در یک نگاه کلی و کلان میتوان ضرورت استکشاف و تولید عرفان اهل بیتی وحیاتی را به دو حالت نشان داد:
الف) ضرورت ایجابی
- ضرورت علمی – معرفتی
- ضرورت عملی – معنویتی
- ضرورت عملیاتی کاربردی
ب) ضرورت سلبی
- ضرورت تقابل با عرفان صوفیانه (فرقهها و جهله صوفیانه)
- ضرورت تقابل با عرفان سکولار و لیبرال (عرفانهای نوپدید)
اما در نگاه تفصیلی و بسطی میتوان ضرورت استکشاف و تولید عرفان اهل بیتی وحیانی را این گونه بیان کرد:
اولاً؛ در باب ضرورت تحقیق و تولید عرفان اهل بیتی، توجه به این نکته لازم است که احادیث و روایات مأثور و مقطوع از آن ذوات نورانی و ادعیه حیاتبخش و معرفتآفرین آنان، دارای مضامین عرفانی زیاد و عمیقی است که ما را به عرفان اهل بیتی رهنمون میشوند. قرائت شیعی کاملترین و عمیقترین قرائت برای رسیدن به توحید حقیقی است.
ثانیا؛ عدم استحصال ظرفیتهای کامل، آموزهها و سیره اهل بیت با هدف نظامسازی عرفانی در دو عرصه نظری و عملی، عدم نقد مبنایی و انسجامگروانه فروعات و جزئیات دستگاههای عرفانی اسلامی با محوریت عرفان عترتی، عدم صورتبندی تفریعات مسئلهمحور و تطبیقات عصری مبتنی بر نظام عرفانی عترتمحور (بر اساس قاعده ان عَلَیْنَا الْقَاء الْأَصُولِ وَ عَلَیْکُمُ التَّفْرِیعُ)، اثبات و ایضاح کامل و کارآمد بودن عرفان اهلبیتی، استکشاف، تبیین و آنگاه تبلیغ عرفان اهلبیتی به جامعه علمی و آحاد جامعه به ویژه نسل جوان تشنه معرفت صائب و معنویت صادق و سبک زندگی معنوی، لزوم تبیین ابعاد معرفتی و باطنی معارف دینی، لزوم تبیین نظام معرفتی عملی برای سالکان و شیعیان و دلدادگان اهلبیت، انسجام بخشی به گزارههای پراکنده عرفانی در طول تاریخ شیعه، دفاع از کلیت عرفان و رویکرد عرفان در برابر منکران، عرفان گریزان و عرفانستیزان و پاسخگویی به شبهاتی که در حوزه عرفانپژوهی و معنویتهای نوظهور وجود دارد.
اما در خصوص شاخصههای عرفان اهلبیتی میتوان به موارد ذیل از حیث علمی کارآمدی و کاربردی اشاره کرد:
- هستیشناختی: توحید کامل ناب و بدون شوائب شک و شرک معرفتی مانند همهخدایی، نیستانگاری مطلق، خیالی و موهوم دانستن محض ماسوی الله و سوفسطائیگرایی در نتیجه مواجهه رئالیستی با واقعیات عالم هستی به عنوان تعینات و تجلیات حق تعالی با حفظ مراتب وجودی آنها. به بیان دیگر تجلی و تشکیک مظاهری.
- انسانشناختی: حقیقت محمدیه و انسان کامل مکمل معصوم در تراز نبی، رسول و ولی در نتیجه انسان کامل مطلق، عصری و نسبی.
- معرفتشناختی: معرفت عرفانی وحیانی در دو حوزه نظر و عمل با اعتبار معرفتشناختی و حجیت ارزششناختی، آن هم با روش ترکیبی – تألیفی.
- زبان شناختی: زبان تنزیلی، تأویلی و زبان عبارت و اشارت، زبان ظاهر و باطن بدون آلودگی به شرک زبانی و عدم نزاهت در بیان حقایق معرفتی.
- شاخصه غایتشناختی: قرب وجودی در اثر قرب فرائض و نوافل و تخلقی به حق تعالی با هدف خداخویی، صبغه یا رنگ و رایحه الهی یافتن، با نزاهت از شرک عملی و خداانگاری.
بخش دیگر پرسش، کاربرد و آثار عرفان اهل بیتی بود؛ باید عنایت داشت، عرفان اهلبیتی عرفانی است که به لحاظ ماهوی با متن زندگی انسان در ارتباط تام و تمام است. به بیان دیگر، عرفان زندگی است که اگر در همه لایههای زندگی در مقام حدوث، استمرار و بقا، ساری و جاری شود، موجد «زندگی عرفانی» خواهد شد.
