گرایش برخی افراد به عرفانهای نوظهور به علتهای مختلف روحی، خانوادگی، فکری، سیاسی، اقتصادی و… وابسته است. گاهی تمام این علتها در فردی جمع است و گاه بعضی از این عوامل در فردی وجود دارد. بعضی از علل پیدایش عرفانهای نوظهور، علت گرایش افراد به آنها نیز هست؛ از این رو، تعدادی از مهمترین عللی را که ممکن است، در پیدایش عرفانهای نوظهور و گرایش به آنها مؤثر باشند، توضیح میدهیم:
افول فرهنگ و تمدن بهمثابه علت پیدایش و گرایش به عرفانهای نوظهور
تمدن غرب بر پایه مدرنیته شکل گرفته و انسان غربی بر اساس این تمدن در ساحت معرفت خدا را نادیده انگاشته و خود را محور عالم دیده است. آنها جنبه انسانی خود را رها کردند و برای کسب لذتهای دنیایی هر عملی را مباح دانستند و ارضای شکم و شهوت خویش را در اولویت قرار دادند.
چنان که «نظریهپردازان پس از رنسانس با اعلام پوچی حیات، آدمی را که در منظر جهانبینی الهی، استعداد وصول به مقام خلیفهاللهی دارد تا سرحد موجودی بیهویت و در اندازه ابزاری کاملاً اقتصادی تنزل دادهاند.»[1]
بالاترین افق زندگی بشر غربی، ارضای تمایلات شهوانی و شکمی شده اما پاسخی برای لایههای معنوی و روحانی خود نیافته است.[2] از آن پس دچار نوعی بیهدفی، سردرگمی و بحران هویت شدند.
جری ریفکن، جامعه شناس انگلیسی میگوید: «تباهی که مدرنیته پدید آورده اساساً به نحوی نافی ماهیت فطری متعالی و آزادی و آزادگی انسان گردیده است. پس تاریخ مدرن را به طور طبیعی میتوان تاریخ مرگ انسانیت نامید.»[3]
به تعبیر حصرت آیت الله خامنه ای (مقام معظم رهبری): «فقدان یک فکر و اندیشه راهنما و ایدئولوژی متکی به یک فکر و تلقی درست از عالم وجود مهمترین خلأ دنیای غرب است.»[4]
همان طور که اندیشمندان غربی نیز به این امر معترفند. برژینسکی میگوید: «خلأ معنوی، تعبیر دقیقتری از پوچی معنوی است؛ همان پوچی معنوی که بخش بزرگی از تمدن غرب را فرا گرفته است.»[5]
در دوران معاصر این بحران به سرخوردگی از نابهسامانی روزافزون تمدن مادی انجامیده است و بهویژه در کشورهای مرکزی تمدن غربی، رویکرد روزافزون انسان معاصر را به دین و معنویت یا حتی مکاتب انسانی معناگرا به دنبال دارد.[6]
فطرت معنویتجوی انسان بهمثابه علت پیدایش و گرایش به عرفانهای نوظهور
عامل دیگر پیدایش و گرایش به عرفانهای نوظهور، فطرت خداجوی انسانهاست که عامل گرایش به پرستش و معنویت است. این عامل، بستری درونی در همه انسانها ایجاد کرده است و ایشان را به سمت معناگرایی و امور باطنی میکشد. اگر معنویت حقیقی را پیدا کنند که بهره مند خواهند شد؛ در غیر این صورت، سرابی از معنویت برای خود میسازند و به سوی آن حرکت میکنند.
نیاز روحی – روانی به آرامش و پرهیز از اضطراب
علت دیگر پیدایش عرفانهای نوظهور و گرایش به آنها، نیاز انسان به آرامش و پرهیز از تشویش و اضطراب است. افسردگی فزاینده، اضطرابها و نگرانیهای آزاردهنده، عشقها و پیوندهای سست و ناپایدار، ناتوانی افراد در برقراری روابط اجتماعی مؤثر و موفق و بسیاری از مشکلات دیگر باعث شده است، انسانها با جستوجوی پناهگاهی معنوی، ساعتی آرامش و عشق و شادمانی طلب کنند.
