حجت الاسلام علی محمدی هوشیار | نفوذ انجمن حجتیه در دستگاههای اجرایی و سایر مراکز تأثیرگذار و تصمیمگیر کشور از جمله نگرانیهای امام خمینی (ره) بود که با تعابیر و بهانههای مختلفی به آن متذکر میشد.
مانند تذکر به فقهای شورای نگهبان که مواظب باشند، یک مرتبه انجمن حجتیهایها همهچیز آنان را نابود نکنند.[1] و از همه مهمتر اینکه اجازه حضور افراد مؤثر انجمن در مناصب حساس و کلیدی را صادر نکرده و بر آن تأکید داشتند؛[2] چراکه حضور آنان مجلس و دولت را به انحراف میکشاند.
تمامی این حساسیتها و نگرانیها برای زمانی بود که اعضای انجمن حجتیه باورهای خود را به طور علنی تبلیغ مینموده و با القای ناامیدی در بین جوانان آنان را از انقلاب اسلامی دور میداشتند اما با اوج گرفتن مخالفت انقلابیون و روشنگری درباره خطرات اندیشه انجمن ناگزیر به انحلال انجمن تن داده و با صدور بیانیهای در مرداد ۱۳۶۲ از تبلیغ علنی اندیشهها و آرای دینی و سیاسی خود باز ایستادند.
اما این پایان داستان انجمن نبوده و هیچ گاه از اندیشههای پیشین کنارهگیری ننمودند. بلکه با «تاکتیک عادیسازی روابط» پای در لایهای عمیقتر گذاشته و نفوذ دیگری را رقم زدند که در چند محور مورد اشاره و بررسی قرار میگیرد:
۱. خدمات اجتماعی انجمن حجتیه
ارائه خدمات اجتماعی در مناطق محروم همچون مدرسهسازی، مسجدسازی، توزیع کیف و کفش در مدارس محروم و نظایر آن از جمله اقداماتی است که انجمن حجتیه به منظور عادیسازی روابط با مدیران دستگاههای اجرایی و نهادهای فرهنگی انجام میدهد.
آنان بدون تابلو و بدون تأکید بر نام انجمن حجتیه خود را به عنوان گروهی از شیعیان دلسوز معرفی نموده و از رهگذر ارائه خدمات اجتماعی، اختیارات فرهنگی آن مناطق را به عهده میگیرند.
نکته قابل توجه اینکه مبلغین و مدرسین انجمن، پس از ایجاد ارتباط مؤثر با جوانان و فعالان مذهبی، سیاستهای خود را با پوشش دفاع از امامت پیش برده و مسئله امامت و خلافت را به عنوان اولویت اول و ماجرای غصب جایگاه خلافت را به عنوان حساسترین مسئله به آنان القا میکنند.
در این پروسه تبلیغی پشتیبانی و به نوعی اطاعت از ولایت فقیه را در تعارض با مسئله امامت قرار داده و از این رهگذر جوانان شیعه را به کنشگرانی مذهبی علیه ولایت فقیه و انقلاب اسلامی تبدیل میکنند.
۲. نقد جریانهای انحرافی در انجمن حجتیه
شبکهسازی به بهانه نقد برخی جریانهای انحرافی از جمله اهداف اصلی انجمن حجتیه به شمار میرود که هرگز بدون استفاده از تاکتیک عادیسازی روابط میسور و مقدور نخواهد بود.
آنان با تمرکز بر نقد وهابیت و «احمد الحسن» که هر دو به عنوان چالشهای امنیتی مورد توجه دستگاهها و نهادهای ذیربط قرار دارند، با استفاده از عادیسازی روابط با مسئولین مربوطه و پس از جلب اعتماد ایشان و با تسخیر فضای مبارزه با این دو فرقه در کشور، شبکه مورد نظر خود را در قالب تأسیس مؤسسات و مراکز علمی راه اندازی میکنند.
علاوه بر این، با استناد به این اقدامات و آمارسازیهای گوناگون در خصوص مستبصرین این دو جریان به عادیسازی روابط با برخی بیوتات مراجع تقلید و فضلای حوزههای علمیه پرداخته و از این طریق از حمایتهای معنوی ایشان نیز بهرمند میگردند.
۳. خنثیسازی منتقدین توسط انجمن حجتیه
ثبت اسامی منتقدین و مخالفین انجمن حجتیه لیست مفصلی را میطلبد تا نام آنان را از بدو تأسیس انجمن تاکنون جمعآوری نموده و ثبت در تاریخ کرد. با این وجود، آنچه امروزه در میانه میدان نقد انجمن حجتیه دیده میشود، تعداد انگشت شماری هستند که آنان نیز از شدت و حدت نقد و انتقاد کاسته و دیگر در جبهه تقابل با گسترش این جریان دیده نمیشوند.
شاید یکی از دلایل مهم این اتفاق عجیب موفقیت انجمن حجتیه در خنثیسازی منتقدین با تمسک به روشهای گوناگون است و عادیسازی روابط میتواند به عنوان یکی از اصلیترین دلایل مورد گفتگو قرار گیرد.
در پارهای از موارد مشاهده شده است که مسئولین انجمن با ایجاد فضای احساسی و بمباران محبت نسبت به برخی ناقدین شاخص خود آنان را در باتلاق ترفند مدیونسازی، گرفتار کرده و امکان هرگونه مخالفتی را از ایشان بازستاندهاند.
نیز با استفاده از وساطت برخی فضلا یا دست اندرکاران، فضای تقابل را به فضایی صمیمی و همراستا تبدیل کرده و انجمن را به عنوان جزء لاینفک در اجرای برخی امور مذهبی و دینی القا کردهاند. البته باید به این نکته مهم توجه داشت که مخالفین انجمن حجتیه، لزوماً انقلابی نبوده و صرفاً با میانی علمی و اندیشهای سر ناسازگاری دارند.
گاهی میان انگارههای هویتی و ارزشی این دسته از منتقدین و ارزشهای انجمن حجتیه با سکولار بودن هر دو رابطهای دوسویه وجود دارد و همین امر شانس پیوند و عادی شدن روابط آنان را تقویت میکند.
[1]. امام خمینی، صحیفه، ج۲۱، ص ۶۸۰
[2]. هاشمی رفسنجانی، اکبر و هاشمی، فاطمه، پس از بحران، دفتر نشر معارف انقلاب، ص ۱۴۴
ارتباط با ما: ferghepajoohi@gmail.com
