ماهیت یوگا؛ ورزش یا عرفان
بسیاری از مبلغان و مربیان یوگا از این شبه‌معنویت با عنوان نوعی ورزش سخن می‌گویند که به کار چاقی و لاغری یا بدن‌سازی می‌پردازد.

به‌نظر می‌رسد، آن‌ها یا به خوبی یوگا را نمی‌شناسند یا با پنهان کردن هدف حقیقی یوگا، طوری وانمود می‌کنند که هرچه مخاطب می‌خواهد می‌تواند از یوگا دریافت کند.[1]

در حقیقت آن‌ها با این شعار، اهداف ذیل را دنبال و ماهیت حقیقی یوگا را از عموم مردم پنهان می‌کنند:

۱. جذب مردم به ویژه جوانان به افکار و عقاید خود: ورزش در میان اقشار مختلف جامعه و به‌خصوص جوانان طرفداران قابل توجهی دارد. این نکته مبلغان یوگا را بر آن داشته تا به منظور جذب جوانان به افکار و عقاید خود از یوگا به عنوان نوعی ورزش یاد کنند.

۲. کسب ثروت: مبلغان یوگا با راه‌اندازی کلاس‌های آموزشی با عناوین گوناگون برای هر دوره دو تا سه ماهه این کلاس‌ها مبالغ قابل‌توجهی از متقاضیان دریافت می‌کنند.

۳. جذب مردم به عقاید انحرافی و ترویج آن: مبلغان یوگا از کشش فطری انسان‌ها به آرامش خبر دارند و شعار انحرافی «یوگا، ورزشی برای ایجاد آرامش» را دستمایه‌ای برای بهره‌برداری‌های مختلف از جمله جذب مردم به سوی خود قرار داده‌اند.

۴. جلوگیری از برانگیخته‌شدن احساسات مذهبی: اگر مبلغان یوگا ماهیت حقیقی این شبه‌معنویت و آیین انحرافی را همان ابتدای امر به مردم اعلام کنند، بسیاری از افراد به سخنان و جلسات آنان واکنش نشان می‌دهند و از پیوستن به آن‌ها و شرکت در جلسات یوگا خودداری می‌کنند؛ اما آیا یوگا، نوعی ورزش است؟

پاسخ این سؤال را برخی از  به اصطلاح استادان این آیین انحرافی بیان کرده‌اند:

پی دی شارما[2] از استادان برجسته یوگا در کتاب یوگای پیشرفته درباره ماهیت یوگا این گونه آورده است: «یوگا وسیله‌ای برای دستیابی به خودآگاهی است»[3] و با این جمله اذعان می کند که یوگا صرفاً یک ورزش نیست.

بی. کی. اس اینگار[4] در کتاب «درخت یوگا، جهان‌بینی و فلسفه یوگا» در توضیح چیستی یوگا آورده است:

«یوگا راهی است که فرهنگ و معرفت را به جسم و حواس ما می‌آموزد. متأسفانه بسیاری از انسان‌هایی که به ژرفنای یوگا نفوذ نکرده و به کاوش نپرداخته‌اند. این طریقت روحانی در راستای خودشناسی را، صرفاً یک ریاضت جسمانی تلقی می‌کنند. اما یوگا چیزهایی بیشتر از یک طریقت و تربیت جسمانی است. یوگا به سلول‌ها فکر، شعور و روح آدمی مربوط است و تمام جنبه‌های حیاتی را دربرمی‌گیرد.»[5]

او در جایی دیگر می‌نویسد: «مفهوم یوگا بسیار عمیق‌تر از آن است که بین عوام شایع است. عده‌ای آن را ورزش می‌دانند و گروهی فکر می‌کنند با یوگا می‌توانند به زیبایی و تناسب اندام برسند.»[6]

ارنست وود، در کتاب یوگا، در تعریف آن آورده است: «یوگا شیوه کامل و یک پارچه زندگی است که همه ابعاد مادی، ذهنی، اخلاقی و روحانی وجود انسان را دربرمی‌گیرد.»[7]

جیمز هویت در کتاب یوگا می‌نویسد: «یوگا در بالاترین سطح، به ادعای آگاهی وحدانی عارف اشاره دارد که در آن فرد از من (نفس) خارج می‌شود و سرشت روحانی او شکوفا می‌گردد.»[8]

دکتر بهلول در سال ۱۳۵۵ در همایشی در دانشگاه اصفهان می‌گوید: «این اهانتی است به یوگا که این رشته را ورزش بدانیم. هدف یوگا فقط به حرکت درآوردن دست و پا و گردن نیست، بلکه هدف ریاضت دادن بدن است، به نیت آسایش و آرامش روح.»[9]

در واقع استادان یوگا آن را مکتبی عرفانی می‌دانند. آن‌ها حتی به دلیل شباهت بعضی از تکنیک‌های یوگا با رکوع، سجده، تشهد و قیام ادعای پیوند اسلام را با یوگا دارند و می‌گویند: «آیین یوگا با عرفان اسلامی چنان آمیخته است که تفکیک آن‌ها از هم مشکل است.»[10]

این مدعا درباره مکتب یوگا باعث شده بعضی تمام مبانی یوگا را اسلامی بدانند و تصور کنند با پیوستن به یوگا هیچ کدام از عقاید اسلامی آن‌ها تضعیف نمی‌شود؛

غافل از اینکه اولاً، بسیاری از آموزه‌های اسلامی در کتاب‌های یوگا تبیین‌های غیردینی یافته‌اند؛ به گونه‌ای که این تفسیرها با مبانی دینی فاصله زیادی دارند. برای نمونه در یوگا به جای تأکید بر رسالت و نبوت و امامت بر نقش «گورو» رهبر و پیشوای یوگا و تقدس او تأکید می‌شود.