ملکم همیلتون، متخصص جامعهشناسی دین، این واقعیت را درباره غرب بهخصوص آمریکا صادق میداند و معتقد است، به هم ریختگی و تلخی روابط شخصی، اعتیاد به مواد مخدر، بیماریهای روانی، انزوا، بیاعتمادی و تنهایی باعث خلق گروههای تازهای شده است و فرقههای جدید از این اوضاع بیمارگونه بیشترین بهره را برده اند.[7]
جالب اینکه امروزه شمار بسیاری از کسانی که حامل یک پیام معنوی و صاحب مسلکی عرفانیاند، افرادی هستند که خود دورهای از بحرانهای روانی را پشت سر گذاشتهاند و به مدد دستهای از عوامل توانستهاند، برون رفت از بحران را تجربه کنند.
تجربه موفق ایشان در فرار از بحران یا احیاناً فرونشاندن و مهار بحران روانی، باعث شده است، عوامل برونرفت را بهجای معنویت و گاهی با نام عرفان مطرح و تبلیغ کنند.
«این افراد هنگام پشت سر گذاشتن یک دوره بیماری، بسیار خلاق و نوآورند و میتوانند جبران کنندهها و افکار مذهبی کاملاً نوینی ایجاد کنند. آنها پس از بهبودی و پیدا کردن وضعیت بهنجار قادر خواهند بود، افکاری را که در دوره بیماریشان به دست آوردند، به گوش دیگران برسانند و آن را به صورت یک سازمان نوپدید تجسم بخشند.»[8]
مشکل عرفانهای نوظهور این است که اگر آرامشی هم ایجاد میکنند، آرامشی عمیق و روحانی نیست که اعماق وجود انسان را فرابگیرد، بلکه آرامشی است که به اعصاب و عضلات مربوط میشود و بر مبنای درک کامل و عمیق وجود انسان استوار نیست؛ مانند یوگا مدیتیشن و… .
غیبت آموزههای صحیح دین و عرفان اسلامی
عدم ارائه صحیح دین مبین اسلام و عرفان، نشئت گرفته از آن و غیبت آموزههای صحیح دین و عرفان اسلامی دلیل دیگر گرایش روزافزون به عرفانهای نوظهور است.
سختگیری، سختگویی، عرضه در زمان و مکان نامناسب، عملیاتی نکردن مفاهیم عرفانی در زندگی و… میدان را برای جولان گروههای فکری مدعی معنویت و دیگر فرقهها باز گذاشته است و مردم را ناخودآگاه به سمت آنها سوق میدهد.
البته مردم نیز در عصر حاضر وقت کمتری برای افزایش سطح معلومات دینی خود صرف میکنند و کمبود معلومات مورد نیاز دینی باعث شده است، زمینه برای سوءاستفاده عرفانهای نوظهور فراهم شود.
سازگاری شبه معنویتها با غرایز انسانی
عرفان اصیل با افسار گسیختگی و هوای نفس مبارزه میکند و کمتر کسی همت انجام آن را دارد، در مقابل در بسیاری از عرفانهای نوظهور این طور نشان داده میشود که از راه پیروی از هوای نفس مواد مخدر، الکل و شهوت میتوان به معنویت رسید.
از این رو، با ترویج راحتطلبی، منفعت طلبی، کسب قدرت و ثروت، انجام کارهای خارقالعاده، دریافت آرامش در پرتو بیاعتنایی، لذتخواهی، رسیدن به خواهشهای جنسی، کسب موفقیتهای رؤیامحور و دهها سودای دیگر که با غریزه انسانی منطبق هستند، باعث گرایش افراد و گسترش خود میشوند.
آموزههای عرفانهای نوظهور، انسانها را از هدف آفرینش و حقایق هستی دور میکند. آنان را در قبال خواهشهای نفسانی و مطالبات غریزی وامینهد و روز به روز از فطرت الهی دور میکند.
شیوههای تبلیغی جدید
عرفانهای نوظهور با استفاده از رسانههای جمعی توانستهاند، مطالب غیر الهی خود را بهعنوان معنویت برتر به مردم معرفی کنند. شیوههای تبلیغی و ترویجی برخی از این گروهها به قدری دقیق و طبق برنامه است که در مدت زمانی بسیار کوتاه، دیدگاههای خود را به عمق زندگی انسانها وارد میکنند و به مطامع خویش میرسند.
مقابله غرب با دین حقیقی و انقلاب اسلامی
دین و مذهب از مؤلفههای امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران است. از این رو، یکی از راههای ضربه زدن به امنیت ملی، تضعیف دین و اعتقادات مردم است. در این راستا، ایجاد عرفانهای نوظهور و جذابیت بخشی به آنها در دستور کار قرار گرفته است.
