزارهای اتاق عملیات رسانهای اغتشاش، نه تولید خبر جدید، بلکه تحریف هدفمند واقعیتهای موجود است. در این الگو، واقعیت میدانی دچار وارونگی میشود؛ اغتشاشگر بهعنوان «شهروند معترض»، خشونت سازمانیافته بهعنوان «خشم طبیعی» و ناامنی عمومی بهعنوان «مطالبه اجتماعی» بازنمایی میشود. این جابهجایی مفهومی، ستون اصلی روایت رسانههای معاند و رسانههای فارسیزبان خارج از کشور را تشکیل میدهد. (13)
رسانههای معاند با حذف پیشزمینه حوادث، مخاطب را از فهم علتها محروم میکنند. تخریب، آتشزدن، تهدید معیشت بازار و ناامنسازی فضا یا اساساً دیده نمیشود یا به حاشیه رانده میشود.
در مقابل، تمرکز یکطرفه بر برخورد با اغتشاش، تصویری گزینشی میسازد که در آن، تنها یک سوی ماجرا برجسته است. این تکنیک، نه از سر ناآگاهی، بلکه بهعنوان یک انتخاب آگاهانه رسانهای دنبال میشود.
به این ترتیب، محتوای تحریفشده، اعتبار رسانهای پیدا میکند و به افکار عمومی داخلی و خارجی تزریق میشود.
کارکرد نهایی این تحریف، آمادهسازی افکار عمومی برای فشارهای سیاسی و رسانهای بیرونی است. روایت «اعتراض مسالمتآمیز سرکوبشده» بهسرعت به ادبیات گزارشهای بینالمللی و مواضع سیاسی همسو با منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی راه پیدا میکند. در این چارچوب، رسانه دیگر ناظر نیست، بلکه بخشی از زنجیرهای است که هدف آن مشروعیتبخشی به اغتشاش و بیثباتسازی است. شناخت این سازوکار تحریف، گامی اساسی در بازگرداندن واقعیت به جایگاه اصلی خود و خنثیسازی جنگ روایتهاست. (14)
رسانه یا قرارگاه؟ وقتی خبررسانی جای خود را به فرماندهی آشوب میدهد
آنچه امروز از سوی BBC فارسی، ایراناینترنشنال، رسانههای بهائی و شبکههای همسو در اینستاگرام و تلگرام مشاهده میشود، دیگر ذیل تعریف کلاسیک «رسانه» قابل تحلیل نیست. این مجموعه، عملاً در قامت یک قرارگاه عمل میکند؛ قرارگاهی که وظیفه آن نه اطلاعرسانی، بلکه مدیریت بحران، جهتدهی افکار عمومی و فرماندهی روایت در بزنگاههای اجتماعی است. در این چارچوب، خبر ابزار است، نه هدف.
عملکرد هماهنگ این شبکه رسانهای نشان میدهد با یک زنجیره منسجم مواجه هستیم؛ زنجیرهای که از تولید محتوای جهتدار در فضای مجازی آغاز میشود، در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور تثبیت روایت مییابد و نهایتاً به فشار سیاسی و رسانهای در سطح بینالمللی ختم میشود. نقشآفرینی همزمان جریانهایی مانند بهائیت، منافقین و سلطنتطلبان در این چرخه، این واقعیت را روشن میکند که اغتشاش، محصول یک نارضایتی خودجوش نیست، بلکه نتیجه مدیریتشده یک پروژه چندلایه است.
هدف نهایی این فرماندهی رسانهای، حل مشکلات اقتصادی مردم یا بازتاب مطالبات اجتماعی نیست؛ بلکه تبدیل اعتراض به آشوب، فرسایش سرمایه اجتماعی و القای تصویر بیثباتی مزمن از جامعه ایران است؛ تصویری که با منافع سیاسی آمریکا و رژیم صهیونیستی همراستاست. از همینرو، تفکیک «رسانه» از «قرارگاه» یک بحث نظری نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای فهم آن چیزی است که در میدان روایت در حال وقوع است.
شناخت این سازوکار، نخستین گام برای خنثیسازی جنگ روایتها و بازگرداندن اعتراض اقتصادی به مسیر واقعی، مستقل و غیرقابل مصادره آن است.
