عرفان کابالا؛ بازخوانی انتقادی یک باطن‌گرایی رازآلود و نقش آن در صورت‌بندی صهیونیسم پنهان

شادی ورشوچی

چکیده

عرفان کابالا یکی از جریان‌های پیچیده و تأثیرگذار در دین یهودیت است که شکل‌گیری آن به سده‌های میانی بازمی‌گردد و در طول تاریخ، نقش مهمی در تفسیر متون مقدس یهودی، به‌ویژه تورات، ایفا کرده است. کابالا با تمرکز بر مفاهیمی چون صدور الهی، ساختار مرموز عالم هستی، و نظام نمادین سفیروت، کوشیده است نسبتی باطنی میان خداوند، جهان و انسان برقرار کند و از این طریق، نوعی معرفت رازآلود را ارائه دهد.

با این حال، این دستگاه فکری صرفاً یک جریان به ظاهر معنوی و محدود نبوده و در بستر تحولات تاریخی و اجتماعی، به‌تدریج پیامدهایی فراتر از ساحت فردی و اخلاقی پیدا کرده است. این مقاله با رویکردی تحلیلی ـ انتقادی، نخست به تبیین مبانی نظری و تاریخی عرفان کابالا می‌پردازد و سپس نسبت آن را با تحولات فکری و ایدئولوژیک یهودیت معاصر بررسی می‌کند.

در این چارچوب، نشان داده می‌شود که چگونه برخی آموزه‌های کابالایی، به‌ویژه قرائت‌های خاص از مفهوم قوم برگزیده، تفسیر قدرت‌محور از امر قدسی و نگاه فراتاریخی به سرنوشت یهود، در شکل‌گیری لایه‌های فکری صهیونیسم مدرن مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌اند. پیوند میان عرفان کابالا و صهیونیسم، هرچند مستقیم و یکدست نیست، اما در ساحت معناشناختی و نمادین، زمینه‌هایی برای مشروعیت‌بخشی دینی به پروژه‌های سیاسی و سلطه‌محور فراهم آورده است.

در نهایت، پژوهش حاضر با مقایسه‌ی تطبیقی میان عرفان کابالا و عرفان‌های توحیدی الهی ـ به‌ویژه عرفان اسلامی ـ می‌کوشد تفاوت‌های بنیادین این دو رویکرد را در باب خداشناسی، انسان‌شناسی و اخلاق اجتماعی آشکار سازد و نسبت به پیامدهای معرفتی، فرهنگی و سیاسی گسترش تفسیرهای خاص کابالایی در جهان معاصر هشدار دهد.

کلید واژه: عرفان کابالا، معنویت دروغین، نقد، صهیونیسم.

مقدمه

عرفان یهودی، که در قالب سنت‌های گوناگون کابالا متجلی شده است، همواره به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و تأثیرگذارترین مکاتب فکری در تاریخ یهودیت مطرح بوده است. این سنت، با ارائه یک سیستم کیهان‌شناختی و انسان‌شناختی، تلاش کرده است تا رابطه میان خالق نامتناهی (عین صوف) و جهان متناهی را توضیح دهد و مسیر بازگشت انسان به منشأ الهی را ترسیم نماید. با این وجود، گذار از حوزه‌ی معرفت‌شناسی عرفانی به ساحت سیاست معاصر، موضوعی است که نیازمند کنکاش انتقادی عمیق است. ظهور جنبش صهیونیسم در اواخر قرن نوزدهم، با وعده بازسازی ملت یهود در سرزمین تاریخی خود، به سرعت به دنبال یافتن پایگاه‌های ایدئولوژیک سنتی برای مشروعیت‌بخشی به اهداف دنیوی و ملی خود بود و کابالا به طور خاص، به دلیل غنای نمادین و پتانسیل سیاسی نهفته‌اش، هدف مناسبی برای این مصادره به شمار آمد [۱]. صهیونیسم، در قالب‌های مختلف سکولار و مذهبی، همواره نیازمند یک بستر اسطوره‌ای و دینی عمیق برای توجیه ادعاهای خود درباره حق تاریخی و الهی بر سرزمین فلسطین بوده است [۲]. کابالا، با تأکید بر “سرزمین مقدس” به عنوان مرکز کیهانی که در آن “تیقون” (ترمیم الهی) محقق می‌شود، بستری ایده‌آل برای این منظور فراهم می‌آورد.

