شادی ورشوچی
جریانهای معنوی نوظهور، پدیدهای جهانی هستند که اغلب در واکنش به سکولاریسم، مادیگرایی و ساختارهای سنتی مذهبی شکل میگیرند. در ایران، این جریانها از دهه ۱۳۷۰ شمسی (دهه ۱۹۹۰ میلادی) به این سو، به دلیل عواملی مانند جهانیشدن، دسترسی به اینترنت، و جستجوی معنوی شخصی، گسترش یافتهاند.
تقسیم بندی این جریان ها عبارت است از:
۱. معنویتهای نوظهور شرقی (Eastern New Age Spirituality)
این دسته شامل آموزههایی است که ریشه در مکاتب فلسفی و مذهبی شرق آسیا و هند دارند و اغلب بر تجربه درونی، خودشناسی، و رسیدن به حالتی متعالی (مانند روشنبینی یا آزادی) تأکید میکنند.
اُشو (Osho/راجنیش): اوشو با تأکید بر آزادی جنسی، مدیتیشنهای پویا (Dynamic Meditations) و نقد ساختارهای سنتی، نفوذ زیادی در میان جوانان ایرانی (به ویژه از طریق کتابها و ترجمهها) پیدا کرده است. آموزههای او معمولاً بر رهایی از قید و بندهای اجتماعی و کشف خود واقعی تمرکز دارد.
یوگا و مدیتیشن: اینها دیگر صرفاً تمرینات بدنی و ذهنی نیستند، بلکه به عنوان شیوههایی برای مدیریت استرس، بهبود سلامت روان، و جستجوی آرامش درونی مورد استقبال قرار گرفتهاند.
موجهای فرهنگی (مانند K-Pop/BTS): در تحلیلهای جامعهشناختی، گاهی اوقات ظهور پدیدههای فرهنگی بسیار فراگیر مانند موج کرهای (Hallyu) در برخی جوانان، به عنوان نوعی «آیینواره مدرن» یا پناهگاه عاطفی و روانی دیده میشود که نیازهای عاطفی و اجتماعی آنها را برآورده میکند، هرچند مستقیماً یک مکتب عرفانی نیستند، اما به عنوان یک بستر معنوی جایگزین عمل میکنند.
۲. معنویتهای نوظهور بومی/محلی (Indigenous/Local Emergent Spirituality)
این دسته منحصر به فرد است و شامل مکاتبی است که غالباً در داخل ایران شکل گرفتهاند و تلاش میکنند مفاهیم عرفانی را با فرهنگ یا زبان بومی ایرانی آمیخته و ساختاری جدید ارائه دهند.
عرفان حلقه (عرفان کیهانی): یکی از مهمترین و جنجالیترین جریانها در ایران است. این مکتب ادعا میکند که دسترسی مستقیم به «شعور کیهانی» یا «عشق الهی» را از طریق روشهایی خاص (مانند “شریعت و طریقت”) برای همه انسانها فراهم میکند. تأکید آن بر انرژیدرمانی و ارتباط مستقیم با مبدأ الهی، آن را از ساختارهای مذهبی سنتی متمایز میسازد.
ابَرآگاهی (Superconsciousness): این جریانها اغلب بر پتانسیلهای نامحدود ذهن انسان، ابعاد پنهان واقعیت و تکامل آگاهی تأکید دارند.
۳. معنویتهای نوظهور غربی (Western New Age Spirituality)
این بخش از جهانبینیهای مبتنی بر تأکید بر فردگرایی، تفکر مثبت و علمستیزه (Anti-Science) یا علمگرا (Scientistic) تغذیه میشود.
قانون جذب (Law of Attraction)
بر اساس این آموزه، فرد میتواند با تمرکز مثبت و تجسم خواستهها، واقعیت زندگی خود را شکل دهد. این ایده بسیار با روحیه مصرفگرایی و ایده «موفقیت فردی» در تضاد با مفاهیم سنتی توکل و تقدیر همخوانی دارد.