مقابله رسانهای با اتاق عملیات اغتشاش؛ چرا نباید روایت رسانههای معاند را پذیرفت؟
مقابله با پروژه اغتشاش، پیش از آنکه امنیتی یا میدانی باشد، یک مواجهه رسانهای است. رسانههای معاند و رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، با تکیه بر روایتسازی هدفمند، تلاش میکنند نسخهای از واقعیت را بهعنوان «تنها روایت معتبر» جا بیندازند. نخستین گام در خنثیسازی این پروژه، به رسمیت شناختن این واقعیت است که این رسانهها بیطرف نیستند و اساساً با هدف اثرگذاری سیاسی و اجتماعی فعالیت میکنند.
یکی از مهمترین ابزارهای این رسانهها، القای اعتماد کاذب است. BBC فارسی، ایراناینترنشنال و رسانههای همسو، با استفاده از ظاهر حرفهای، ادبیات خبری و ارجاعهای انتخابی، تلاش میکنند روایت خود را عقلانی و مستند جلوه دهند. در حالی که بررسی دقیق محتوای آنها نشان میدهد گزینش خبر، حذف زمینهها و برجستهسازی یکطرفه، جای تحلیل منصفانه را گرفته است. پذیرش بیچونوچرای این روایتها، عملاً به معنای مشارکت ناخواسته در پروژه تحریف است.
در سطح عمومی، مقابله رسانهای به معنای پرهیز از بازنشر هیجانی محتواست. ویدئوها، تصاویر و روایتهایی که بدون منبع مشخص و با بار احساسی بالا در اینستاگرام و تلگرام منتشر میشوند، اغلب بخشی از چرخه عملیات روانی هستند. توقف در برابر این محتوا و ارزیابی منبع و هدف آن، سادهترین و مؤثرترین شکل مقابله رسانهای است.
در سطح مسئولان و رسانههای داخلی نیز، سکوت یا واکنش دیرهنگام، میدان روایت را به رسانههای معاند واگذار میکند. روایت دقیق، بهموقع و مستند از واقعیتهای میدانی، تنها راه شکستن انحصار روایت است. مقابله رسانهای، نه با تکذیب صرف، بلکه با روایتسازی فعال و شفاف ممکن میشود.
در نهایت، بیاعتمادی آگاهانه به رسانههای معاند، به معنای نادیده گرفتن مشکلات واقعی نیست؛ بلکه شرط لازم برای شنیدن صدای واقعی جامعه، بدون عبور از فیلتر اتاق عملیات رسانهای اغتشاش است.
منابع:
- خبرگزاری فارس، گزارشهای تحلیلی درباره نقش رسانههای خارجی در اغتشاشات
- خبرگزاری تسنیم، پروندههای رسانهای پیرامون جنگ روایتها و شبکههای اجتماعی
- خبرگزاری مهر، گزارشهای تحلیلی درباره عملکرد BBC فارسی و ایراناینترنشنال در اغتشاشات
- خبرگزاری ایرنا، پروندههای تحلیلی درباره نقش رسانههای معاند و جنگ روایتها
- خبرگزاری فارس، گزارشهای تحلیلی درباره همصدایی رسانههای معاند و نقش شبکههای اجتماعی
- مرکز بررسیهای استراتژیک خبرگزاری تسنیم، پرونده جنگ روایتها و نقش جریانهای سازمانیافته
- خبرگزاری فارس، گزارشهای تحلیلی درباره نقش تشکیلاتی بهائیت در پروژههای رسانهای
- خبرگزاری مهر، پروندههای تحلیلی پیرامون جنگ شناختی و شبکههای فرقهای در اغتشاشات
- خبرگزاری تسنیم، گزارشهای تحلیلی درباره نقش منافقین در اغتشاشات و جنگ میدانی
- خبرگزاری فارس، پروندههای تحلیلی درباره سلطنتطلبان و پروژه بدیلسازی سیاسی
- خبرگزاری مهر، گزارشهای تحلیلی درباره نقش شبکههای اجتماعی در عملیات روانی اغتشاشات
- خبرگزاری ایرنا، پروندههای تحلیلی پیرامون جنگ شناختی و سوءاستفاده رسانهای از اعتراضات اقتصادی
- خبرگزاری فارس، گزارشهای تحلیلی درباره تکنیکهای تحریف رسانهای در اغتشاشات
- خبرگزاری تسنیم، پروندههای تحلیلی پیرامون جنگ روایتها و جابهجایی مفهومی اعتراض و اغتشاش
منبع: سایت مفاز
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