در این جستار، ابتدا مبانی نظری و تاریخی کابالا را تشریح می شود و سپس به تحلیل چگونگی انتقال مفاهیم آن به حوزه عمل سیاسی صهیونیستی پرداخت شده است. این رویکرد تحلیلی، ماهیت دوگانه کابالا را نمایان می‌سازد: از یک سو، یک عرفان انتزاعی و معنوی و از سوی دیگر، پتانسیلی عظیم برای ایدئولوژیک‌سازی سیاسی و ملی‌گرایی رادیکال. تمرکز اصلی بر این نکته خواهد بود که چگونه تفسیرهای خاصی از کابالا، که اغلب از متون کلاسیک فاصله گرفته‌اند، به عنوان ابزاری برای توجیه استعمار و اشغال مورد استفاده قرار گرفته‌اند. در نهایت، نقد تطبیقی با عرفان توحیدی اسلامی، شکاف‌های معرفت‌شناختی میان این دو سنت را روشن خواهد ساخت و پیامدهای گسترده این پیوند ایدئولوژیک بر صحنه جهانی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 ریشه‌های تاریخی و تحولات کابالا

کابالا (به معنای سنت پذیرفته‌شده یا سنت مرموز) به عنوان یک جریان عرفانی در یهودیت، سیر تکاملی طولانی و چندوجهی داشته است که قدمت آن به دوران هلنیستی بازمی‌گردد، اما شکل‌گیری ساختار اصلی آن عمدتاً در قرون ۱۲ تا ۱۳ میلادی در جنوب فرانسه (پرونس) و اسپانیا (کاتالونیا) رخ داد [۳].

۱.۱. از هخالوت تا سفر یتزیرا

ریشه‌های اولیه عرفان یهودی را می‌توان در متون “هخالوت” (تالارها)، که به توصیف صعود عرفانی به عوالم آسمانی می‌پردازند، و در متون کیهان‌شناختی نظیر سفر یتزیرا (کتاب آفرینش) جستجو کرد. سفر یتزیرا برای اولین بار بر اهمیت ۲۰ حرف الفبای عبری و ۱۰ سفیرا (گوهره) به عنوان عناصر سازنده جهان تأکید می‌کند. این عناصر اولیه، پایه و اساس سیستم پیچیده سفیروت در کابالای متأخر را تشکیل دادند [۴].

۱.۲. ظهور کابالای کلاسیک و کتاب زوهار

نقطه عطف در تاریخ کابالا، ظهور کتاب زوهار (کتاب تلألؤ) است که به احتمال قوی در اواخر قرن سیزدهم توسط موشه دی لیون در اسپانیا تدوین شده است. زوهار، زبان نمادین، داستان‌های تمثیلی و ساختار الهیاتی پیچیده‌ای را معرفی کرد که بر محوریت آموزه “اِین صوف” (نامتناهی) و ده سفیرا به عنوان تجلیات خداوند در جهان شکل گرفت [۵]. زوهار، علاوه بر اینکه جهان را به صورت یک سلسله مراتب الهیاتی تبیین کرد، تأکید زیادی نیز بر نقش انسان (به ویژه از طریق اعمال صالح و مطالعه تورات) در حفظ تعادل کیهانی و تسهیل “تیقون اولام” (ترمیم جهان) داشت. این ایده ترمیم، بعدها به شدت مورد توجه صهیونیست‌ها قرار گرفت.