تفکر نوین (New Thought): تأکید بر قدرت ذهن و نیروی درونی برای خلق واقعیت.
اکنکار (Eckankar): یک دین/معنویت مبتنی بر “علم نور و صدا” که بر تجربیات شخصی و سفر روح تمرکز دارد.
عرفان سرخپوستی (Shamanism/Indigenous Spirituality): جذب عناصری از آموزههای بومی آمریکا (شمنیسم) که بر ارتباط با طبیعت، اجداد و دنیای ارواح تأکید دارند.
۴. معنویتهای ماوراءگرا و حاشیهای (Esoteric and Marginal Spirituality)
این دسته به شدت بر **تعامل مستقیم با موجودات یا نیروهای غیرعادی** تمرکز دارد و اغلب مرزهای بین باور، خرافه و ادعاهای ماورایی را محو میکند.
سحر، جادو، طلسم و دعانویسی: در این جریانها، افراد برای حل مشکلات مادی، عاطفی یا کسب قدرت، به جای اتکا به مکانیسمهای اجتماعی یا مذهبی رایج، به دنبال واسطههایی برای اعمال نفوذ بر واقعیت خارج از چارچوبهای شناخته شده علمی یا شرعی هستند.
ارتباط با جن و ارواح: این بخش، که گاهی اوقات با آموزههای بومی یا حتی برخی تفاسیر انحرافی از متون دینی آمیخته میشود، بر روی کانالسازی (Channeling) یا احضار موجودات غیرمادی برای کسب اطلاعات یا قدرت تمرکز دارد.
تحلیل جامعهشناختی: چرا این جریانها رشد کردند؟
رشد این عرفانها را میتوان در چارچوب “بحران معنا” (Crisis of Meaning) در جوامع مدرن و پستمدرن تحلیل کرد و محورهای مشترک زیر را می توان برای آن برشمرد:
- عدم پاسخگویی نهادهای سنتی: برخی افراد احساس میکنند که نهادهای مذهبی رسمی، پاسخگوی نیازهای روحی فردی، عاطفی، و پاسخگویی به چالشهای مدرنیته نیستند.
- فردگرایی و تجربه شخصی: عرفانهای نوظهور بر تجربه شخصی و مستقیم تأکید دارند (“خودت کشف کن”) که با افزایش فردگرایی در جامعه همخوانی دارد.
- جهانیشدن اطلاعات: دسترسی آسان به آموزههای جهانی از طریق اینترنت، به افراد اجازه داده است تا “بوفهی معنوی” خود را بسازند (Spiritual Buffet) و عناصری از سنتهای مختلف را بر اساس سلیقه خود ترکیب کنند.
- نیاز به سلامت روانی: بسیاری از این روشها (مانند مدیتیشن، یوگا، قانون جذب) به عنوان ابزاری برای مدیریت اضطراب، افسردگی و استرسهای زندگی مدرن به بازار عرضه میشوند که برای جوامع اسلامی بویژه ایران که دارای فرهنگ متعالی اسلامی و شیعی است فاقد کاربرد است. اسلام چون دین کاملی است بسیاری از آموزهای مطرح شده در دنیا را بطرز صحیح و بدون عوارض داراست فقط اراده و تعهد ، تخصص و پژوهش نیاز دارد. همچنانکه طبق بررسی پژوهشگران بحران معنا و بی هویتی در بین افراد با اعتقاد اسلامی بسیار کمتر از جوامع و افراد سکولار بی دین است. برای اطلاع بیشتر به کتاب « معنویت بی سامان»[1] به نویسندگی دکتر « صدیقه رمضانی» مراجعه کنید.
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
پینوشت
[1] – رمضانی، صدیقه، معنویت بی سامان- تاملی جامعه شناسی بر معنویت گرایی جدیدو چرایی گرایش به آن در ایران، سازمان تبلیغات اسلامی ،چاپ و نشر بین الملل، 1399