در این عرفان، تجربه زیستی پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) و جانشینان معصوم آن حضرت، اسوه حسنه و سبک زیستاری و کنشگریهای مبتنی بر بینش و گرایشهای عرفانی تربیتیافتگان و شاگردان مکتب معنوی آنان، الگوی انسان آگاه و اهل معرفت انفسی و معنویت باطنی است.
در زندگی این اسوهها با همه مؤلفههای عرفانزا، عناصر معنویتساز و شاخصههای صدق و اخلاص مواجهیم؛ زندگیای که در آن آموزههای خلوت روحانی، اعتکاف عرفانی و اربعینیات سلوکی از یک طرف، مقامات معنوی و منازل سلوکی، توبه، زهد، ورع، فقر، توکل، تسلیم و رضا در پیوند با همه اضلاع زندگی اعم از زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی از طرف دیگر و حضور بالفعل و فعال در همه عرصههای حیات و حرکت اجتماعی، اعم از مواسات، ایثار، اتفاق، نوعدوستی، خیرخواهی و در واقع عرصههای اقتصادی، سیاسی و جهادی یا به بیان دیگر عرفان و معنویت اجتماعی از طرف سوم روبه رو هستیم و اطراف سهگانه حیات طیبه عرفانی و معنوی در یک نظام معرفتی سلوکی تعریف و تنظیم شده و میشوند.
در نتیجه، عرفان اهلبیتی دارای مختصات هویتی مانند جامعیت، کمال و مؤلفههای هویتساز همچون عبودیت، محبت، ولایت، شریعت، عدالت اجتماعی، جهادی بودن، سیاستگرایی و اعتدال و توازن در رشد معنوی و سلوک فردی – اجتماعی است.
این عرفان، فراصنفی، فراجنسیتی، فرازمانی، فرازمینی و فرازبانی بوده و عقلانیت و تقوای جامع، معیار فرزانگی و فضیلت شمرده میشود.
بنابراین، با توجه به هویت و ماهیت عرفان اهلبیتی، این عرفان اجتماعی، تمدنی مولد فرهنگ و تمدن هم سنخ، همگن و همگرا با خود است و بدین علل و دلایلی که بیان شد، عقلپسند و دلپذیر است؛ زیرا با فطرت، عقل و دل هماهنگی تمام عیار دارد و به همه نیازهای طبیعی، غریزی و فطری انسان بهصورت منظومهای توجه داشته و نیازهای چندلایه او را در همه ساحات و سطوح منظور و ملحوظ میکند.
عرفان اهلبیتی آثار و اثمار فراوانی در تأمین زندگی سالم و سازنده، کاربردهای علمی، عملی و عینی صائب و صادق انبساطآور و در نهایت خداگونگی خواهد داشت و بهشت زندگی را در زندگی بهشتی تولید میکند.
عرفانی که رابطههای چهارگانه متعارف ارتباط خود با خدا، ارتباط خود با خود، ارتباط خود با خلق و ارتباط خود با خلقت را در پرتو ارتباط خود با انسان کامل معصوم و شریعت حقه محمدیه تعریف، تنظیم و تحقق میبخشد.
عرفان اهلبیتی در واقع اصلاح بنیادی راهبردی و کاربردی را به صورت منظومهای در زیست عرفانی و متن زندگی معنوی نشان میدهد تا بینش، گرایش و کنش عرفانی شکل و شاکله یافته، سرنوشت توحیدی ولایی را برای آدمیان به ارمغان آورده و آسایش و آرامش را ثمره وجودی خود قرار دهد.
از طرفی کارکردهای عرفان اهلبیتی عبارتند از:
مسئولیتپذیری هماهنگی بین خلوت و جلوت، شهامت و شجاعت، احساس حضور خدا در زندگی، در هم تنیدگی عقلانیت و عدالت اجتماعی، زندگی خانوادگی پویا و پایای معنوی مملو از آرامش پایدار، حیات متعبدانه و متشرعان با سلوک رسالهای (فقهی)، خردگرایانه (عقلی) و معنویت همراه با زندگی انقلابی – جهادی، زندگی آکنده از خدمت به مردم و گرهگشایی از کارهای مردم، صداقتورزی و درستکاری، مواسات با جامعه، خیرخواهی برای مردم، دانشدوستی و معرفتآموزی و در نهایت انرژی متراکم معرفت معنویت و محبت توامان و به هم پیوسته.
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