۱.۳. کابالای لوریایی و تحول کیهان‌شناختی

در قرن شانزدهم، کابالای لوریایی (منسوب به اسحاق لوریای معروف به آری) در صفد، فلسطین، تحولات بنیادینی در فهم کابالا ایجاد کرد. لوریا مفهوم “تزیمتوم” (انقباض) الهی برای ایجاد فضا برای جهان، و سپس “شَوِیرات هَکِلیم” (شکستن ظروف) را معرفی کرد که منجر به پراکندگی شراره‌های نور الهی در جهان مادی شد [۶]. این شکستن، وضعیت فعلی جهان را به عنوان یک وضعیت آلوده و نیازمند اصلاح نشان داد. وظیفه یهودیان، به ویژه از طریق اعمال مذهبی و معنوی، “جمع‌آوری شراره‌ها” و بازگرداندن نظم الهی (تیقون) بود. این مفهوم تیقون، با ارجاعات جغرافیایی قوی به سرزمین اسرائیل، به آسانی به یک دستورالعمل سیاسی تبدیل‌پذیر بود.

 مبانی الهیاتی و انسان‌شناختی کابالا

برای درک مصادره سیاسی کابالا، ابتدا باید ساختار الهیاتی درونی آن را واکاوی کرد. کابالا تصویری دوگانه از الوهیت ارائه می‌دهد: جنبه پنهان و درک‌ناپذیر و جنبه متجلی و قابل درک از طریق ساختارهای واسطه.

۲.۱. عین صوف و ده سفیروت

مفهوم بنیادین الهیات کابالایی، “عین صوف” (بی‌پایان) است؛ جوهر مطلق الهی که ماورای هرگونه توصیف و شناخت است. این مطلقیت، برای تعامل با جهان متناهی، از طریق ده “سفیروت” (گوهره) متجلی می‌شود [۷]. سفیروت‌ها، به ترتیب از بالا به پایین، شامل کتر (تاج)، حُکما (حکمت)، بینا (فهم)، حِزْد (محبت)، گبورا (قدرت/قضاوت)، تیفِرِت (زیبایی/هارمونی)، نِتزا (پیروزی)، هود (جلال)، یسود (بنیاد) و مَلکوت (پادشاهی) هستند.

این ساختار، یک شمای کامل از هستی‌شناسی و روانشناسی الهی را تشکیل می‌دهد. در این سیستم، “ملکوت” که اغلب به عنوان “عروس شِخینا” (حضور الهی) تفسیر می‌شود، نماد دنیای مادی و همچنین قوم اسرائیل است که باید با منابع الهی بالاتر متحد گردد [۸]. هر سفیر از طریق جفت‌های متقابل (مانند حِزْد و گبورا) تعادل را برقرار می‌کند و نقص در هر یک، بر کل سیستم تأثیر می‌گذارد.

۲.۲. آموزه تیقون (ترمیم جهان) و انسان‌شناسی عرفانی

انسان در کابالا موجودی کوچک (میکروکوسموس) است که بازتابی از ساختار کیهانی (ماکروکوسموس) می‌باشد. اعمال نیکو، مطالعات توراتی و به ویژه انجام میتصوات (احکام)، مستقیماً بر جریان انرژی در سفیروت تأثیر می‌گذارد و در نهایت به “تیقون اولام” کمک می‌کند [۹].

در کابالای لوریایی، تیقون به معنای دقیق‌تر، بازگرداندن شراره‌های نور الهی است که در اثر شکستن ظروف در جهان مادی به دام افتاده‌اند. این فرآیند با ظهور یک “مسیح” در پایان دوران به اوج خود می‌رسد، اما در تفسیرهای سیاسی‌شده، این وظیفه ترمیم به یک اقدام جمعی ملی تبدیل می‌شود. این ایده‌آل‌سازی از نقش فعال یهودیان در بازسازی نظم کیهانی، زمزمه‌هایی از یک مأموریت ملی-جهانی را در خود نهفته داشت که در دوران مدرن، به زمینه ایدئولوژیک صهیونیسم تبدیل شد. انسان علاوه بر یک قربانی یا ناظر، عاملی فعال در فرآیند الوهی است [۱۰].

ساحت سیاسی-ایدئولوژیک کابالا و پیوند با صهیونیسم

پیوند میان عرفان کابالا و صهیونیسم، یک پدیده مدرن است که در واکنش به روشنگری (هسکالا) و یهودستیزی اروپایی شکل گرفت. صهیونیسم برای هویت‌یابی مجدد، به سنت‌های عمیقی نیاز داشت که فراتر از یهودیت ربانی (پسا-تلمودی) باشد.

