شادی ورشوچی
چکیده
گسترش معنویتهای نوظهور در عصر حاضر، چالشی جدی برای الهیات اسلامی به شمار میآید. یکی از چهرههای تأثیرگذار این جریان، اوشو است که در کتاب «عشق، آزادی، تنهایی» با بازتعریف مفاهیم بنیادین انسانی، نوعی معنویت انسانمحور و غیرتوحیدی را ترویج میکند. این مقاله با روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد کلام تطبیقی، به بررسی و نقد مبانی انسانشناختی، معرفتشناختی و الهیاتی این کتاب از منظر اسلام میپردازد. نتایج نشان میدهد که عشق در اندیشه اوشو به تجربهای فردی و فارغ از تعهد الهی تقلیل مییابد، آزادی به معنای نفی شریعت و مرجعیت وحی فهم میشود و تنهایی بهعنوان غایت کمال انسانی معرفی میگردد. این مفاهیم شریعت ستیزانه، با اصول توحید، عبودیت، فطرت و اخلاق اسلامی ناسازگار بوده و به نسبیگرایی ارزشی و تضعیف پیوند انسان با خداوند منجر میشود.
کلید واژه : اشو، نقد اسلامی، کتاب عشق،آزادی، تنهایی، نقد اوشو.
مقدمه
در دهههای اخیر، گرایش به جریانهای موسوم به «معنویتهای نوظهور» بهویژه در جوامع دینی افزایش یافته است. این جریانها غالباً با بهرهگیری از ادبیات روانشناختی و مفاهیم جذاب existential، تلاش میکنند پاسخگوی نیازهای معنوی انسان معاصر باشند، بیآنکه به دین وحیانی پایبند باشند (خسروپناه، ۱۳۹۲). اوشو یکی از شاخصترین نمایندگان این جریان است که با نقد دین نهادمند و شریعت، نوعی معنویت مبتنی بر تجربه شخصی ارائه میدهد (Osho, 2001).
کتاب «عشق، آزادی، تنهایی» از آثار پرمخاطب اوشو است که در آن مفاهیمی مطرح میشود که در سنت اسلامی بار الهیاتی عمیق دارند. اقبال گسترده به این اثر، ضرورت واکاوی انتقادی آن را از منظر کلام اسلامی ایجاب میکند؛ زیرا پذیرش بیواسطه این مفاهیم میتواند به تغییر نگرش دینی مخاطبان منجر شود . این پژوهش با هدف تبیین تفاوتهای بنیادین میان این معنویت و معنویت اسلامی، به نقد آموزههای محوری کتاب مذکور میپردازد.
۱. چارچوب روششناختی نقد کلامی
نقد کلامی در این پژوهش بر مبنای مقایسه میان آموزههای اسلامی و پیشفرضهای معرفتی و الهیاتی اوشو صورت میگیرد. علم کلام اسلامی، با تکیه بر عقل، وحی و فطرت، به دفاع عقلانی از اصول ایمان میپردازد (مطهری، ۱۳۷۴). از این منظر، هر نظام فکری که یکی از این منابع را نفی کند، دچار کاستی بنیادین خواهد بود.
مبانی مورد ارزیابی عبارتند از:
مبنای انسانشناختی: تعریف جایگاه و منشأ کمال انسان.
معرفتشناسی: تعیین منبع اعتبار حقیقت و معرفت.
الهیات مفاهیم اصلی: بررسی معنای عشق، آزادی و تنهایی در هر دو دستگاه فکری.
۲. مبانی انسانشناختی اوشو
اوشو انسان را موجودی خودبسنده میداند که حقیقت را از طریق آگاهی درونی و تجربه زیسته کشف میکند (Osho, 2001). در این نگرش، انسان نیازی به هدایت وحیانی ندارد و نفس انسانی معیار نهایی تشخیص حق از باطل است. این دیدگاه، با اصل فطرت در اسلام ناسازگار است، زیرا فطرت، گرچه گرایش به حقیقت دارد، اما بدون هدایت وحی در معرض انحراف قرار میگیرد (قرآن کریم، شمس: ۷–۱۰).
از منظر کلام اسلامی، انسان «مخلوق» است و کمال او در «عبودیت» و رسیدن به قرب الهی تعریف میشود. خودبسندگی انسان به نفی غایتمندی خلقت و جایگاه خدا در هستی میانجامد.
۳. معرفتشناسی تجربهگرایانه
معرفت در اندیشه اوشو مبتنی بر شهود فردی و تجربه درونی است و عقل نظری و وحی الهی از اعتبار مستقل برخوردار نیستند (Osho, 2001: 23). این رویکرد، نوعی نسبیگرایی معرفتی ایجاد میکند که در آن هر تجربه شخصی، حقیقت تلقی میشود. در مقابل، اسلام معرفت حقیقی را در تعامل عقل، وحی و شهود معتبر میداند (سبحانی، ۱۳۹۰). در اسلام، عقل، ابزار فهم وحی است و شهود معتبر (مانند عرفان شیعی) در چارچوب شریعت و آموزههای قرآنی معنا مییابد.
۴. مفهوم عشق در اندیشه اوشو
اوشو عشق را حالتی آزاد از هرگونه تعهد، مسئولیت و پیوند پایدار معرفی میکند و هر نوع تعلق را مانع رشد معنوی میداند (Osho, 2001: 45). عشق در نظر اوشو، عمدتاً یک پدیده بیولوژیکی و روانشناختی است که باید از قید ازدواج، اجتماع و دین رها شود تا اصالت خود را بیابد. در این نگاه، عشق به تجربهای لذتبخش و گذرا تقلیل مییابد.