کتاب‌های کهن در یوگا مانند کتب آسمانی تلقی می‌شوند و مطالعه آن‌ها به‌عنوان نیایش و عبادت توصیه می‌گردند. در آموزه‌های یوگا، آیین بودایی و هندی و خدایان هند و تقدیس می‌شوند. تناسخ که در کلام و فلسفه اسلامی کاملاً رد و کفر تلقی می‌شود، در یوگا و آموزه‌های آن بسیار تبلیغ می‌گردد.

ثانیاً رهبران یوگا این آیین انحرافی را نه‌تنها به‌عنوان بدیل ادیان الهی مطرح می‌کنند، بلکه اساساً ادیان آسمانی را ناقص برمی‌شمارند و خود را نسخه نجات بخش و کامل‌کننده می‌دانند.

چنان‌که یکی از رهبران یوگا این آیین را برتر از ادیان معرفی می‌کند. او در نوشته‌ها و گفته‌های خود، صریحاً نارسایی و ناکارآمدی ادیان الهی را مطرح کرده است و می‌گوید: «تمامی آیینها اعم از مسیحیت، اسلام، میتراییسم، متناسب با زمان و شعور انسان هر یک درک خاصی از عملکرد ذهن و کیهان داشتند که اغلب نارسا بوده و موجب اختلاف گردیده است.»[11]

با نگاه به مجموع آموزه‌های یوگا، انحراف‌ها و تفاوت‌های جدی آن‌ها با اسلام فهمیده می‌شود؛ مسئله‌ای قابل تأمل برای کسانی که یوگا را فقط به‌عنوان یک ورزش قبول دارند و ترویج می‌کنند.

عرفان، مؤلفه‌‏‏های خاصی دارد، از جمله مؤلفه‌‏های عرفان می‌توان از تقرّب به خدا‌، یک‌سو نگریستن‌، یکسان زیستن‌، رهایی از دنیا‌، زمان و مکان‌، یافتن راهی برای دریافت مستقیم حقیقت به‌نام مکاشفه‌، توجه به باطن و درون جهان و انسان‌، استفاده از ریاضتی که براساس شریعت باشد و در نهایت یافتن آرامشی که با اعتماد به قدرت و علم بی‌پایانِ الهی حاصل شود‌، نام برد. حال اگر این عناصر در مکتبی وجود داشت‌ می‌توان اظهار کرد که آن مکتب، دارای عرفان حقیقی است‌، در‌حالی‌‏که یوگا از بسیاری از این مؤلفه‏‌ها، خالی است‌. لذا باید حد یوگا را بدانیم و آن را با عرفان مخلوط نکنیم.

یوگا یا یک نوع ورزش ذهن است یا روشی برای تعادل ذهن و جسم، یا راهکاری برای تمرکز جسم و ذهن. هیچ‌یک از این تعاریف‌، عرفان نیست‌. عرفان تقرب به خداست و یوگا راهی برای تقرب به خدا ندارد. راه خدا با یوگا به‌دست نمی‌آید‌؛ راه خدا با تکنیک‌‏ها و تمرین‌‏هایی که محور آن جسم و ذهن است حاصل نمی‌شود‌؛ پل ارتباط با خدا از یوگا نمی‌گذرد‌.

منبع: سعید صدری، روایت انحراف، جمکران، صص ۱۹۵- ۱۹۹

ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com

 

 

پی‌نوشت

[1]. «آناندا جیوتی از مبلغان یوگا، به این مهم اعتراف دارد و می‌گوید: «قبول اینکه یوگا فقط یک ورزش بدنی است که به کار چاقی و لاغری یا بدن‌سازی می‌خورد، کوته‌نظری است. در نظر گرفتن اهداف کوچکی مانند سلامت، ورزش، کاهش دردها، حل مشکلات روانی یا افزایش زیبایی و جوانی، اهداف بسیار کوچکی است که ممکن است منجر به زیان‌هایی هم بشود» (ساتیا سنگ آناندا جیوتی، علم عناصر، ص ۳۸-۳۹).

[2]. P.D. Sharma

[3]. شارما، یوگای پیشرفته، ص ۱۹

[4]. «B K. S. Iyengar» بنیان‌گذار سبک خاصی از یوگا به نام «یوگای اینگار» است و به‌عنوان یکی از قدیم‌ترین مربی‌های این علم در دنیا شناخته می‌شود.

[5]. آین گار، درخت یوگا، ص ۱۶

[6]. همان، ص ۱۴

[7]. ه. وود، یوگا، ص ۶

[8]. هویت، یوگا، ص۱۲

[9]. شیواناندا و ویشنود واناندا ، دائره المعارف یوگا، ص ۱۲۴

[10]. ساتیا ناندا ساراسواتی، یوگا سوتره‌های پتنجلی، ص ۹

[11]. نیرانجان آناندا ساراسواتی، گنجینه اسرار یوگا، ص ۴۸

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.