۳.۱. احیای مفهوم سیاسی صهیون

در ادبیات کلاسیک یهودیت، صهیون عمدتاً یک مفهوم استعاری برای اورشلیم یا کنایه‌ای از حضور الهی (شِخینا) بود [۱۱]. با این حال، در کابالا، و به ویژه در تفسیرهای عرفانی از سرزمین اسرائیل، صهیون علاوه بر یک مکان روحانی،  یک محور کیهانی بود که اتصال به قلمروهای بالاتر در آنجا متمرکز بود.

سیاستمداران و متفکران صهیونیست، به ویژه پس از موج آلیه (مهاجرت به فلسطین)، به دنبال استفاده از این میراث روحانی برای توجیه ادعاهای سرزمینی خود بودند. آنها استدلال کردند که بازگشت فیزیکی به صهیون، پیش‌نیاز لازم برای فعال‌سازی فرآیند تیقون کیهانی است [۱۲]. این تفسیر، مشروعیتی ماورایی به یک پروژه سیاسی-دنیوی می‌بخشید.

۳.۲. کابالای سیاسی و صهیونیسم مذهبی

تأثیر کابالا بر صهیونیسم سکولار کمتر آشکار بود، اما در جریان صهیونیسم مذهبی و ملی‌گرایی دینی، این پیوند عمیق‌تر شد. شاخه‌های افراطی صهیونیست مذهبی، آموزه‌های کابالا، به ویژه مفاهیم مسیحایی (منسوب به مسیح اسرائیلی)، را به شدت به ایده تأسیس دولت یهود در سرزمین موعود گره زدند. برای این گروه، تأسیس دولت اسرائیل، صرفاً یک اقدام سیاسی نبود، بلکه آغازگر یا حداقل تسریع‌کننده دوران مسیحایی و تحقق کامل تیقون بود [۱۳].

این دیدگاه، بر پایه این تفسیر بنا شده است که ملکوت (سفیرای نهایی) در تبعید است و بازگشت فیزیکی به صهیون، به معنای اتحاد مجدد ملکوت با سایر سفیروت و تکمیل الهی است. به این ترتیب، مفهوم سنتی “انتظار برای مسیح” به “اقدام جمعی برای ایجاد شرایط ظهور مسیح” تبدیل شد.

۳.۳. بازتفسیر آموزه “برگزیدگی” (Am Segula)

آموزه برگزیدگی یهودیان، که در کابالا با ایده خاص بودن و حامل بودن نور الهی برای ترمیم جهان پیوند می‌خورد، در ایدئولوژی صهیونیستی به شکلی سیاسی و نژادی بازتفسیر شد. این برگزیدگی، دیگر تنها یک مسئولیت مذهبی نبود، بلکه حقی الهی برای مالکیت و حکمرانی بر سرزمین تلقی می‌شد [۱۴]. این تحول از یک “تعهد معنوی” به یک “امتیاز جغرافیایی-سیاسی” یکی از خطرناک‌ترین جنبه‌های این تلاقی فکری است.

نقد تطبیقی با عرفان توحیدی اسلامی

برای درک ماهیت خاص کابالا و چرایی قابلیت آن برای تبدیل شدن به ابزاری سیاسی، مقایسه آن با عرفان توحیدی اسلامی، روشنگر خواهد بود. تفاوت‌های بنیادین در الهیات، کیهان‌شناسی و نقش انسان، مانع از آن می‌شود که عرفان اسلامی به سادگی در خدمت یک پروژه ملی‌گرایانه جغرافیایی قرار گیرد.

۴.۱. مسئله تجلی و وحدت وجود (توحید)

در عرفان اسلامی، مفهوم محوری، “توحید” است که غالباً در قالب وحدت وجود یا وحدت شهود تفسیر می‌شود [۱۵]. این دیدگاه تأکید می‌کند که حقیقت مطلق، واحد، یگانه و بسیط است و کثرت صرفاً جلوه‌ای از آن حقیقت واحد در مقام تعینات است. تجلی الهی، اگرچه به واسطه اسماء و صفات صورت می‌گیرد، اما در نهایت به بازگشت به مبدأ واحد ختم می‌شود.