۵. نقد اسلامی مفهوم عشق
در اسلام، عشق مفهومی جهتمند و متعالی است که در چارچوب عبودیت الهی تحقق مییابد. بالاترین مرتبه عشق، محبت به خداوند است (اَلَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ) و سایر روابط انسانی نیز باید در این جهت سامان یابند (قرآن کریم، بقره: ۱۶۵). حذف تعهد از عشق، آن را به امری نفسمحور و فاقد ارزش اخلاقی پایدار تبدیل میکند؛ زیرا عشق حقیقی (بهویژه عشق به مخلوق) مستلزم فداکاری و مسئولیتپذیری است که در آموزههای اسلامی با پیمانهای الهی و اخلاقی تقویت میشود (مطهری، ۱۳۷۴).
۶. آزادی در اندیشه اوشو
آزادی از نظر اوشو به معنای رهایی مطلق از سنت، شریعت و هرگونه قانون بیرونی است. او دین نهادمند را ابزار سرکوب انسان میداند که شور و هیجان زیستن را از فرد سلب میکند (Osho, 2001: 78). این آزادی، آزادی از هر قید و شرطی است، حتی قید عقلانیت و مسئولیت.
۷. آزادی در کلام اسلامی
آزادی در اسلام، رهایی از بند غیر خدا و حرکت در مسیر کمال انسانی است. شریعت مانع آزادی نیست، بلکه ضامن آن است؛ زیرا انسان را از اسارت نفس و شهوت آزاد میکند. آزادی حقیقی (حریت) در گرو بندگی خالص خداوند است .
چنان که امیرالمومنین (علیه السلام) میفرمایند:
«لَا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ، وَقَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرًّا»
«بندهی دیگری مباش، در حالی که خدا تو را آزاد آفریده است.»
نهجالبلاغه نامه ۳۱
در این صورت شریعت، چارچوبی فراهم میآورد که حرکت انسان به سمت کمال (که غایت آزادی است) مطمئن باشد.
وَالَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ
و کسانی که از پرستیدن طاغوت [یعنی بت ها، اربابان کفر و شیطان های سرکش] دوری کردند و به سوی خدا بازگشتند، بر آنان مژده باد؛ پس به بندگانم مژده ده.(زمر:17)
۸. تنهایی بهعنوان غایت در اندیشه اوشو
اوشو تنهایی (Solitude) را اوج آگاهی و کمال معرفی میکند و آن را حالتی میداند که انسان از هر تعلق حتی تعلق به خدا بهشکل سنتی رها میشود و به خویشتن مطلق خویش بازمیگردد (Osho, 2001: 112). این تنهایی، انقطاع از تمامی پیوندهای وجودی است.
۹. نقد اسلامی مفهوم تنهایی
در الهیات اسلامی، انسان موجودی فقیر بالذات است و نیاز دائمی به خداوند دارد (قرآن کریم، فاطر: ۱۵: یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ). خلوت و تنهایی در اسلام تنها زمانی ارزشمند است که مقدمه تقرب الهی باشد (مناجات خمس عشره)، نه جایگزین آن؛ یعنی انسان در خلوت، خود را به خداوند متصل میبیند، نه اینکه او را رها کند. تنهایی مطلق اوشو، در نهایت به خودپرستی و نفی مبدأ غنی منتهی میشود (سبحانی، ۱۳۹۰).
۱۰. پیامدهای اخلاقی و اجتماعی اندیشه اوشو
اندیشههای اوشو با ترویج نسبیگرایی اخلاقی و نفی مرجعیت وحی، به تضعیف نهاد خانواده، مسئولیت اجتماعی و التزام اخلاقی میانجامد. زمانی که عشق مقید به تعهد نباشد و آزادی به رهایی مطلق تفسیر شود، مبانی اخلاقی مشترک از بین رفته و جامعه به سمت فردگرایی افراطی و بیبند و باری پیش میرود (خسروپناه، ۱۳۹۲).
نتیجهگیری
تحلیل کلامی کتاب «عشق، آزادی، تنهایی» نشان داد که دستگاه فکری اوشو بر تجربهگرایی افراطی، نفی وحی و اصالت نفس استوار است. این رویکرد، مفاهیم بنیادین عشق، آزادی و تنهایی را از معنا و جهت الهی تهی میکند و به معنویتی انسانمحور و ناپایدار میانجامد. از منظر اسلام، معنویت اصیل تنها در پیوند عقل، وحی و فطرت تحقق مییابد و هرگونه جدایی از این سه، به بحران معنا و گمراهی معرفتی خواهد انجامید. اسلام، عشق متعالی، آزادی در چارچوب تکلیف و تنهایی سازنده برای تقرب به مبدأ هستی را عرضه میکند که در تقابل کامل با تأکیدات اوشو بر رهایی مطلق از هر قید الهی و اخلاقی قرار دارد.
منابع
قرآن کریم.
اوشو، راجنیش. عشق، آزادی، تنهایی. ترجمه فارسی، تهران، نشر گلآذین. (سال انتشار ذکر نشده است، فرض شده است.)
مطهری، مرتضی. آزادی معنوی. تهران: صدرا، ۱۳۷۴.
سبحانی، جعفر. کلیات علم کلام. قم: مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۹۰.
خسروپناه، عبدالحسین. جریانشناسی عرفانهای نوظهور. قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۹۲.
Osho. (2001). Love, Freedom, Loneliness. New Delhi: Sterling Publishers Pvt. Ltd.
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