بدیهی است، دشمنان ما برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی و مذهب تشیع از هر روشی برای تبلیغ و تحکیم عرفانهای نوظهور استفاده میکنند.
مشکلات اقتصادی
آموزههای برخی از عرفانهای نوظهور برای فرار از مشکلات مالی است. افرادی که بهدنبال کسب آسان درآمدهای کلان و سرمایهگذاریهای زود بازده هستند، به سوی این عرفانهای نوظهور گرایش مییابند یا گرفتار شرکتهای هرمی مانند گلد کوئیست میشوند. به نظر می رسد، این نوع سرمایه گذاریها بیشتر به سود سازندگان و مبلغان این عرفانهاست تا سرمایهگذاران.[9]
البته عوامل دیگری نیز باعث پیدایش و گرایش به عرفانهای نوظهور میشود؛ از جمله:
- عملکرد بد کلیسا و خودخواهیهای کشیشان و عدم درک نیاز نوع بشر به آرامش اطمینان و تعادل روحی
- میل به متفاوت بودن از بقیه افراد در قشر نوجوان و جوان به قصد جلب توجه دیگران
- وعده آموزش استفاده از قدرتهای فرامادی در برخی از عرفانهای نوظهور
- علاقه مردم به تجربه لذات معنوی
- رشد بیرویه و خودسرانه سرمایهداری و تبعات ناشی از آن
- حرکت به سوی جهانیسازی و ادعای صلح جهانی به دلیل نفرت عمومی از جنگ
- نیاز به تشکیل گروه به سبب ترس از تنهایی نهفته در ماهیت مدرنیته
- شرایط ظهور شخصیتهای کاریزماتیک به دلیل بحرانهای جهانی و چهره شدن عوامل مذهبی و فرقهگرا با عنوان شخصیتهای عرفانی و مقامهای معنوی و قائل شدن مقام برای این مدعیان تا حد الوهیت
- تغییر الگوهای نیاز از الگوهای اخلاقی و فطری به الگوهای رفاهزدگی و آسانگیری
- روند رو به رشد غریزهگرایی، مصرفگرایی و تنوعطلبی غیر فطری آدمیان
- وجود روحیه تکثرگرایی و تنوعطلبی
- رشد مهاجرتها، سفرها و ارتباطات مختلف در قالب گروههای فرهنگی و هنری
- تبلیغات گسترده ماهوارهای و رشد وبلاگها و چترومها با گرایش به فرقههای انحرافی
- بهرهبرداریهای سیاسی، عدم اطلاعرسانی و آگاهسازی بههنگام از سوی کارشناسان فرهنگی حوزوی و دانشگاهی
- ورود ادبیات بیگانه در قالب ترجمه کتابهای وارداتی، دسترسی آسان به کتابها و موضوعاتی با مضامین عرفانهای شرقی، سرخ پوستی و عدم نظارت صحیح بر جریانهای فکری منحرف
- ورود اندیشههای فلسفی همچون اومانیسم، سکولاریسم و… بدون توجه به فرهنگ دینی و اسلامی کشور
- و…
منبع: سعید صدری، روایت انحراف، نشر جمکران، صص ۳۶- ۴۲
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
پینوشت
[1]. حاجتی، عصر امام خمینی (ره) ، ص ۱۳۳
[2]. برای مطالعه بیشتر ر.ک: سید مرتضی آوینی، توسعه و مبانی تمدن غرب، نشر ساقی؛ رنه گنون، بحران دنیای متجدد، نشر حکمت؛ اصغر طاهرزاده، فرهنگ مدرنیته و توهم، نشر لب المیزان؛ عبدالوهاب المسیری، مدرنیته و رایحه باروت، ترجمه زینب ناظمیان، نشر کتاب صبح.
[3]. ریفکین و هوارد، جهان در سراشیبی سقوط، ص ۱۹
[4]. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان و دانش آموزان بسیجی «طرح ولایت»، ۱۳ شهریور ۱۳۷۸
[5]. حاجتی، عصر امام خمینی (ره)، ص ۱۳۳
[6]. همان
[7]. ر.ک همیلتون جامعه شناسی ،دین ص ۳۶۸
[8]. همان، ص ۳۵۴
[9]. پسنده، «بررسی راهکارهای مقابله با گرایش…»، ص۷۴-۹۹