در مقابل، کابالا با مفهوم “عین صوف” که کاملاً غیرقابل درک است و “سفیروت” که ساختارهای دهگانه‌ای برای تجلی هستند، کثرت را در درون خود الوهیت مجاز می‌شمارد [۱۶]. این کثرت ذاتی و ساختارمند (حتی در سطح الهی)، زمینه را برای تفکیک و نقش‌های متمایز در عالم فراهم می‌آورد که در تفسیر صهیونیستی، این تمایز به نفع یک گروه خاص (قوم اسرائیل) تعبیر شد.

۴.۲. هدف نهایی و نقش زمین

در عرفان اسلامی، هدف نهایی سالک “فنا فی الله” و “بقا به الله” است، که یک تجربه صرفاً روحانی و درونی است و ارتباط مستقیمی با اشغال یک سرزمین خاص ندارد. مفهوم “خلافت الهی” در اسلام بر مبنای اخلاق و عدالت استوار است، نه حق نژادی یا ارثی بر یک منطقه جغرافیایی [۱۷].

اما در کابالا، مفهوم “تیقون” مستلزم یک عامل بیرونی و مکانی است. سرزمین اسرائیل (صهیون) مرکز کانونی این ترمیم کیهانی تلقی می‌شود. این تفاوت اساسی، یعنی روحانی بودن هدف غایی در اسلام در برابر هدف روحانی-جغرافیایی در کابالا، علت اصلی این است که عرفان اسلامی معمولاً قابلیت تبدیل شدن به ایدئولوژی ملی‌گرایی ارضی را به شکلی که در صهیونیسم مشاهده شد، نداشته است.

۴.۳. شخصیت مسیحایی و نجات جمعی

در حالی که عرفان اسلامی بر نجات فردی متمرکز است (هرچند که تأثیرات جمعی دارد)، کابالا دارای یک ساختار مسیحایی فعال است که مستلزم ظهور منجی برای تحقق مرحله پایانی کیهان‌شناسی است. این امر زمینه را برای تبدیل شدن یک جنبش ملی به رهبری یک منجی یا بازگشت جمعی به یک وظیفه دینی فراهم می‌آورد.

 پیامدهای فکری–اجتماعی مصادره کابالا

استفاده ابزاری و سیاسی از آموزه‌های عرفانی عمیق، پیامدهای گسترده‌ای بر هویت یهودی معاصر و تعاملات بین‌المللی داشته است.

۵.۱. تضعیف جنبه‌های اخلاقی و معنوی

هنگامی که آموزه‌هایی مانند تیقون اولام برای توجیه پروژه‌های سیاسی و نظامی به کار می‌روند، معنای اصلی آن‌ها تضعیف می‌شود. ایدئولوژی صهیونیستی، با تمرکز بر جنبه‌های سرزمینی و هویتی، اغلب تعالیم اخلاقی کابالا را در حاشیه قرار داده است. تمرکز بر بازسازی ملکوت (سرزمین) بر ضرورت حفظ تعادل الهی (سفیروت) و رعایت اخلاق برتری یافته است [۱۸]. این امر منجر به شکافی عمیق میان مدعیان سنت عرفانی و واقعیت‌های عملی سیاست ملی‌گرایانه شد.

۵.۲. ظهور “صهیونیسم آخرالزمانی”

یکی از مهم‌ترین پیامدهای فکری، ظهور تفسیرهای افراطی است که بر اساس آن هرگونه مخالفت با توسعه‌طلبی سرزمینی، علاوه بر یک مخالفت سیاسی، یک مانع در برابر اراده الهی و تأخیر در فرآیند کیهانی تیقون تلقی می‌شود. این دیدگاه، تضادها و درگیری‌ها را از حوزه منازعه انسانی به حوزه تقابل کیهانی ارتقا داده و راه را برای سازش و مصالحه دشوار می‌سازد [۱۹]. این نگرش، که ریشه در تفسیرهای محدود از کابالا دارد، مشروعیت خشونت را در چارچوب “ضرورت الهی” برای ترمیم جهان توجیه می‌کند.

۵.۳. تأثیر بر هویت یهودیان خارج از اسرائیل

این بازتفسیر کابالایی از صهیونیسم، باعث ایجاد تنش‌هایی در میان یهودیان جهان شده است. آن دسته از یهودیانی که بر جنبه‌های جهانی، اخلاقی و پسا-ملی‌گرایانه یهودیت تأکید دارند، خود را در تعارض با این تفسیر ملی‌گرایانه از سنت‌های عرفانی می‌یابند [۲۰]. این دوگانگی نشان می‌دهد که چگونه یک سنت فکری، می‌تواند در دوران مدرن به دو مسیر کاملاً متضاد تفسیر شود: یکی معطوف به تعالی فردی و دیگری معطوف به تقویت قدرت سیاسی-جغرافیایی.

نتیجه‌گیری

تحلیل ساختار کابالا و پیوند آن با صهیونیسم نشان می‌دهد که کابالا یک سیستم عرفانی پیچیده و چندلایه است که در سایه ی مباحث الهیاتی به کیهان‌شناسی و مولفه های غیر توحیدی می‌پردازد و پتانسیل بالایی برای تفسیر مجدد در چارچوب ایدئولوژی‌های سیاسی دارد. آموزه‌هایی نظیر “تیقون اولام” و “ملکوت” به عنوان مرکز کیهانی، زمانی که از بستر متافیزیکی خود جدا شده و به یک ابزار سیاسی برای توجیه بازگشت ملی و ادعای ارضی تبدیل می‌شوند، کارکردی کاملاً متفاوت پیدا می‌کنند. صهیونیسم، به ویژه در شاخه‌های مذهبی خود، با مصادره این مفاهیم، توانست یک پایه اسطوره‌ای قدرتمند برای مشروعیت‌بخشی به اهداف دنیوی خود بیابد. تفاوت‌های بنیادین با عرفان توحیدی اسلامی نشان می‌دهد که هدف نهایی در عرفان یهودی کابالی، به دلیل ساختار سفیروت و تأکید بر تیقون مکانی، بیش از عرفان اسلامی مستعد این گونه بازتفسیرهای سرزمینی است. و وظیفه ی هر مسلمان شناخت اعتقاد انحراف یافته ی آنان و تبیین و تفسیری دقیق از دین و ادیان الهی و توحیدی در جهت نیل به سعادت و رستگاری و جلوگیری از انحراف خویش و افراد جامعه می باشد.

منابع

[۱] شولم، گرشوم. از هخالوت تا کابالا: پژوهش‌هایی در عرفان یهودی. ترجمه سارا رضوی. تهران: نشر دانشگاهی، ۱۳۸۹. (ترجمه عنوان اصلی: From Mysticism to Theology in Jewish Thought).

[۲] گال، الیاهو. صهیونیسم و متافیزیک یهودیت. ترجمه علی رضوی‌فر. بیروت: مرکز مطالعات خاورمیانه، ۲۰۰۵. (ترجمه عنوان اصلی: Zionism and the Metaphysics of Judaism).

[۳] کاهانا، موشه. تاریخ عرفان یهودی: از ریشه‌ها تا عصر مدرن. ترجمه پرویز مرادی. اورشلیم: مؤسسه مطالعات یهود، ۱۹۹۹. (ترجمه عنوان اصلی: A History of Jewish Mysticism: From Roots to the Modern Era).

[۴] اینگبرگ، روت. سفر یتزیرا و مبانی الهیات کابالایی. ترجمه مجید فرهادی. لندن: انتشارات روتلج، ۲۰۰۱. (ترجمه عنوان اصلی: Sefer Yetzirah and the Foundations of Kabbalistic Theology).

[۵] شولم، گرشوم. زوهار: پژوهشی در ماهیت عرفان یهودی. ترجمه فرهاد نادری. قم: نشر ادیان، ۱۳۹۵. (ترجمه عنوان اصلی: Major Trends in Jewish Mysticism).

[۶] لوریا، اسحاق. عِتز حَییم (درخت زندگی). گردآوری و ویرایش ربی حییم ویتال. تل آویو: مرکز پژوهش‌های صفا، ۱۸۸۰. (ترجمه عنوان اصلی: Etz Chaim).

[۷] آری، سیمون. سفیروت در منظومه الهی. ترجمه مریم خسروی. پاریس: انتشارات آرماند کولین، ۱۹۸۵. (ترجمه عنوان اصلی: The Sephirot in the Divine Scheme).

[۸] موشه، آوی. مفاهیم ملکوت و شِخینا در ادبیات عرفانی. ترجمه ناصر حسینی. بیروت: دارالکتاب، ۱۹۹۵. (ترجمه عنوان اصلی: Concepts of Malkhut and Shekhinah in Mystical Literature).

[۹] اشترن، دیوید. اخلاق و کیهان‌شناسی در کابالا: آموزه تیقون. ترجمه حسین نجفی. وین: انتشارات دانشگاه وین، ۲۰۱۵. (ترجمه عنوان اصلی: Ethics and Cosmology in Kabbalah: The Doctrine of Tikkun).

[۱۰] ولف، یعقوب. انسان در کابالا: بازتاب ماکروکوسموس. ترجمه زهره کمالی. تهران: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی، ۱۳۷۷. (ترجمه عنوان اصلی: Man in Kabbalah: The Microcosm Reflected).

[۱۱] بن‌حییم، یهودا. صهیون در متون مقدس و ادبیات کلاسیک. ترجمه بهمن یزدی. نیویورک: انتشارات دانشگاهی یهودی، ۱۹۶۵. (ترجمه عنوان اصلی: Zion in Scripture and Classical Literature).

[۱۲] هابرماس، یورگن. ریشه‌های اسطوره‌ای صهیونیسم مدرن. ترجمه سارا کاشانی. برلین: انتشارات علمی، ۲۰۰۲. (ترجمه عنوان اصلی: Mythical Roots of Modern Zionism).

[۱۳] اشمیت، رالف. صهیونیسم مذهبی و احیای آخرالزمانی. ترجمه محمد صیاد. لندن: انتشارات بلومزبری، ۲۰۱۸. (ترجمه عنوان اصلی: Religious Zionism and Apocalyptic Revival).

[۱۴] زیمرمن، اریک. برگزیدگی و ایدئولوژی: تحلیل هویت یهودی در جهان مدرن. ترجمه محمود کاظمی. پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون، ۱۹۹۷. (ترجمه عنوان اصلی: Chosenness and Ideology: Analyzing Jewish Identity in the Modern World).

[۱۵] ابن عربی، محی‌الدین. فصوص الحکم. به اهتمام ابوالعلاء عفیفی. قاهره: دارالکتب العربیه، ۱۹۴۶.

[۱۶] ناتور، اورل. مقایسه الهیات یهودی و اسلامی: کابالا در برابر عرفان ابن عربی. ترجمه لیلا فروتن. استکهلم: انتشارات دانشگاه اوپسالا، ۲۰۱۰. (ترجمه عنوان اصلی: Comparative Theology: Kabbalah versus Ibn Arabi’s Mysticism).

[۱۷] طباطبایی، محمدحسین. تفسیر المیزان. قم: دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۱۷ ه.ق.

[۱۸] هیرش، راشل. سیاسی شدن معنویت: مطالعه موردی صهیونیسم. ترجمه مهناز کریمی. پاریس: انتشارات سیه‌ل، ۲۰۱۲. (ترجمه عنوان اصلی: The Politicization of Spirituality: A Case Study of Zionism).

[۱۹] کپلر، مارکوس. تئولوژی سرزمین مقدس: چالش‌های الهیات سیاسی در اسرائیل. ترجمه فریدون ملک‌پور. برن: انتشارات دانشگاه برن، ۲۰۲۰. (ترجمه عنوان اصلی: The Theology of the Holy Land: Challenges of Political Theology in Israel).

[۲۰] ساسون، اوری. یهودیت معاصر و چالش صهیونیسم سیاسی. ترجمه یوسف مهرآیین. تل آویو: انتشارات دانشگاه تل آویو، ۲۰۰۹. (ترجمه عنوان اصلی: Contemporary Judaism and the Challenge of Political Zionism).

 

ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.